30آوریل2017

سازمان جوانان کمونیست

یکشنبه, 15 شهریور 1394 ساعت 18:07

نگاهی به وضعیت دختران فراری در ایران از زبان یکی از مددکاران اجتماعی در یکی از نهادهای مسئول رسیدگی به دختران فراری!

نوشته شده توسط

مصاحبه با گیتی رها مددکار اجتماعی.

1.علل و انگیزه های فردی و اجتماعی فرار دختران از خانه را چه چیزهایی میدانید؟

عوامل اجتماعی موثر بر فرار از منزل دختران:

1.مشکلات اقتصادی: یکی از بارزترین علت های اختلافات در خانواده مشکلات حاصل از فقر و کم درآمدی است که باعث اختلال در کارکرد خانواده ها میشود.

  1. بیکاری و یا ورود به مشاغل کاذب: بیکاری و یا ورود به مشاغل کاذب فرد را تشویق میکند برای کسب درآمد و حقوق بیشتر دست به به انجام کارهایی بزنند که به خود و سایر افراد دیگر ضربه برند. حضور دختران در کارگاه ها و اماکن نامعتبر و ارتباط با افرادی که هویت آنها بعنوان کارفرما ثبت نشده باعث میشود فرد در این اماکن با افرادی آشنا شود که حتی صلاحیت اخلاقی نداشته باشند. برقراری ارتباط با این افراد مسبب یادگیری های غیرقانونی میشود که مخالف هنجارهای اجتماعی است.
  2. افزایش رفتارهای نابهنجار و بزهکارانه در جامعه: در این خصوص می توان به اعتیاد، سرقت، تن فروشی و ... اشاره نمود. هرچه میزان این رفتارها در جامعه بیشتر شود امنیت جامعه بیشتر در خطر می افتد. برخی از والدین به دلیل اعتیاد، بیکاری و نداشتن شغل مناسب فرزندان خود را وادار به تکدی گری سرقت و .... می نمایند. لذا افزایش بزهکاری در جامعه باعث افزایش سایرجرایم و کاهش امنیت اجتماعی میشود .
  3. رسانه های گروهی: دختران و زنان به دلیل محدودیت های موجود در بافت تفکری قوانین حاکم و بخشا در بین خانواده و جامعه، اغلب اوقات خود را در منزل میگذرانند و یکی از پر و پا قرص ترین بیننده گان برنامه های تلویزیونی می باشند، لذا می بایست در تولید و نمایش برنامه و سریال و فیلم ها این مهم مدنظر باشد.فرهنگ سازی متحجرانه و مردسالارانه و زن ستیزانه و ترغیب مردان به کنترل زنان در تولید و پخش محصولات نمایشی باعث ایجاد دافعه و تقابل شدید در بین دختران و زنان در برابر این شرایط می شود. یک مرور کوتاه سریال های اخیر شبکه های تلویزیونی ایران گواه مطلب می باشد. در این برنامه ها اغلب رفتارهای نامناسب بین اعضا خانواده، برخوردهای غیرمنطقی والدین با فرزندان، تخریب چهره زن، خشونت علیه دختران، پرخاشگری فرزندان در مقابل والدین، تجملات بی اساس و غیر ضروری در زندگی و ....به وضوح قابل مشاهده می باشد و این امر حاکی از اعمال سیاست مردسالارانه بر تولید محصولات فرهنگی می باشد. واقعیت های موجود جامعه قابل انکار نیست و نمی توان آنها را از نظر دور داشت اما بیان این واقعیت ها بدون ارائه راهکار مناسب جهت مقابله نه تنها مفید نخواهد بود بلکه آثار مخربی در ذهن بیننده به جای می گذارد. اغلب دختران به امید رسیدن به زندگی مورد نظرشان و رهایی از شرایط سرکوب، خانه را ترک میکنند.

5.مدیریت نامناسب بر توزیع امکانات و شناسایی موارد آسیب زا و درمان و پیشگیری: متاسفانه جای خالی پژوهش ها و تحقیقات کارشناسی در خصوص شناسایی موارد آسیب زا در جامعه کاملا محسوس می باشد. آنچه در کارنامه دهه هفتاد و هشتاد و همین دهه 90 شمسی شاهد هستیم افزایش و پیدایش بی رویه و قارچ گونه جرایم و آسیب ها در جامعه می باشد. نبود مدیریت مناسب و کنترل و نظارت دقیق و کارشناسی برای تمامی سطوح جامعه باعث ایجاد بی نظمی و هرج و مرج در جامعه شده است. کپی کردن طرح ها و برنامه ها بدون در نظر گرفتن شرایط آن و بدون انجام تغییرات لازم و اجرای این برنامه ها بدون نظارت دقیق نه تنها از میزان آسیب ها کاسته نشده بلکه هر روز بیشتر از گذشته شده است. از جامعه ای که تحت نظارت کارشناسی نمی باشد و حاکمین مذهبی آن را کنترل میکنند نمی توان شرایط بهتری را انتظار داشت. چرا که در ادیان و قوانین و فرهنگ و باورهای مذهبی کوچکترین اهمیتی به زن و انسان داده نشده است و برای این قشر جامعه کمترین برنامه ها را برای بهبود و سلامت و امنیت این عضو جامعه برنامه ریزی لازم انجام نگردید است و همه تلاش ها برای کنترل و سرکوب زن صورت میگیرد. دیدگاه مردسالارانه در تمامی ابعاد و جوانب قوانین جامعه و برنامه های موجود در جامعه کاملا پیداست.

  1. سیستم آموزشی : اگر سیستم آموزشی جامعه را از مهدکودک تا دانشگاه در نظر بگیریم و مورد بررسی قرار دهیم. کاملا نبود برنامه ها و طرح های کارشناسی در خصوص آموزش و تعلیم و تربیت دانش اموزان اعم از دختر و پسر قابل مشاهده می باشد. همچنین پدیده تبعیض جنسیتی در نوع برنامه ها و موارد آموزشی پر واضح است. از عمده مشکلات سیستم آموزشی میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

الف. تبعیض و تفکیک جنسیتی از دوران کودکی به شدت در ایجاد تفکر مشوش و نامناسب و تحریک فرد به شناخت و کنجکاوی درباره جنس مخالف، موثر می باشد.

ب.عدم برقراری ارتباط موثر بین اولیا، سیستم های آموزشی و دختران.

ج. نبود مشاور، روانشناسی و مددکار اجتماعی در سیستم آموزشی جهت شناسایی نیازها و رفع مشکلات دانش آموزان دختر.

د. نامتناسب بودن راهکارها و برخوردهای والدین و سیستم موجود.

ذ. اخراج و یا ترک تحصیل دانش آموز و عدم پیگری آن.

ر. هزینه های بالای سیستم آموزشی.

ز.نبود برنامه های آموزشی مناسب در جهت آموزش دختران درباره آسیب های اجتماعی و مشکلات و راه های متناسب جهت حل مشکلات.

ج. کمرنگ بودن آموزش مهارت های لازم زندگی.

چ.ارتباط محدود اولیا سیستم آموزشی با خانواده و نبود هماهنگی لازم بین آنها جهت پیشرفت آموزشی دانش آموز.

ح .کمبود و نامناسب بودن امکانات آموزشی با توجه به نیاز دانش آموزان.

 

عوامل فردی موثر بر فرار از منزل دختران:

1.اختلال شخصیت (ضد اجتماعی): این اختلال از دوران کودکی در فرد شکل میگیرد و در دوران بلوغ به اوج خود میرسد و در صورت درمان و کنترل بیماری در سنین بالاتر کاهش و فرد می تواند بر رفتارهای خود تسلط داشته باشد و در کنش های ناهنجار فرد کاهش مشاهده می شود. فردی که دچار این اختلال می باشد رفتارهای نابهنجار و نابسامانی دارد.

برخی از این رفتارها عبارتند از:

ناسازگاری، پرخاشگری، تخریب اموال ، خودزنی، خودکشی و .... که باعث اختلال در ارتباط فرد با جامعه و خانواده مشود و از آنجاییکه خانواده از نوع اختلال و شیوه های درمان بی اطلاع هست اغلب با کاربرد شیوه های اشتباه رفتاری باعث افزایش و نابهنجار تر شدن رفتار فرد می شود.

  1. مشکلات عاطفی: آنچه مسلم است نگاه مردسالارانه و آموزه های دینی حاکم بر جامعه بر نحوه ارتباط و برخورد والدین با فرزندان تاثیر به سزایی گذاشته و والدین در نوع برخورد خود با فرزندان پسر و دختر دچار تبعیض میشوند و بخشا والدین تحت تاثیر حکومت و فرهنگ مذهبی و سنتی با توجیه عبارتی نظیر حیا و شرم و خجالت و پاکدامنی دختر را در محدودیت و محرومیت و بایدها و نباید ها از قبیل حجاب، عدم ارتباط با جنس مخالف ، کمبود امکانات تفریحی و... قرار میدهد و تاسف بار تر از آن، انتظار برخی از والدین از دختران این است که همانند دختران در قدیم لباس بپوشند و رفتار کنند و در پستوی خانه به انتظار مردی بعنوان همسر بنشیند که این خواست بشدت از طرف حکومت تشویق میشود. تمامی موارد مطرح شده و موجود در جامعه باعث ایجاد مشکلات عاطفی برای دختران می شود .اولین دریافت عاطفه و محبت از جامعه باعث جذب دختر به جامعه میشود. دنیای خارج از منزل با آزادی بدون قید و شرط اولین آرزوی این دختران می باشد که برای تحقق این رویا پا به دنیای خارج از خانه میگذارند.
  2. تنبیه بدنی و آزار جسمی: نگاه مرد سالارانه و تحقیر آمیز و برتری جنس مخالف باعث بروز رفتارهای نامناسب و تنبیه بدنی و آزار جسمی از سوی مردان خانواده اعم از پدر، برادر، عمو، دایی و.... میشود. آنچه در جامعه مشاهده میکنیم رفتار تحقیرامیز و غیر انسانی ناشی از تبعیض والدین با دختران می باشد به حدی که خیلی از دختران برای اثبات وجود و حضور خود دست به رفتارها و اعمالی میزنند که شدیدا به آنها آسیب میرساند. چه بسا دخترانی که بدن های کبود خود را به حراج گذاشته اند و دخترانی که زیر مشت و لگد جنس برتر جان باخته و یا دچار معلولیت شده اند.
  3. مورد تجاوز واقع شدن: آزار جنسی دختران توسط یکی از اعضا خانواده و فامیل ویا افراد خارج از خانواده عامل دیگری در فرار از منزل دختران می باشد. دختری که مورد سواستفاده جنسی و تجاوز واقع شده نه تنها در خانواده بلکه در جامعه نیز جایگاهی ندارد و از هر سو مورد سرزنش است. دخترانی که مورد تجاوز قرار میگیرند متاسفانه نه از سوی خانواده و نه از سوی جامعه مورد حمایت واقع نمیشوند. و از هر طرف سرزنش و متهم به "هرزه و فاحشه بودن" میشود. لذا این دختران هیچ جایگاهی در خانواده نخواهند داشت و آواره خیابان میشوند.
  4. ترک تحصیل.
  5. اعتیاد: مصرف مواد مخدر در بین اعضا خانواده و یا توسط خود فرد به دلیل هزینه های بالای تهیه موادمخدر خانواده و فرد را با لحاظ اقتصادی در شرایط بحرانی قرار میدهد .همچنین ارتباط با فروشندگان و ساقیان موادمخدر خود معضل بسیار مهمی است.
  6. ازدواج های اجباری و در سنین کم که بیشتر در خانواده های سنتی و مذهبی دیده می شود. به اصطلاح خانواده در جهت پیشگیری از "فساد و تباهی و لغزش" دختر، برنامه ازدواج او را ردیف میکنند و باز چون برای دختر و نظر او ارزش قائل نیستن خانواده خود تصمیم میگیرد .
  7. خصوصیات دوران بلوغ و باز هم نا آگاهی خانواده و سخت گیری ها و تعصبات و عدم شناخت کافی کافی از بلوغ دختران باعث ایجاد تنش و دوگانگي در دختر و عامل موثر در اقدام به فرار از منزل می شود.
  8. گروه همسالان. در جایی که والدین، دختر را از خود دور می نمایند گروه همسالان کاملا جذب کننده می باشد. فرد در گروه جسارت می یابد، برای اشتباهاتش تنبیه و سرزنش نمی شود، آزادیش گرفته نمیشود و....لذا گروه همسالان بسیار برای دختران جذاب و لذت بخش می باشد.

10.اختلالات روان نظیر اضطراب و افسردگی.

  1. معلولیت های جسمی.
  2. معلولیت های ذهنی.

 

2.شرایط اقتصادی چه تاثیری در تصمیم دختران از خانه دارد؟

یکی از بارزترین و مهمترین عوامل موثر بر فرار از منزل دختران و زنان مشکلات ناشی از مسائل اقتصادی می باشد. میشود گفت عامل اقتصادی انسان را در حصار خود گرفته و بر تمامی ابعاد زندگی فرد تاثیر گذار است .این پدیده از دو جنبه فقر و ثروت قابل بررسی است. و نمیتوان هیچکدام را در نوع رفتارفرد کمرنگ یا بی اثر دانست. اما آنچه مسلم است رفتارهای بزهکارانه و ناهنجار از سوی افرادی که در شرایط اقتصادی پایین تری قرار دارند به مراتب نمود بیشتری نسبت به قشر مرفه دارد. چرا که در اقشار مرفه علاوه بر داشتن سرمایه های کافی جهت پوشاندن و رفع معایب، سیستم روابط بین افراد این بخش از جامعه نیز بسیار کمک کننده می باشد لذا آمار موجود نمیتواند آمار واقعی باشد چرا که دختران قشر مرفه با داشتن خانه مستقل، مسافرت به اتفاق دوستان( خارج از شهر یا کشور) و برگزاری مهمانی های مختلط، برقراری ارتباط جنسی و.... امری عادی می باشد و در این خصوص مشکلی زیادی ندارند و با توجه به شرایط اقتصادی خوب و تامین امکانات و شرایط بهتر کمتر در چشم مراجع قانونی دیده میشوند لذا دختران و زنان در این قشر انگیزهای زیادی جهت فرار از منزل ندارند . حال آنکه دختران و زنان در اقشار آسیب پذیر و کم درآمد جامعه به دلیل عدم تامین امکانات و نداشتن حداقل آزادی ها و و تحمل تعصبات و شرایط بد اقتصادی مسلما انگیزه بیشتری جهت گریز از منزل به هوای بهبود شرایط و نجات از شرایط بد به امید کسب شرایط مطلوب دارند. مشکلات اقتصادی خانواده بر نحوه رفتار و برخورد خانواده با فرزندان نیز موثر است که بدین شرح می باشد:

  1. عدم توانایی تامین خواسته های فرزندان که برای فرزندان ناکامی و سرخوردگي در اجتماع را به همراه دارد.

 2.عدم توانایی حداقل امکانات اولیه زندگی.

  1. عدم توانایی تامین امکانات جهت تفریح و اوقات فراغت فرزندان.

4.جهت کسب درآمد بیشتر اغلب والدین چند شغله هستند لذا وقت کمتری را در کنار فرزندان سپری می نمایند و این فاصله باعث ایجاد مشکلات در عواطف و رفتار فرزندان می شود.

  1. فشارهای عصبی ناشی از فشار کار و مشکلات اقتصادی باعث تغیر رفتار والدین، کم حوصلگی، پرخاشگر و ضرب و شتم بی دلیل والدین میشود که بیشترین آسیب را معمولا دختران خانواده می بینند .

 

3.بکارگیری قوانین و فرهنگ حاکم که مداوما از طرف حکومت به جامعه و به خانواده ها و به مدارس توصیه میشود چه تاثیری در تصمیم به فرار دختران از خانه دارد؟

با نگاهی گذرا به کارنامه 37 ساله حکومت فعلی و بررسی قوانین و مقرراتی که برگرفته از احکام اسلامی است می توان پی به بی ثمر بودن و عدم نگاه علمی و کارشناسانه به برنامه های تدوین و اجرا شده برد . در جایی که دین بر جامعه حکومت میکند علم جایگاهی ندارد و در جامعه که علم بر برنامه ها و اهداف آن نظارت ندارد نمیتوان انتظار چندانی برای پیشرفت و توسعه آن داشته باشیم. آنچه مسلم است احکام اسلامی نه تنها افکار پوسیده و عقب مانده ای هست بلکه با تمدن و فرهنگ روز بشریت نیز در تناقض و تقابل بارزی می باشد. همچنین استفاده از قوانینی که قرن هاست تاریخ انقضا آن گذشته است و متناسب با شرایط و فرهنگ روز نمی باشد تنها باعث افزایش ناهنجاری ها و تعارضات اجتماعی شده است که باز به دلیل تعصب و منافع شخصی صاحبان قدرت و ثروت، حاضر به تغیر این قوانین نمی باشند و از طرفی پیشرفت و رشد سریع جوامع و گذر از جامعه سنتی و ورود به جامعه مدرن با همان دیدگاه سنتی خود بزرگترین معضل جامعه می باشد. چرا که افراد در مسیرهای متفاوت سرگردان هستن. همچنین نداشتن مدیریت مناسب و به روز در جامعه و نبود فعالیت ها و برنامه های فرهنگی و آموزشی در جهت تعلیم درست و آموزش مناسب افراد باعث هرز رفتن توانایی و استعدادها شده و مهمترین محصول آن پراکندگی و از هم گسیختگی و نظام روابط اجتماعی شده است که حاصل این به هم ریختگی ازدیاد بزهکاری در جامعه هست. این بی نظمی نه تنها جامعه بلکه خانواده ها را نیز تحت تاثیر قرار داده و چون دختر و زن در خانواده و در سطح اجتماعی غالبا طبقات پایین جامعه آسیب پذیرتر می باشند این تعارصات بیشتر از همه به این قشر اسیب می رساند و در کل باعث ایجاد نا کارآمدی سیستم در جهت تربیت کودکان و نوجوانان شده است که وجود تنبیه بدنی و تبعیض جنسیتی و تعصبات کورکورانه از بارزترین عقاید تحمیلی بر خانواده ها می باشد که کاملا در بازخوردها تربیتی مشهود می باشد. با توجه به دخیل بودن دین در تدوین تمامی ابعاد برنامه ها و سیاست ها نمیتوان انتظار برنامه های به روز و مدرن را داشت. کارشناسان علوم انسانی متاسفانه در چنین جوامعی در انزوا و فشار به سر می برند و دانش و علم آنها تنها در تدریس دانشگاه ها آنهم بصورت محدود به چشم میخورد. از آنجاییکه این علوم در سطح جامعه بخاطر ممانعت از طرف حکومت قابل طرح و اجرا نمی باشد لذا دانش آموختگان نیز آن را به فراموشی میسپارند. خانواده عضو مهم جامعه می باشد که در این بی نظمی بیشترین آسیب را دریافت و بیشترین آسیب را بر دختران و زنان وارد می نماید.

 

4.در حال حاضر آیا آماری در رابطه فرار دختران از خانه وجود دارد؟ آیا میانگین سنی در این رابطه وجود دارد؟

ساده نگری است اگر فکر کنیم آماری که در این خصوص ارائه میشود آماری درست و دقیق است. باز هم به دلیل دیدگاه مردسالارانه و تعصبات حاکم و نیز پنهان کاری، متاسفانه آمار دقیق و درستی ارائه نمیشود. تنها ملاک آماری در حال حاضر افرادی است که به صورت داوطلب یا با دستگیری توسط پلیس از طریق دادگستری به مراکز آسیب های بهزیستی و سایر ندامتگاه ها هدایت و نگهداری می شوند. لذا آن تعداد از دختران و زنان که به نوعی دارای سرپناه هستن در آمار گنجانده نمی شوند. اما آماری که از سوی دستگاه های مذکور نظیر زندان، مراکز نگهداری از دختران و زنان اسیب دیده اجتماعی، یا سایر مراجع قانونی ارائه میگردد تنها بخشی از آمار واقعی جامعه می باشد که همین آمار نیز در زمان تخصیص اعتبار و اخذ بودجه، به شکل قابل توجهی افزایش می یابد و برعکس در زمانی که قصد توجیه و تمجید از افراد و برنامه های حکومت باشد این آمار نادیده و در کمترین شکل ممکن بیان میشود. اما آنچه واضح است حکومت تمایلی به ارائه آمار واقعی ندارد. همچنین با توجه به برخورد حکومت و جامعه با زن و پدیده آسیب های اجتماعی و اینکه حکومت از درک و پذیرش دختران و زنان آسیب دیده عاجز است لذا از تکنیک پنهان کاری استفاده می نماید و مهمتر اینکه با توجه به عدم مدیریت صحیح و نظارت ناکافی و نبود تیم های تخصصی در جهت انجام فعالیت های پژوهشی نمی توان خیلی به آمار و ارقام ارائه شده تکیه نمود. در اینجا تنها میتوانم به این موارد اشاره کنم . سازمان بهزیستی متولی برنامه های آسیب ها می باشد که با تاسیس مراکز شرح ذیل اقدامات و فعالیت ها و خدمات لازم را در شرایط کاملا سطحی ارایه میدهد. در ابتدا فرد آسیب دیده از طریق پلیس و یا اورژانس های سیار اجتماعی شناسایی و به دایره سرپرستی معرفی و پس از اخذ حکم نگهداری به مراکز بهزیستی جهت نگهداری شبانه روزی معرفی میشوند. مراکز بهزیستی شامل قرنطینه (نگهداری موقت حداکثر دوره 2 تا 20 روز که در این فرصت ارزیابی های اولیه به لحاظ سلامت جسم و روان، شناسایی خانواده انجام میپذیرد. فرد در صورت داشتن خانواده مناسب به خانواده تحویل و سپس به مراکز مداخله در بحران معرفی می شود و در صورت نداشتن خانواده مناسب و یا عدم همکاری فرد در دادن اطلاعات و ارتباط با خانواده فرد به مراکز بلند مدت نگهداری معرفی و انتقال می یابد.)، مرکز مداخله در بحران(این مرکز به دو صورت سرپایی و نگهداری موقت ارائه خدمت مینماید.)، مرکز سلامت و "تی سی کا" محل نگهداری دختران است که آسیب کمتری دیده و یا در معرض آسیب بوده اند. تنها ملاک برای انتقال فرد به این خانه "داشتن پرده بکارت سالم و بهره هوش معمولی" می باشد(طبق تعریف مسئولین و نهادهای مربوطه در جامعه ما تنها دخترانی که بکارت ندارنی آسیب دیده بحساب می آیند.) و مراکز بلند مدت که فرد برای مدت طولانی و نامعلوم در این خانه ها ساکن و خدمات دریافت میکند.

اغلب مددجویان مراجعه کننده به مراکز آسیب ها در محدوده سنی بین 15 تا 25 سال می باشند که متاسفانه بنا به دلایل اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی اکثرا در مقاطع ابتدایی و راهنمایی ترک تحصیل نموده اند. این افرادي به دلیل مشکلات خانوادگی و داشتن خانواد های پرجمعیت و نداشتن تحصیلات کافی و نیاز به درآمد معمولا در مکان های نامناسب شروع به کار می نمایند. لذا درآمد این افراد معمولا کمتر از 300 هزار تومان در ماه می باشد .

 

5.طبق تجریات کاری که در این رابطه داشته ای دختران بعد از فرار با چه مسائلی روبرو هستند؟

متاسفانه به دلیل تعاریف و تعصبات حاکم بر جامعه و دیدگاه منفی به زن و باز نگاه بدتر و بدبينانه تر نسبت به زن آسیب دیده، این قشر در جامعه بسیار مورد بی مهری واقع می شود. در واقع بطور خلاصه میتوان گفت برای زنان و دختران آسیب دیده و فرار از منزل در جامعه نه تنها دست کمک کننده جدی وجود ندارد بلکه دست سواستفاده گر بسیار فراوان است. (جای تاسف است در جامعه ای که ادعای ناموس و غیرت و گنده گویی های اینچنینی است .بارها به چشم خود دیدم که چطور مردان ددصفت مذهبی در قالب کار خیر و نیکوکار تنها در ازای تن فروشی زن حاضر به حمایت از او شده اند.) اما مسائلی که بعد از فرار هر دختر یا زن با آن مواجه هست:

1.بی خانمانی و کارتن خواب شدن.

  1. تن فروشی و جذب باندهای فحشا.
  2. سرقت و ارتکاب به سایر جرایم مشابه.
  3. شناسایی و دستگیر شدن و اقامت اجباری در زندان و مراکز بازپروری که در واقع یک انگ و برچسب اجتماعی خوردن است و به بیان ساده تر فرد را مارک دار میکنند.
  4. اعتیاد و عضویت در باند قاچاق مواد مخدر.
  5. مورد تجاوزهای دسته جمعی قرار گرفتن.
  6. طرد از جامعه و سرکوب و تحقیر جامعه.
  7. طرد خانواده و عدم حمایت.
  8. مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتن.
  9. مورد ضرب و شتم از سوی خانواده قرار گرفتن.
  10. مورد بدبینی و سوءظن واقع شدن، دختر و یا زن بنا به هر دلیلی اگر ترک منزل کند علت مهم نیست بلکه رفتار او مورد شماتت و سرزنش است. حال علت هر چه باشد. حتی اگر در منزل مورد آزار جنسی باشد باز رفتار او قابل توجیه نیست که تمام این موارد بر میگردد به نگاه مرد سالارانه و تحقیر آمیز به زن و بیان کننده این مطلب است که زن محروم از حق آزادی است، که زن محروم از بیان کننده درد خود می باشد، اینکه زن حق ندارد درد داشته باشد. اینکه زن حق ندارد نفس بکشد و درنهایت اینکه زن باید مطیع و فرمان بردار باشد.

 

6.شما و همکارانتان و دیگر فعالین اجتماعی چه برنامه ای برای رسیدگی به وضعیت دختران فراری دارید؟

از آنجایی که ما در مملکتی زندگی میکنیم که دین جای علم را گرفته و تقلید جای تحقیق را گرفته و پاک کردن صورت مسئله جای حل مسئله را گرفته و هنوز سیستم مرد سالاری و برده داری جنسی بر سیستم فکری حکومت و بخشا در جامعه حاکم می باشد و بطور خلاصه در دنیای وارونه ای زندگی میکنیم که هیچ شباهتی به جامعه انسانی نداشته و از آنجاییکه عموما معیار علم و توان حاکمین به ریش و چادرشان می باشد و تعصب جایگاه خاصی در افکار دارد که برایشان قابل تقدیر است لذا در حمایت این قشر آسیب دیده که اتفاقا محصول و قربانی خود همین حکومت می باشد اقدام خاصی صورت نگرفته. همانطور که در پرسش قبلی توضیح دادم بگو جای شنیدن درد و بررسی علت این که زنان توسط شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی که حکومت بر زندگی میلیونها نفر تحمیل کرده به بند کشیده میشوند و علیرغم میل باطنی در اقامت گاه های اجباری محبوس میشوند و دیدگاه پشت این حبس کردنها نه دیدگاه سازنده است بلکه دیدگاهی کاملا بدبينانه و توام با قرض ورزی است که باید برای داشتن جامعه اسلامی این قشر از جامعه حذف شود.

اما دیدگاه درمان نگر و نگاه پیشگیرانه و حمایت کننده این قشر اسیب دیده که حکومت و قوانین و آموزش و پرورش و در ادامه آن خانواده ها نقش تعیین کننده ای در آن دارند به شرح ذیل می باشد:

1.تامین و تهیه مسکن مناسب و ملزومات لازم جهت اسکان این افراد.

  1. بکارگیری نیروهای تخصصی اعم از روانشناس و مددکار اجتماعی جهت شناسایی مشکل و ارایه اقدامات لازم جهت بهبود شرایط فردی و تامین امنیت و مشخص نمودن جایگاه مناسب جهت بازگشت فرد به جامعه.

3 .تدوین برنامه های اوقات فراغت و تامین و تجهیز سالن ورزشی و کتابخانه با هدف درونی کردن اهمیت سلامتی و مطاله کردن تا فرد بیاموزد باید برای سلامتی خودش ارزش قائل باشد و برای مواجهه با مشکلات و مسائل نیاز به مطالعه و تفکر دارد که بفهمد باید مشکلات را حل کرد نه این که از آنها فرار کند.

  1. ایجاد کارگاه های کوچک و کارافرینی و آموزش هنرهای که می تواند منبع درآمد مناسب برای فرد باشد.
  2. ورود و خروج به این خوابگاه ها باید اختیاری باشد نه اجبار و تهدید. اگر هدف از بازگشایی مراکز نگهداری تربیتی و رفع مشکل است نه نگاه بدبینانه، باید فرد ازادانه و با اختیار و اگاهی کامل وارد این مراکز بشوند.
  3. حضور پزشک و روانپزشک و پیگیری و درمان بیماری ها و مشکلات جسمی کما اینکه در بیان علل فردی فرار از منزل مطرح گردید برخی از این افراد به دلیل مشکلات و بیماری های جسمی که خانواده یا به دلیل بی اهمیت بودن و یا به دلیل عدم توانای مالی جهت درمان بیماری جسمی فرد اقدام موثر انجام نمی دهد.
  4. تدوین و اجرای اردوهای تفریحی و سرگرمی مختلط.

چرا که راکد ماندن در یک مکان بدون داشتن برنامه های سرگرم کننده خود عامل تشویش افکار و احساس ناامیدی و نارضایتی و... در فرد می باشد. کما اینکه در منزل نیز چنین بوده و فرد دارای هدف و برنامه خاصی نبوده است. بنابراین وجود تفریحات در برنامه های تربیتی چنین مراکزی از اهمیت به سزایی برخوردار است.

  1. تغییر قوانین و حذف نگاه ضدزن و تبعیض آمیز در قوانین و فرهنگ و آموزش و پرورش و دستگاه قضایی.
  2. ایجاد زمینه اقتصادی مساعد برای کودکان و نوجوانان جدا از وضعیت اقتصادی خانواده توسط دولت.
  3. اقدامات و برنامه های پیشنهادی تیم تخصصی درمان جهت باز گرداندن فرد با جامعه:

الف. انجام مصاحبه و مشاوره جهت بررسی فرد به لحاظ سلامت جسم و روان و شناسایی خانواده.

ب. در صورت وجود مشکلات جسمی یا روان بطوریکه خانواده قادر به حمایت نباشد می بایست فرد به مراکز مرتبط ارجاع گردد.

پ. برقراری ارتباط با خانواده و برسی مشکلات و فراهم نمودن شرایط لازم جهت ارتباط طبیعی فرد با خانواده در صورت تمایل.

ت. در صورت نبود بستگان موثر یا عدم تامین شرایط لازم در خانواده جهت پذیرش فرد، می بایست اقدامات لازم جهت استقلال فرد تسط ارگانهای دولتی انجام پذیرد. که برخی از این اقدامات شامل: آماده سازی فرد به لحاظ رفتاری و آموزش زندگی مستقل، تامین مکان و امکانات لازم، کاریابی جهت کسب درآمد و تامین مایحتاج توسط خود فرد بالای 18 سال و کنترل و نظارت بر فرد تا زمانی که خود فرد بتواند بر اعمال خود نظارت داشته باشد.

ث. در صورت مهیا بودن شرایط لازم و تمایل و تصمیم فرد برای شروع زندگی مشترک اقدامات لازم انجام پذیرد.

با تشکر

مثل همیشه میتونین نظرات خودتون رو با ما درمیون بذارید. راه های تماس ما از طریق وایبر، تلگرام، لاین، واتس آپ با شماره 0046739681438 هست. یا اینکه با ایمیلاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید نظراتتون رو برامون بفرستید.
راه های دیگر تماس:
اسکایپ: javanan.tamas
گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

سایت سازمان جوانان کمونیست: http://cyoiran.com/

اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: javanankomonist@

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

connect1