25September2017

سازمان جوانان کمونیست

گزارش و خبر

گزارش و خبر (183)

دین گریزی آنقدر در ایران وسیع و گسترده شده که علیرغم همه تلاشی که برای پنهان کردن ان میشود اما فایده ای نداشته و بعضی وقتها از دستشان در میرود و مثل استاندار تهران مجبور به اعتراف میشوند. این مسئله در بین جوانان بسیار فراگیرتر از دیگر بخشهای جامعه است و این اعترافات میتواند برای آنانی که مدام توی سر مردم میزنند و میخواهند جامعه ایران را مذهبی معرفی کنند زنگ خطر باشد. در ادامه پیشنهادمیکنیم نظر استاندار تهران مبنی بر اینکه نود درصد جوانان ایران از اسلام فاصله گرفته اند را بخوانید.(جوانان کمونیست)

معاون سیاسی استاندار تهران:
۹۰ درصد جوانان ایران از اسلام فاصله گرفته‌اند!
شهاب‌الدین چاوشی٬ معاون سیاسی استاندار تهران گفته ۹۰ درصد جوانان کشور از اسلام و احکام آن فاصله گرفته‌اند و ایران سال‌هاست که غربی‌ها را در مذاکرات هسته‌ای «سر کار گذاشته است.»
آقای چاوشی این مطالب را در دفاع از سخنان حسن روحانی درباره وظایف پلیس و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران بیان کرده است.
وی بی‌آنکه نامی از مراجع تقلید و رئیس مجلس خبرگان رهبری ببرد گفته برخی از کوته‌بینان از سخنان رئیس جمهوری درباره وظایف پلیس برداشت‌های «انحرافی» کرده‌اند.
چاوشی اضافه کرده که حسن روحانی نگرانی آسیب دیدن اسلام در ایران است و به همین خاطر نیز گفته وظیفه پلیس اجرای اسلام نیست بلکه اجرای قانون است.
به گفته وی اگر در جمهوری اسلامی هرکس بخواهد هر طور که اسلام را می‌فهمد اجرا کند، دین اسلام را به «ملعبه‌ای» برای «هوس‌های سیاسی» تبدیل می‌شود.
وی افزوده در گذشته کسانی که می‌خواستند بر اساس تشخیص خود اسلام را اجرا کنند با قتل‌های‌های زنجیره‌ای «اعتبار» و «حیثیت» حمهوری اسلامی را نشانه رفتند.
این مقام مسئول در بخش دیگری از سخنان خود به انتقاد از عملکرد مقام‌های جمهوری اسلامی پرداخته و گفته این نوع عملکرد‌ها باعث شده ۹۰ درصد جوانان از اسلام فاصله بگیرند.

با توجه به تشديد فشار نهادهاي امنيتي، موج بازداشت ها وبرخورد با فعالين كارگري درآستانه اول مي روز جهاني كارگر و جلوگیری از برگزاري مراسم ،تعدادي از فعالين كارگري در تبريز با نصب پوسترها و تراكت هايي در مكانها و معابر عمومي شهرضمن تاكيد بر مطالبات و خواسته هاي خود اين روز را گرامي داشتند.

شما نیز میتوانید رویدادهای اطرافتان را برای ما از طریق آدرسهای زیر بفرستید:
اس ام اس، واتس آپ، وایبر، تلگرام: 0046739681438
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
پیام خصوصی به صفحه فیسبوکی: https://www.facebook.com/cyo.sjk
گوگل پلاس: JavananKomonist+
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: javanankomonist@

گروهی از جریان‌ها و نیرو‌های #حزب‌الله در قزوین با انتشار نامه سرگشاده‌ای به مقام‌های محلی نسبت به گسترش ارائه خدمات «اپیلاسیون کامل بدن» در آرایشگاه‌های زنانه این استان هشدار دادند.
در این نامه آمده که آرایشگاه‌های زنانه استان قزوین با ارائه این خدمات به «پیاده نظام کارگردانان برخی از برنامه‌های ماهواره‌ای تبدیل شده‌اند.»
این نامه افزوده که «#اپیلاسیون کامل بدن» به طور واضح «خدمت رایگان» به جبهه فرهنگی «دشمن» جهت «ضربه زدن» به عفت و حیا و پوشش #زنان #جامعه است.
امضاء‌کنندگان این نامه از مقام‌های مسئول خواسته‌اند هرچه سریع‌تر آرایشگاه‌های ارائه دهنده این خدمت «غیر شرعی» را ساماندهی کرده و اقدام به حذف چنین پدیده‌ای کنند.
آن‌ها همچنین هشدار داده‌اند در صورت بی‌اعتنایی مقام‌های مسئول «توهین عملی به مقدسات خود را تاب» نخواهند آورد.
امضاء‌کنندگان این نامه همچنین افزوده‌اند در صورت حذف نشدن این خدمات از آرایشگاه‌های زنانه «خود رأساً در این زمینه اقدام خواهند نمود که مسلماً عواقب آن به عهده مسئولین متسامح خواهد بود.»

پ.ن. انقلاب زنانه: این اقدام حزب الله قزوین گامی دیگر در جهت ایجاد رعب و وحشت در جامعه بخصوص در بین زنان در جهت اسلامیزه کردن جامعه است. اما سوال اینجاست که آیا تا به حال سرکوبها و ایجاد رعب و وحشت ها، و حتی اسیدپاشی ها تاثیری در اسلامیزه شدن جامعه گذاشته است؟

پلیس به اصطلاح امنیت در تهران از دوباره بازگو شدن مسئله ی اسید و اسید پاشی هراسید و دست به عکس العمل زد ،به راستی چرا انقدر ترس ؟؟
پلیس امنیت تهران از برگزاری مراسم یادبود سمیه مهری توسط شماری از فعالان حقوق زنان در مقابل بیمارستان لقمان محل درگذشت این قربانی اسیدپاشی جلوگیری کرد.

سمیه مهری از قربانیان اسیدپاشی بم روز سه شنبه به دلیل "ازکارافتادگی ریه در اثر زخم‌های ناشی از اسید" در بیمارستان لقمان تهران درگذشت و به گزارش کانون زنان ایرانی روز پنج شنبه بیست و هفتم فروردین ماه تعدادی از فعالان جنبش زنان قصد داشتند همزمان با سومین روز درگذشت سمیه با گذاشتن گل و روشن کردن شمع مقابل بیمارستان لقمان نسبت به یاد و خاطره او ادای احترام کنند.

ماموران پرشمار پلیس امنیت نیروی انتظامی تهران اما با حضور مقابل بیمارستان لقمان تهران از حاضران خواستتند تا "خیابان مقابل بیمارستان را ترک کنند و به جایش در فضای مجازی سوگواری کنند و کمپین تشکیل دهند."

کانون زنان ایرانی خبر داده است که "بعد از این، تعدادی از این فعالان در پارک کوچکی در نزدیکی بیمارستان لقمان شمع روشن کردند و با گذاشتن شاخه های گل و عکس هایی از صورت های سوخته سمیه و رعنا، یاد این قربانی اسیدپاشی را گرامی داشتند اما "کمی بعد در همین محل نیز ماموران موتورسوار امنیتی حاضر شدند و حاضران را پراکنده کردند و حتی شمع‌های آنان را گرفتند."

سمیه مهری و فرزندش رعنا که ساکن یکی از روستاهای بم بودند در اردیبهشت‌ماه سال ۹۰ از سوی همسرش مورد اسیدپاشی قرار گرفتند. همسر سمیه، عباس که معتاد هم بود، در ساعت ۳ نیمه‌شب هنگامی‌که او فرزندانش در خواب بودند با سطل اسید به سراغ‌شان آمد، سمیه دچار سوختگی شدید شد وچشمهایش را از دست داد و نیمی از صورت رعنای سه ساله هم سوخت. شوهر سمیه اکنون در زندان کرمان نگهداری می‌شود و بعد از مرگ سمیه پرونده قضایی‌اش و نتیجه شکایت سمیه از این ماجرا نامعلوم خواهد بود.

سمیه بعد از چهار سال تحمل رنج و انجام چند عمل، با شدت گرفتن مشکلات تنفسی از جمعه گذشته در بیمارستان لقمان تهران بستری شد اما روز سه شنبه به دلیل "ازکارافتادگی ریه در اثر زخم‌های ناشی از اسید" درگذشت.

این قربانی اسیدپاشی که هنگام مرگ 32 سال داشت در حالی این دنیا را ترک کرد که وضعیت حضانت و نگهداری دو دخترش نامعلوم است. در جریان این اسیدپاشی رعنای سه ساله هم آسیب جدی دیده بود. رعنا و نازنین دو دختر سمیه مهری اکنون نزد خانواده مادری‌شان هستند.

افزایش دستمزد بالاتر از خط فقر، آزادی معلمان زندانی، تحصیل رایگان
«شورای مرکزی تشکل های صنفی #فرهنگیان سراسر کشور» طی بیانیه ای معلمان سراسر کشور را به تجمع در روز ۱۷ اردیبهشت فراخواند و برخی از مهمترین خواسته های معلمان را اعلام کرد. در این بیانیه افزایش #حقوق معلمان به بالاتر از خط #فقر (یعنی بالاتر از ۳ و نیم میلیون تومان)، آزادی معلمان زندانی و بازگشت آنها به کار، #آموزش رایگان و جلوگیری از خصوصی سازی مدارس و ارتقای کیفیت آموزشی و تربیتی در #مدارس کشور و بهبود وضعیت #بیمهمعلمان و برخی خواست های دیگر اعلام شده است. این #بیانیه شفاف تر از همه بیانیه های معلمان خواست های آنها را بیان کرده است. این خواست ها، خواست های اکثریت عظیم مردم است. از افزایش حقوق مزدبگیران بالای خط فقر تا#تحصیل رایگان و آزادی همکاران زندانی میتواند و باید با حمایت قاطع بخش های مختلف مردم مواجه شود:
۱- افزایش حقوق، به بالاتر از خط فقر برای عموم فرهنگیان شاغل و بازنشسته.
۲- برقراری یک نوع بیمه تکمیلی مؤثر، کارآمد و فراگیر، با حق بیمه معقول و متناسب .
۳- بازگشت به کار همکارانی که به خاطر فعالیت های صنفی بازداشت شده اند.
۴- درخواست حضورِ دو نماینده از اعضای شورای مرکزی تشکل های #صنفی فرهنگیان سراسر کشور، در کار گروه تشکیل شده به دستور رئیس جمهور، برای رسیدگی به خواسته های معلمان.
۵- اجرای اصل سی #قانون اساسی، مبنی بر آموزش رایگان و پرهیز از طبقاتی کردن مدارس و خصوصی سازی آنها و بهبود و ارتقای کیفیت آموزشی و تربیتی در مدارس کشور.
۶- هشدار جدی نسبت به بی توجهی وزارت آموزش و پرورش درخصوص سیاست های حفاظتی از دانش آموزان درقبال آسیب های #اجتماعی و ایجاد مکانیزم های مدرن برای جلوگیری از ترویج خشونت در مدارس کشور.
۱۱ اردیبهشت، روز #جهانی #کارگر، را به روز تجلی اتحاد بخش های مختلف طبقه کارگر و به روز #همبستگی عمومی با #معلمان، #کارگران و #پرستاران تبدیل کنیم. ۱۱ اردیبهشت اعلام کنیم که حقوق هیچ کارگر و معلمی، هیچ پرستار و بازنشسته ای نباید کمتر از خط فقر یعنی ۳ و نیم میلیون تومان باشد. اعلام کنیم که تحصیل و همچنین طب باید برای عموم#مردم رایگان باشد. اعلام کنیم که کارگر و معلم زندانی و کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی باید آزاد شوند. اعلام کنیم که اعتصاب و تشکل حق بی چون و چرای همه مردم است.
پیش بسوی یک اول مه باشکوه، پیش بسوی مبارزه همگانی و متحد برای حقوق های بالای خط فقر، پیش بسوی ایجاد تشکیلات، پیش بسوی تجمعات بزرگ ۱۷ اردیبهشت با حضور بخش های مختلف مردم.
زنده باد جنبش آزادیخواهانه مردم برای #آزادی، #رفاه و #برابری

با وجود تداوم سیاست های رسمی برای کاهش مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی، بسیاری از زنان در شهرها و استان های مختلف ایران به فعالیت های اجتماعی خود ادامه دهند، زهره عرفانیان که راننده اتوبوس لنگرود به اصفهان است یکی از همین زنان است که هم جاده ها را پشت سر می گذارد،هم مخالفان فعالیت اجتماعی و کار زنان را.

زهره عرفانیان " فارغ التحصیل لیسانس رشته الهیات است و مدتی هم به عنوان دبیر تدریس کرد، دو فرزند دختر دارد که یکی دارای مدرک دکتری بیومکانیک و یکی کارشناسی ارشد عمران است و همسرش هم شغل آزاد دارد."

زهره عرفانیان درباره اینکه چگونه اقدام به گرفتن گواهینامه پایه یک کرده و به رانندگی اتوبوس مشغول شده نیز گفته است: "حدود 10 سالی است که گواهینامه پایه یک گرفتم و گرفتن پایه یک هم از یک شوخی با همسرم نشات می‌گیرد که او می‌گفت خانم‌ها نمی‌توانند به راحتی گواهینامه پایه یک بگیرند، من گفتم من می‌توانم و خلاصه هم موفق شدم."

او می گوید: "به طور جدی دو سالی است که با اتوبوس رانندگی را آغاز کرده ام و چون دخترم و همسرش ساکن اصفهان هستند بیشتر برای دیدن دخترم خط شمال – اصفهان و همچنین لنگرود به تهران کار می کنم" و هرچند "خودم اتوبوس ندارم و به دلیل علاقه ای که دارم با دیگر رانندگان کار می کنم که البته تعجب مردم را در پی دارد."

زهره عرفانیان درخصوص برخورد مردم هم می گوید: "یک بار که به عنوان راننده نشستم یک خانم سن بالایی جیغ و داد کرد که این ما را به کشتن می دهد، از آن پس همیشه سعی می کنم که بعنوان راننده دوم بنشینم؛ اغلب مسافران از این استقبال می کنند و از من سوال می کنند که چگونه می توانند گواهینامه پایه یک بگیرند."

او می گوید که "وقتی 10 سال پیش برای گرفتن گواهینامه مراجعه کردم، پذیرش این موضوع که خانمی برای اخذ گواهی پایه یک مراجعه کند برای مسئولان عجیب و باور نکردنی بود" اما حالا "این فرهنگ به خوبی جا افتاده است و حتی در مسیر سفرهایم یک سرهنگ محترم هست که همیشه تحسینم می‌کند."

زهره عرفانیان با اشاره به مخالفت ها و دشواری های کار خود، می گوید:"حداکثر سرعت مجاز برای اتوبوس 110 کیلومتر بر ساعت است، یادم است اوایل که با راننده‌ای همکاری می‌کردم وقتی اولین بار پشت فرمان نشستم و با سرعت مجاز در حال رانندگی بودم این سرعت از نظر ایشان زیاد به نظر می‌رسید و می‌گفت خانم را چه به رانندگی، برو به قرمه‌سبزی پختنت برس."

این زن که راننده اتوبس خط شمال به اصفهان است با اشاره به اینکه "به‌هرحال بعضی می‌پذیرند و بعضی نمی‌پذیرند و دیدگاه‌ها متفاوت است"، می گوید: البته از آن دسته از همکارانی که ما را می‌پذیرند تشکر می‌کنم و از افرادی هم که برخورد بدی دارند اصلا ناراحت نمی‌شوم."

زهره عرفانیان ضمن نقل خاطره‌ای می گوید: "یک روز صبح از اصفهان حرکت کردم و به تونل منجیل رسیده بودم که یک پرشیا وقتی دید راننده خانم پشت فرمان نشسته شروع به اذیت کردن کرد از تونل که بیرون آمدیم سریع بدون اصلاح مسیر به محض اینکه اتوبوس را رد کرد زود پیچید جلوی اتوبوس و منم سریع از ترمز اضطراری استفاده کردم، اما باز برخورد صورت گرفت و من مقصر شدم و جریمه هم به پای خودم بود."

او با بیان اینکه رانندگی اگرچه شغل شیرینی است اما سختی خودش را دارد، می گوید: "هنوز استراحتگاهی برای راننده خانم در ترمینال وجود ندارد" و یکی از مشکلات دیگر بیمه است که "ماهیانه 110 هزار تومان پرداخت می‌کنیم اما رانندگی جزء مشاغل سخت محسوب نمی‌شود" در صورتی که "در سایر کشورها رانندگی نیز جزء مشاغل سخت محسوب می‌شود."

زهره عرفانیان میگوید:"مشوق اصلی من در کارم، همسر و فرزندانم هستند و با حمایت‌های آن ها توانستم تا این حد در این کار موفق باشم."

امروز شنبه 5 اردیبهشت سال 1394 برابر با 25 اوریل 2015 در شهر استکهلم مانند سایر شهرهای دیگر جهان تظاهرات اعتراضی بر علیه اعدام های اخیری که توسط جمهوری اسلامی صورت گرفته  برگزار شد که حزب کمونیست کارگری ایران، حزب کمونیست ایران و حزب حکمتیست و کمیته بین المللی علیه اعدام، نهاد کودکان مقدمند و سازمان بیمرز در آن شرکت داشته و نمایندگان آن نیز در محکومیت اعدام ها و توقف فوری اعدام ها سخنرانی داشتند.  

فعالین سازمان جوانان کمونیست هم در این آکسیون شرکت کردند و ملیندا وهابی و میلاد رسایی منش بعنوان دو سخنران ازطرف سازمان جوانان کمونیست در این برنامه صحبت کردند.

محتوای سخنرانی ها علیه اعدام های اخیر و علیه سرکوب ها و ارعابی که جمهوری اسلامی مشخصا پس از توافق لوزان انجام داده است را در برمیگرفت و همچنین در این تظاهرات آمنه کاکا باوند یکی از نمایندگان پارلمان سوئد از طرف حزب چپ شرکت کرد و با سخنانی علیه جمهوری اسلامی، سرکوب ها و اعدام های اخیر را محکوم کرد و خواهان توقف آن شد.

نه به اعدام، نه به جمهوری اسلامی، زنده باد زندگی!

تهیه گزارش از حسن اسفندیار

5 اردیبهشت 1394

25 آوریل 2015

در نظام اسلامی هیچ موجود زنده ای در امان نیست، محیط زیست را ویران میکنند، حیوانات از جمله سگ ها را قتل عام میکنند و انسان را اعدام و زندانی میکنند، زندگی با فقر و محرومیت را به مردم تحمیل میکنند. در ادامه گزارش تصویری از تجمع اعتراضی مردم علیه این عمل شنیع را میتوانید ببینید. دفاع از این حرکت اعتراضی وظیفه هر انسان شریف و آزادیخواهی است.

در اعتراض به کشتار سگ‌ها در شیراز، روز قبل، گروهی از مردم این شهر در برابر اداره کل حفاظت محيط زيست استان فارس تجمع کردند. آنان خواستار توقف کشتار سگ‌ها، تغيير سريع روش‌های کنترل جمعيت حيوانات و همچنین مجازات عاملان کشتار اخير سگ‌ها در شیرازشده اند. البته باید اشاره کرد که تجمعات اعتراضی تنها در شیراز نبوده و در چندین شهر دیگر ایران از جمله شهر تهران در اعتراض به این عمل شنیع و سود جویانه کشتار سگ ها انجام پذیرفته است.

یادآور میشویم که ماجرا با انتشار يک فيلم کوتاه در شبکه های اجتماعی آغاز شد. اين فيلم چهار نفر را نشان میدهد که با تزريق نوعی ماده شیمیایی اسیدی تعدادی سگ را به طور فجیعی می کشند. انتشار این فیلم در شبکه های اجتماعی افکار بسیاری از مردم، خصوصاً آنانی را که نسبت به نحوه رفتار با حیوانات توجه دارند را جریحه دار کرد. در برخی از شبکه های اجتماعی عاملین این جنایت را افرادی معرفی کرده اند که در زمینه جمع آوری سگ های ولگرد با شهرداری شیراز همکاری کرده اند. پس از انتشار این جنایت، شهرداری شیراز در گفت و گو با خبرگزاری فارس اعلام کرد که این موضوع در ارتباط با شهرک صنعتی شیراز بوده است و مسئولیت جمع آوری و کشتار سگ‌ها در شهرک صنعتی شیراز به عهده شهرداری شیراز نیست.

یکی از اقداماتی که جمهوری اسلامی متناوبا انجام داده سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در فضای مجازیست. یک اقدام، اعمال فیلترینگ است و اقدام بعدی راه اندازی پلیس اینترنتی(فتا) و ارتش سایبری هست که کارش شناسایی کاربران و شایعه پراکنی و ایجاد فضای ترس و شک در میان افکار عمومی و نیز جهت دادن به اخبار و دیدگاه های مردم است. علیرغم همه این تمهیدات، هر روز روشی نو و نرم افزار و اپلیکیشن جدیدی برای دور زدن سد سانسور ارائه میشود و بستن راه اطلاعاتی با دنیای خارج عملا به شکست رسیده و در مورد نکته دوم، با همه شایعه پراکنی و سرکوب و بازداشتی که براه انداخته اند اما موفق نشده اند که کاربران در ایران را مرعوب کنند و به نوعی جلوه دهند و تبلیغ کنند که انگار همه چیز تحت کنترل حکومت است- که البته این گزافه گویی بیش نیست- و به این شکل شهروندان را از فعالیت در اینترنت و شبکه های اجتماعی منصرف کنند. اینترنت آنقدر وسیع و پیچیده و با سرعت زیاد در حال تحول است و تعداد کاربران در ایران اینقدر زیاد است که عملا اقدامات حکومت به جایی نرسیده. بروز کردن اطلاعات توسط کابران برای امن نگه داشتن خود یکی از اقدامات موثر است که باید بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد. این عدم موفقیت جمهوری اسلامی برای مرعوب کردن و منصرف کردن کاربران از فعالیت در اینترنت بعد از شکستشان در عرصه جامعه بوده است که علیرغم فشار و سرکوب و تهدید، موفق به بازداشتن شهروندان از فعالیت در عرصه های مختلف در سطح جامعه نشدند. در ادامه توجه شما خوانندگان را به گزارشی در رابطه با پرونده کاربران اینترنتی که در دادگاه های جمهوری اسلامی متهم و محکوم شده اند جلب میکنیم.(جوانان کمونیست)

حکم «قطعی» شش "متهم" پرونده موسوم به فعالان فیس‌بوکی «رسما» به آنها «اعلام» شده است. پنج تن از متهمان این پرونده به نام‌ های مسعود سیدطالبی، فرید اکرمی‌‌پور، فریبرز کاردارفرد، مسعود قاسم‌خانی و امیر گلستانی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، به ۷ سال حبسِ «قابل اجرا» محکوم شده‌اند. این افراد به «مجازات‌های غیراجرایی» دیگری برای اتهاماتی چون «توهین به خامنه ای، مقامات دولتی و مقدسات» نیز محکوم شده‌اند. اشاره به حبس «قابل اجرا» و «مجازات‌های غیراجرایی» می‌تواند به حبس تعزیری و تعلیقی باشد. در صورت قطعی شدن احکام صادر شدهِ حبس تعزیری در مراحل بعدی، متهمان باید دوره زندان تعیین شده را بگذرانند. این در صورتی است که در احکام زندان تعلیقی، اگر متهم در مدت تعیین شده توسط دادگاه به دلیل جرم مشابه دیگری محکوم نشود، این حکم اجرا نخواهد شد. مهدی ری‌شهری دیگر "متهم" این پرونده به ۵ سال حبس «قابل اجرا» محکوم شده است. «گفته شده» که رویا صابری نوبخت، تبعه ایرانی و بریتانیایی و دیگر متهم این پرونده، نیز «حکم مشابهی» دریافت کرده است.

رسانه‌های در ایران روز ۲۲ تیر ۹۳ خبر داده بودند که هشت فعال شبکه اجتماعی فیس‌‌بوک از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه، در مجموع به ۱۲۷ سال زندان محکوم شده‌اند. متهمان این پرونده به ۲۱، ۲۰، ۱۹، ۱۸، ۱۶، ۱۴، ۱۱ و ۸ سال حبس محکوم شده بودند. مسعود سید طالبی، ۲۱ ساله، به عنوان جوان‌ترین متهم این پرونده نام برده شده که به ۲۰ سال زندان محکوم شده ‌است. روز پنج‌شنبه، ۹ بهمن ۹۳، اعلام کرده شد که قاضی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران، حکم دادگاه بدوی درباره این پرونده را «رد» کرده است. این «مبنع آگاه» در عین حال ضمن «مبهم» توصیف کردن حکم دادگاه تجدید نظر گفته بود که قاضی این دادگاه، میزان مجازات برای هر متهم را «مشخص نکرده و به عهده قاضی دایره اجرای احکام گذاشته است». «سرانجام پس از رفت و برگشت‌های متعدد و اظهارنظرهای متناقض قاضی پورعرب از جمله این که در مورد نقض احکام صادره با مخالفت دادستان تهران و اطلاعات سپاه مواجه شده است، بالا‌ترین احکام حبس صادره تایید... شده است.» بر اساس گزارش‌ها، متهمان پرونده موسوم به فعالان فیس‌بوکی، از شهرهای مختلف ایران شامل یزد، شیراز، آبادان، کرمان و تهران هستند و پرونده آنها حدود ۱۱ جلد است. این هشت نفر صفحات مختلفی در فیس‌بوک با اسامی «عمام»، «ویکی‌فیس»، «تنها‌ترین زن»، «زندگی سگی»، «مرجان ماهی»، «تنها‌ترین مرد»، «راه که بیفتیم ترس‌مان می‌ریزد» و «دهه پنجاهی‌ها» داشته‌اند. ایمان میرزازاده، وکیل مدافع یکی از متهمان، گفته بود که آنان همدیگر را نمی‌شناختند و در بند ۳۵۰ زندان اوین برای «اولین بار» همدیگر را ملاقات کرده‌اند. به گفته میرزازاده، مدیریت برخی از این صفحات با چند نفر به طور مشترک بوده و به همین دلیل این پرونده تجمیع شده‌ است.

 در همین رابطه و در حمایت از کاربران اینترنتی در ایران و افراد بازداشت شده، فعالین سازمان جوانان کمونیست در استکهلم برای اطلاع رسانی دوشنبه(22دیماه1393 - 12ژانویه2015) میز اطلاع رسانی داشتند که گزارش آنرا از اینجا میتوانید ببینید. 

Page 8 of 14

connect1