29می2017

سازمان جوانان کمونیست

گزارش و خبر

گزارش و خبر (178)

من اعتراف میکنم

ما بادبادک های بند 2 الف در زیر آسمان اوین
آتنا دایمی ، امید علی شناس ، ئاسو رستمی ،علی نوری، آتنا فرقدانی در فضای حقیقی دوستانی بودیم که هم چون بادبادک ها در کنار هم به بلندای نخی که به آسمان می کشاندمان، درد داشتیم. درد از دست رفتن "انسانیت" و خلاصه شدنش در طنابی که بر گردن بسیاری چنبره می زند و چه قامت هایی که به اوج نمیروند در سراشیبی کوهپایه ها و ما بی درد مینشینیم تا دردمند نشویم
دوستانی بودیم در کنار هم که نه مجاهد، نه سلطنت طلب، نه توده ای و نه هیچ حزب و آیینی بر ما کوچکترین سایه ای نینداخته بود که حال بخواهیم پاسخگویش باشیم
ما تنها همچون بادبادک ها رقصیدیم و هراسیدیم از خطوط قرمزی که به سطح میرفتند و ترسیدیم که مباد به حجمی در آیند و دیگر نتوانیم پرواز کنیم در آسمان آبی مان..! اما فقط توانستیم لبخندمان را هدیه کنیم به تمامی خطوط، حتی برای کسانی که همیشه از خطوط ویژه عبور میکنند. ما با سیلی باد رقصیدیم برای نه گفتن به کوتاهی قامت چهار پایه ای که در مقام انسان به زیر کشیده شد..!
برای یادبود عددهایی هم چون 86 ، 9 و...... که هیچگاه در قطعه هایی از گورستان تاریخ در برابر سرخی اعدادی چون 113 به خاک ننشستند، مگر برای به بار نشستن جوانه هایی که قامتشان سروی خواهد شد با سایه ای سبز بر زمین سرخ
همه ی ما بادبادک ها باید روزی هم چون رنگین کمان پلی شویم برای عبور کودکانی که دیگر چوب "الف" بر سرشان ننشیند مگر در قامت پر صلابت حروف آزادی
من اعتراف میکنم مجرم هستم و جرمم آزادی خواهی است

با مهر
آتنا فرقدانی

سن فرار دختران از خانه به ۱۲ سال رسیده است.
از ‌سال ۱۳۹۰ تا کنون ٧٩٠ زن خیابانی در مراکز بازپروری، سازمان بهزیستی جمهوری اسلامی پذیرفته شده‌اند. تعدادی از این زنان از طرف پلیس تهران با حکم قاضی و عده‌ای هم به اشکال دیگر به این مرکز معرفی شده‌اند.

معمولا این زنان مدت طولانی را در مراکز بازپروری نگهداری می‌شوند و برای گروهی از آنها کارهایی در نظر گرفته می‌شود.

دکتر حبیب‌الله مسعودی فرید معاون سازمان بهزیستی جمهوری اسلامی می‌گوید: همان ‌طور که می‌دانید شیوع اختلالات روان‌شناختی در زنان آسیب‌دیده نسبت به نُرم جامعه بیشتر است؛ هم در ابتدا به دلیل تعارضات خانوادگی و هم بعدا چون خیلی از آنها مجبورند بعضی از شب‌ها را بیرون بخوابند و دچار اختلالات اضطرابی و… شده‌اند. از طرف دیگر، چون از داروها و موادمخدر استفاده می‌کنند، دچار مشکلات روانی هم هستند. ضمن آنکه به بدن خود نمی‌رسند و مشکلات جسمی فراوانی هم دارند. به همین دلیل مورد معاینات و معالجات پزشکی قرار می‌گیرند.

بیشتر این زنان از سن ٢٠ تا ۴٠‌ سال هستند و البته سن بالاتر و پایین‌تر هم در میان آنها دیده می‌شود. متأسفانه اخیراً نتایج چند پژوهش نشان داده که سن آنها به ١۵‌ سال هم رسیده است.

نکته غم‌انگیز دیگر هم این است که اغلب زنان "تن فروش" دچار فقر مادی و فرهنگی هستند و از خانواده‌هایی می‌آیند که پدر و مادرانشان معتادند. زندگی زنان آسیب‌دیده دارای یک مثلث است: اعتیاد، خشونت و تن‌فروشی. مثلا فرد ممکن است معتاد شود و همین باعث تن‌فروشی او شود و برعکس.

به گفته مسعودی فرید براساس آخرین آماری که خانم دکتر مینو محرز استاد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و متخصص معروف بیماری‌های عفونی و ایدز اعلام کرده است، ۵‌ درصد زنان خیابانی در تهران ایدز دارند. به هر حال یکی از راه‌های انتقال ویروس اچ‌آی‌وی علاوه بر معتادان تزریقی، زنان خیابانی‌اند.

البته این مشکلات تنها خاص زنان خیابانی تهران نیست بلکه همین وضع در خراسان، فارس، اصفهان و ایلام و آذربایجان و خوزستان هم وجود دارد.

حبیب مسعودی یادآور می‌شود که وقتی شما می‌خواهید یک زن خیابانی را به زندگی برگردانید، اعتبار زیادی می‌خواهد؛ خیلی وقت‌ها خانواده آنان را نمی‌پذیرد و باید جایی باشد که آنها زندگی کنند و شغلی داشته باشند تا بتوانند زندگی‌شان را بچرخانند.

در مورد تعداد زنان خیابانی این مسئول می‌گوید: من تا به حال آماری در این ‌باره ندیده‌ام. معمولا این آمار جزو آمارهای محرمانه است و در اختیار ما قرار نمی‌گیرد. این جزو آسیب‌های پنهان است. شیوع آن را نمی‌توان درست اندازه‌گیری کرد و کسی هم خیلی دوست ندارد درباره آن صحبت کند.

اما به هر حال اگر واقعاً نیازی به آمار تعداد تن فروشان در شهر باشد، راه‌های زیادی وجود دارد. یک راه ساده‌اش این است که کارشناسان یک ماه در مکان‌هایی که پاتوق این زنان و مشتریانشان است حضور داشته باشند و تعداد آنها را برآورد کنند. درحال حاضر حتی کسانی که خودشان جزو مشتریان و مردان خیابانی هم نیستند، ممکن است به گوش‌شان خورده باشد که کدام خیابان‌ها بیشتر مرکز فعالیت این گونه زنان است. البته همین الان هم پلیس از محل تجمع این زنان خبر دارد. اما فقط خیابان‌ها نیستند که محل تن‌فروشی و تقاضا هستند و ممکن است از طریق تلفن و سایت‌ها و صفحه‌هایی که به‌ویژه در سال‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی دراین زمینه فعالیت می‌کنند به این چرخه پیوسته‌اند.

در ضمن باید دانست که معمولا این زنان به دلیل فقر و آسیب‌های اجتماعی در خانواده‌شان وارد این کار می‌شوند. خیلی وقت‌ها هم بچه‌ای که از خانه فرار کرده در مرحله اول دلش نمی‌خواهد تن فروش شود اما در ادامه و به صورت اجباری وارد این کار می‌شود. من پیشنهاد می‌کنم که به سلامت روان آنها بیشتر توجه شود و باید به سمت شناسایی زودهنگام‌تر آنها پیش برویم تا بتوانند زودتر به مراکزی مراجعه کنند که آنها را حمایت می‌کند.

در حال حاضر ۴۵٠ دختر فراری در خانه‌های سلامت نگهداری می‌شوند. کسانی که به خانه‌های سلامت می‌آیند، تماس جنسی نداشته‌اند و عمدتا در سنین پایین‌تری‌اند یعنی ١٢ و ١٣ سال دارند و متاسفانه سن فراردخترها از خانه به ۱۲ سال رسیده است که بسیار خبر بد و خطرناکی است.

داستانی زیبا و خواندنی که هر ایرانی با خواندنش ،خود را در زندگی روزمره اش می بیند، شاید برای غیر ایرانی مهیج و عجیب باشد ولی برای ایرانی ها واقعیت زندگیشان می باشد...
اشتفان اورت، روزنامه‌نگار آلمانی، دبیر بخش جهانگردی اشپیگل است و گزارش‌هایش تاکنون چندین جایزه برایش به ارمغان آورده‌اند.

او بعد از سفر پر ماجرایش به ایران، اخیراً کتابی به زبان آلمانی در شرح سفر خود نوشته که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. او در گزارش سفرش شرح می‌دهد از اینکه چطور در مرز ایران بازداشت شده و وسایل سفرش را وارسی کرده‌اند و چقدر شانس آورده که چیزی – از جمله بعضی عکس‌های داخل دوربینش را – پیدا نکرده‌اند و او قسر در رفته است.
سفر او به ایران، از چند نظر سفری معمولی نبوده است. یکی به این خاطر که به کشوری پر تناقض سفر کرده است که مردمش زیر انواع فشارهای سیاسی و اجتماعی، دست و پا می‌زنند. دیگر اینکه سفری عادی نبوده که او از فرودگاه یک راست به هتل و رستوران برود.
اشتفان اورت از راه‌های غیر معمول یک راست نزد مردم رفته است. بار و بنه روی کولش انداخته و از خانه این دوست به خانه آن دوست رفته است. در سفرهای گروهی که ارزان تمام می‌شوند شرکت کرده و به این ترتیب با سرکشی به گوشه و کنار زندگی مردم، به زوایای پنهان زندگی آن‌ها پی برده و این همه را مفصل شرح داده است.

او از یک سو شاهد زندگی روزمره مردم در کوچه و خیابان بوده که زیر کنترل حکومت و از ترس گشت ارشاد ناچار، به ساز حکومت می‌رقصند، اما در خفا و به موازات آن، «آن کار دیگر می کنند»، یعنی آن‌طور که دلشان می‌خواهد، زندگی می‌کنند.
اشتفان اورت می‌گوید: «مردم وقتی از بیرون به خانه می آیند و در را پشت سرشان می‌بندند، وارد یک زندگی کاملاً متفاوت دیگر می‌شوند.»

مشاهده این زندگی دوگانه اورت را بر آن داشته است که بگوید: «ایرانی‌ها فقط در مهمان‌نوازی یکه عالم نیستند، بلکه در امر دور زدن اخلاق حاکم هم، همتا ندارند.»

بخشی از آنچه که او در سفرنامه‌اش نوشته است، در زیر می‌خوانید:

گزارش یک مهمانی

محل بر‌پایی بیکینی پارتی، جایی در حومه شهر مشهد است. ما با یک جیپ قدیمی روباز مدل ۱۹۸۳ که شیشه جلو هم ندارد و موتورش مثل تراکتور قار‌قار می‌کند، راهی آنجا هستیم. از این شکل و شمایل تابلوتر نمی‌شود به محل یک قرار سور و سات مخفی رفت.

ماشین جلوی یک در آهنی متوقف می‌شود. در شبیه آن درهایی است که تنها با گفتن کلمه رمز باز می‌شوند و می‌شود واردشان شد. به هر حال تا ماشین به در می‌رسد، در باز می‌شود و می‌رویم تو. در پشت‌مان بسته می‌شود و ما خود را در یک باغ می‌‌یابیم. از یک ماشین پژو ۲۰۶ صدای موزیک رقص به گوش می‌رسد. یکی می‌پرسد: «علف داری؟ … ودکا چی؟»

قیافه‌اش به مشت‌زن‌های حرفه‌ای نمی‌خورد، اما با خالکوبی‌هایش به دار و دسته هیپی‌ها می‌زند.

اینجا جمهوری اسلامی ایران است. دولت ملاها. دژ شیعیان محافظه کار. اینجا شراب‌خواری ۸۰ ضربه شلاق دارد و تکرار آن ممکن است به اعدام ختم شود. اما هر جا قوانین سفت و سخت باشند، هوس نقض آن‌ها هم زیاد است. من دو ماهی در ایران پیش افراد مختلف اتراق کردم تا ببینم مردم چطور نظارت حکومتی را دور می‌‌زنند.

برای ایرانی‌ها رسماً ممنوع است خارجی‌هایی را پیش خودشان نگه دارند که هنوز از پلیس اجازه دریافت نکرده‌اند. خارجی‌ها برای دریافت این مجوز ٢۴ ساعت فرصت دارند.

دولت ایران می‌ترسد که جاسوسان به عنوان گردشگر وارد کشور شوند و اقامتگاه خصوصی پیدا کنند. بنا به گزارش منابع وزارت خارجه آلمان، تاکنون مواردی بوده که آلمانی‌هایی از ایران اخراج شده‌اند چون خواسته‌اند از راه اینترنت در ایران اقامتگاه خصوصی پیدا کنند.

همسایه‌ها بو نبرند

سعید که طراح گرافیک و اهل شیراز است به من گوشزد می‌کند که «همسایه‌ها نباید بویی از حضور من در آنجا ببرند.»

او می‌گوید که با حضور من هر روز منتظر است پلیس جلوی خانه‌اش سبز شود: «اما تا آن زمان، تا می‌توانم مهمان دعوت می‌کنم. سه روز که بدون مهمان بمانم، دلم می‌گیرد و خودم را تنها حس می‌کنم.»

امروز مرا مهمان کرده و قرار است پیش خودش ببرد. جوان بیست ساله‌ای است با ابروهای پرپشت و لبی خندان. پای ثابت مهمانی‌های پنهانی است. تنها در سه ماه گذشته، ۴۵ مهمان داشته است.

با ماشین یکی از دوستان که به خانه‌اش می رسیم، به من توصیه می‌کند که آرام باشم و در خیابان انگلیسی حرف نزنم وگرنه همسایه‌ها بو می‌برند. سماور را آتش می‌کند و چای دم می‌کند. روی تاقچه و قفسه‌های اتاق کوچکش پر از خرت و پرت است. از گوش‌ماهی‌های سواحل خلیج‌فارس گرفته تا انواع و اقسام سکه‌ها و پول‌های خارجی: پنی، لیره، روبل، پزو و ….

سعید آرزو دارد روزی اروپا را با سوار شدن ماشین‌هایی که حاضر باشند مجانی سوارش کنند، بگردد. ولی برای تحقق بخشیدن به این آرزو ابتدا باید به خدمت سربازی برود تا بتواند پاسپورت بگیرد.

در ورودی شیشه‌ای خانه‌اش را با کاغذ آلومینیومی پوشانده تا چیزی از بیرون پیدا نباشد. پنجره پشتی با مقوا استتار شده و جلوی دری هم که به حیاط باز می‌شود، یک پرده قرمز تیره رنگ آویخته‌اند.

خانه با این تمهیدات روی هم رفته یک آپارتمان ایرانی از نوع «پوشیده شده از چشم اغیار» است، چون آنچه در این خانه‌ها می‌گذرد، با قوانین دولت توتالیتر برای رفتار شهروندان، تناقض دارد.

هندوانه در استخر

در صفحه فیس‌بوکی «آزادی‌های یواشکی»، بعضی خانم‌ها خود را بدون چادر و روسری نمایش می‌دهند. در ویدئوی رقصی هم که به نام «ویدئوی هپی» معروف شد، صحنه‌های مشابهی که حاکی از نقض قوانین جاری است، همه جا پخش شده است. اینها همه البته نوک کوه یخ است: بیش از شصت درصد ایرانی‌ها زیر ۳۰ سال دارند و خیلی‌هایشان کارهای یواشکی زیادی می‌کنند.

احسان، اهل مریوان است. او سالی ۶۰۰ لیتر شراب قرمز تولید می‌کند. می‌گوید: «اگر گیر بیفتم، باید برای هر لیتر یک سال حبس بکشم.»

شرابی که او درست می‌کند خوشمزه است و با طعم میوه. موقع خداحافظی با من، یک شیشه شراب برایم پر می‌کند که در ساک سفر، هدیه پر درد‌سری است.

شخص دیگری که با او آشنا می‌شوم، زنی به نام دومینه یاسمین، اهل تهران است. (نام‌ها همه مستعار هستند.)

او در میان محافل مخفی اسم در کرده است چون عکس‌هایی از روابط سکسی به شیوه «ارباب – برده» را در اینترنت منتشر کرده است. اتفاقی که در جنگل‌های شمال رخ داده است.

من چهار شب مهمان این خانم بودم. از من خواستند نقش برده را در این نمایش‌های سکسی بازی کنم که زیر بار نرفتم و به سختی از زیرش در رفتم.

شاهین، اهل همدان، یواشکی به من می‌گوید که به نظرش سر تا پای اسلام مزخرف است. بنا به احکام شریعت هر مسلمانی که مرتد شود، با مجازات مرگ مجازات می‌شود. مجازاتی که طبیعتاً می‌تواند شامل حال شرکت‌کنندگان در بیکینی پارتی مشهد هم بشود.

دختر‌های بیکینی‌پوش می‌پرند توی استخر و پسرها از آن‌ها عکس می‌گیرند و همه شادی می‌کنند. اگر آن‌ها در این وضع گیر بیفتند، عاقبت سختی در انتظارشان خواهد بود.

برای پارتی امروز یادشان رفته ماری جوانا بیاورند. هیچ‌کس مشروب هم نیاورده. در عوض تا می‌توانیم آب‌بازی می‌کنیم، هندوانه می‌خوریم و سیگار بهمن دود می‌کنیم. به نظرم این معصومانه‌ترین مهمانی دنیاست در خانه‌ای محصور در دیوارهای چهار متری.

منبع: اشپیگل آنلاین

زنان ایرانی از هیچ یک از حقوقشان برخوردارنیستند.
سنگسار تنها در 6 کشور جهان قانونی است که یکی از این کشور ها ایران است. من ماکتی از سنگسار یک زن ایرانی را ساخته و در روز 8 مارس به نمایش گذاشتم تا زبان زنان کشورم باشم و اطلاع رسانی کنم.

رویا منصور از 8مارس روز جهانی زن در نروژ

زنان مکانی از آنِ خود ندارند! روز جهانی زن کنسل شد!

با توجه به اینکه مسئولین با برگزاری مراسم 8 مارس روز جهانی ‫#‏زن‬ مخالفت کردند ‫#‏زنان‬ و فعالین حقوق زنان در خیابانهای ‫#‏تهران‬ و ‫#‏مترو‬ پلاکاردهای خود را بدست گرفتند.

 


گوشه ای از 8 مارس روز جهانی #زن در #کردستان. #زنان با نواختن آلات #موسیقی این روز را گرامی داشتند!

http://goo.gl/yypJ4C

در #مراکش، #زنان با فریاد اعتراضی برای دستیابی به #برابری روز جهانی #زن را برجسته کردند.

8 مارس 2015

http://goo.gl/yypJ4C


#برزیل، #سائوپائولو؛ مدافعین حقوق #زنان در دفاع از قانونی کردن حق سقط جنین دست به حرکت اعتراضی زدند.

8 مارس2015، روز جهانی زن
http://goo.gl/yypJ4C

در #ترکیه شهر #استانبول، تظاهر کنندگان روز جهانی زن، بر علیه #خشونت بر #زنان برای ورود به میدان تقسیم در خیابان استقلال، با مقاومت پلیس مواجه شدند. آنها تلاش میکردند دیوار دفاعی پلیس را بشکنند.

8 مارس 2015، روزجهانی #زن
http://goo.gl/yypJ4C

اعضاء گروه فمن در پاریس قبل از حرکت اعتراض عریان، با زنجیرهایی که نشانه های مذاهب مختلف را حمل میکرد و نمایانگر به بند کشیده شده زنان بدست مذهب بود، وارد مارش 8 مارس روزجهانی زن شدند.

Activist of feminist movement Femen with chain bearing religious signs before taking off clothes during a parade making International Women´s Day on March 8, 2015.

http://goo.gl/yypJ4C

صفحه9 از13

connect1