29می2017

سازمان جوانان کمونیست

×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 756
بخش امیر ایلخانزاده

بخش امیر ایلخانزاده (9)

امیر ایلخانزاده-

در سال 1970، سالوادور آلنده، نامزد سوسیالیست انتخابات ریاست جمهوری شیلی برخلاف هزینه های سرسام آوری که ایالات متحده برای پیروزی  رقیب او انجام داده بود، در انتخابات برنده شد، ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا بی درنگ کیسنجر وزیر امور خارجه و سازمان های جاسوسی آمریکا را مسئول سرنگونی  او کرد. آلنده با پشتیبانی مردمی گسترده خود برنامه ای  وسیعی را برای غیرخصوصی کردن صنایع و معدن و به ویژه مس و  کمپانی های فراملیتی  آغاز کرد و در پی آن بود که با این کار بتواند هزینه های یک سیاست اجتماعی برای بهبود وضعیت  مردم را فراهم کند. به همین دلیل نیز بورژوازی هراس  زده شیلی،  در همدستی با ایالات متحده و کمپانی های فراملیتی،  ابتدا دست به تحریک مردم برای اعتصاب های گسترده زدند و چون این کار با شکست روبرو شد.

کودتای نظامی را به وسیله گروهی از نظامیان که در راس آنها پینوشه بود سامان دادند. ایدئولوگ  های آمریکایی این کودتا،  اقتصادانان مکتب شیکاگو و در راس آنها  میلتون فریدمن بودند که ادعا می کردند آلنده راه را برای مارکسیسم باز خواهد کرد و مانع رشد سرمایه داری نوع اقتصاد بازار آزاد می شود.  بدین ترتیب کودتا روز یازدهم سپتامبر 1973 با حمله نظامیان به کاخ ریاست جمهوری آغاز شد. یازدهم سپتامبر ۱۹۷۳ علیه دولت منتخب شیلی به رهبری سالوادور آلنده سوسیالیست کودتا شد. در ساعات نیمروز هواپیماهای ارتش کاخ ریاست جمهوری را بمباران کردند و تانک‌ها این ساختمان را به خمپاره بستند. آلنده که به همراه ۲۰۰ تن از وفادارانش در کاخ پناه گرفته بود، در آخرین پیام رادیویی خود گفت: «من به سبب وفاداری به مردم جانم را از دست خواهم داد». بر اساس نتیجه بررسی‌های دستگاه قضایی شیلی که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، سالوادور آلنده با شلیک گلوله به سر خود، به زندگی‌اش پایان داد.
 در طول  چند روز پس از کودتا، نظامیان بیش از 40 هزار نفر را در استادیوم ورزشی جمع کردند و هزاران نفر را شکنجه داده و به قتل رساندند. آنها در طول نزدیک به 20 سال ، بیش از 10 هزار نفر را دستگیر و چندین هزار نفر را به قتل رسانده و شکنجه کردند. افزون بر این صدها هزار نفر ناچار به  تبعید شدند. از این پس شکار چپ‌ها، فعالین اتحادیه ها و سایر مخالفان دولت حاکم آغاز شد. هزاران تن قربانی دستگاه سرکوب دولت شیلی و سازمان امنیت مخوف دولت نظامی (DINA) شدند. پینوشه در هفته‌های پایانی سال ۱۹۷۴ خود را رئیس‌جمهور نامید و تا ۱۱ مارس ۱۹۹۰ هم در همین سمت باقی ماند.
علیرغم همه این سرکوبها و جنایات آنها موفق نشدند که جامعه و مخصوصا فعالین سیاسی چپ و دانشجویان و کارگران چپگرا را تسلیم خود کنند و در نهایت جامعه با عقب راندن کودتا چیان و حامیان انها صفحه سیاسی شیلی را عوض کردند اما نظامیان توانستند پیش از رانده شدن از قدرت، ضمانت هایی برای عدم تعقیب خود بگیرند. با کودتای ۱۹۷۳ ژنرال پینوشه که دولت آمریکا یکی از حامیان و بازیگران اصلی است، یکی از سیاه‌ترین دوره‌های تاریخ شیلی رقم خورد. پینوشه در حمایت دولتهای غربی نظیر دولت امریکا و انگلیس بدون پاسخ به جنایاتش درگذشت، اما مردم شیلی همچنان خواستار رسیدگی به اتهام‌های بازماندگان‌اند.

 

لینک مطلب در صفحه فیسبوک: https://goo.gl/PTbfyy

مثل همیشه میتونین نظرات خودتون رو با ما درمیون بذارید. راه های تماس ما از طریق وایبر، تلگرام، لاین، واتس آپ با شماره 0046739681438 هست. یا اینکه با ایمیلاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید نظراتتون رو برامون بفرستید.

راه های دیگر تماس:
اسکایپ: javanan.tamas
گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: javanankomonist@

 

طی هفته های گذشته، شاهد شانه خالی کردن نیروهای انتظامی در پیگرد عناصر اسیدپاش اصفهان بودیم. پلیسی که مدعیست ظرف چندساعت چند جوان را که روی بام خانه ای شادی کرده بودند، به جرمی واهی دستگیر میکند، پس از هفته ها هنوز دنبال سرنخ مجرمان اسیدپاشی میگردد!

واقعیت اینست که سران حکومت اسلامی در ایران، در برابر پیشروی جنبش های اجتماعی و مشخصا زنان و بی حجابی عملی در جامعه، مستاصل شده اند و برای مقابله و مرعوب کردن زنان و کل جامعه دست به این جنایات زده و نیز اقدام به تصویب بیشترقوانین متحجرانه ای نموده اند. در پی وضع این قوانین، ائمۀ جمعۀ شهرهایی مثل اصفهان، اعلام کرده بودند که مسألۀ حجاب از حد تذکر لسانی گذشته و چوب تر میخواهد و در تهران نیز احمد خاتمی گفته بود که برای مسألۀ حجاب باید خون ریخته شود.

بدیهیست عناصر افسارگسیختۀ رژیم، پس از چراغ سبز ائمۀ جمعه، که درواقع منعکس کنندۀ نظرات رهبر رژیم در این تریبون هستند، اقدام به خشونت علیه زنان در جامعه، به بهانۀ پوچ "بدحجابی" نموده و به خود این جرأت را داده اند که بر سروصورت زنان اسید بپاشند. پس از حضور اعتراضی مردم در اصفهان و چندشهر، و انعکاس وسیع این جنایت در سایتهای اجتماعی، حکومت، نتوانست از این جنایات دفع کند و و در ادامه به ارائۀ کذب گویی درخصوص اسیدپاشی نمود. در این میان، با انتشار تصویر بازسازی شدۀ مظنون به اسیدپاشی خواستند فردی را مقصر این قضیه نشان دهند، که تصویر بازسازی شده، متعلق به یکی از مدیران مؤسسۀ استاندارد بود و با افشای این ترفند در فضای مجازی، دست رژیم رو شد. خیلی سعی کردند که این قضیه را فردی و مخاصمۀ شخصی اعلام کنند که بازهم ناموفق عمل کردند و با واکنش منفی افکار عمومی مواجه شدند و دست آخر اینگونه اظهارنظر شد که فرد اسیدپاش مشکل روانی داشته. بهر حال حکومت با دست کم گرفتن افکار عمومی و ارائۀ دروغهایی در این زمینه، خودرا هرچه بیشتر در منجلاب این بحران فرو میبرد و هرچه بیشتر دروغ میگوید، دستان آلودۀ رهبر و ائمۀ جمعه اش به این جرم برای مردم آشکارتر میگردد.

امیر ایلخانزاده-

در این هفته، علی خامنه ای در مراسمی که بمناسبت ماه رمضان در جمعی که سران ریز و درشت رژیم در آن حضور داشتند، سخنرانی ای داشت که علاوه بر مسائل مذهبی و نصایح و موعظه دینی، به سه نکتۀ زیر اشاره کرد:

1)    نظام باید قوی شود و در مقابل غرب بایستد و برای قوی شدن از هیچ چیز نباید کوتاهی شود.

2)    مسائل مربوط به فساد سران رژیم در مطبوعات بیان نشود و اذهان مردم را با این سمپاشی ها مسموم نکنند.

3)    با توصل به اقتصاد مقاومتی وابستگی ها را به واردات کمتر کرده و تولیدات داخلی را گسترش دهند.

خب نظام قوی شود یعنی چه؟ یعنی به بمب اتمی دست پیدا کند، گروههای تروریستی را در منطقه دامن بزند، امنیت و صلح و ثبات جهانی را تهدید کند و ابزار سرکوب مردم داخل بیش از پیش فراهم کند.

خب تاوان این قوی تر شدن را چه کسی باید بپردازد؟ آیا غیر از مردم ایران و خاور میانه که هرروز زندگی برایشان سخت تر و طاقت فرسا تر میشود؟ به قیمت ریختن خونهای بیشتر و قتل و غارت مردم عراق و سوریه و بحرین و غزه میخواهند قوی شوند!

مسائل مربوط به فسادها و اختلافات بین عوامل رژیم هم که فاش نشود و سانسور و اختناق بیش از پیش بر جامعه حاکم باشد تا راحت تر دست به اختلاس های سازمان یافته و ترور و وحشت مخالفان زده شود. تا راحت تر اعدام ها انجام شود و راحت تر باندهای قاچاق سپاه پاسداران دست به تجارت مرگبار اسلحه و مواد مخدر بزنند.

در مورد اقتصاد مقاومتی هم باید عنوان کرد که چه کسانی پشت قضیۀ واردات هستند؟ بجز فرزندان  شما و آقازاده های رانتخوار چه کسانی اقدام به واردات اجناس تقلبی و بی کیفیت میکنند و با جان و سلامت مردم سوداگری خود را رونق میدهند؟ درضمن مگر این همه فشار اقتصادی و تورم چهل درصدی برمردم، طی این چند دهۀ حاکمیت رژیم اسلامی شما کم بوده که توقع فشارهای بیشتر بر این مردم مظلوم را برای پرکردن جیبهای خود و اطرافیان خود دارید؟

قوی شدن رژیم شما، سانسور و خفقان حکومت شما و فشارهای اقتصادی ای که شما از آن بعنوان اقتصاد مقاومتی دم میزنید، همه بر گردۀ مردمی مظلوم است، به قیمت نابود کردن کارگران است که زیر بار زیاده خواهی های شما و رژیمتان کمرشان خُرد شده است. این اراجیفی که شما سر میدهید تنها نشانۀ ضعف شما و حکومتتان است.

امیر ایلخانزاده-

نمایندگان مجلس ایران به دو فوریت طرح موسوم به «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» رأی دادند و آن را به تصویب رساندند. بر اساس این طرح کسانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند، مورد حمایت قانون قرار خواهند گرفت. این طرح، باید ظرف ٢۴ ساعت در دستور کار مجلس قرار گیرد. همچنین کمیسیون فرهنگی مجلس رژیم  حضور روحانیون در سواحل دریای خزر را با هدف «سالم‌سازی دریا» بررسی می‌کند. علی طاهری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفت یکی از طرح‌هایی که در سفر مازندران مطرح شد این است که در قالب «طرح سالم‌سازی دریا»، روحانیون در سواحل نماز جماعت برگزار کنند.
پیشتر نیز سرهنگ روح‌الامین قاسمی، جانشین فرمانده انتظامی مازندران از برخورد با «ناهنجاری‌ها» به‌منظور اجرای طرح «سالم‌سازی دریا» خبر داده بود. به‌گفته سرهنگ قاسمی «برخی افراد به‌دنبال حیات خلوت خود در طرح دریا هستند، این افراد نیروی انتظامی را مقابل خود می‌بینند.»

با رسیدن به تابستان! یکبار دیگر، همانند گذشته اما شکننده تر، سران حکومت به فکر سختگیری های اجتماعی و پررنگ تر کردن قوانین و فرهنگ اسلامی با گشتهای ارشاد علیه مردم هستند. جمهوری اسلامی در طی حیات خود، همواره با نوع پوشش مردم، شادمانی و آسایش مردم مخالف بوده و از حضور مأموران اماکن حتی در جشنهای خصوصی و خانوادگی مردم گرفته تا گشت ارشاد و حالا هم حمایت از عوامل لباس شخصی خود، تحت عنوان آمران به معروف، و مذهبی کردن جوّ سواحل دریا، همواره مخالف آزادی و شادمانی مردم بوده و این حربۀ کثیف بخشی جدایی ناپذیر از حکومت اسلامی در ایران بوده و میباشد. 

امیر ایلخانزاده-

وزیر اطلاعات حکومت اسلامی با حضور در جلسۀ کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اسلامی به سوالات اعضای کمیسیون در مورد علت برگشتن برخی دانشجویان ستاره‌دار که موارد ستاره‌دار شدن آنها مربوط به وقایع انتخابات ۸۸ یا قبل از آن بوده است، توضیح داد. قاسم جعفری سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، در مورد جلسه امروز این کمیسیون اظهار کرد: وزیر اطلاعات با حضور در جلسه عصر امروز کمیسیون قرار بود به نمایندگان توضیح دهد که چطور برخی دانشجویان ستاره‌دار که موارد مجازات محرومیت از تحصیل آنها مربوط به وقایع سال ۸۸ یا قبل از آن بوده است، به تحصیل بازگشته‌اند. جعفری با بیان اینکه اخیرا با آغاز کار تیم جدید وزارت علوم، تعداد زیادی از دانشجویانی که قبلا با محرومیت از تحصیل مواجه شده بودند به دانشگاه‌ها برگشته‌اند، گفت: برای ما جای سوال دارد که آیا این دانشجویان تبرئه شده‌اند یا اینکه مجازاتشان تمام شده است، باید توضیح داده شود که آیا این دانشجویان از اول مجرم نبوده‌اند یا مجازات آنها به پایان رسیده است و حالا حق ادامه تحصیل برای آنها به وجود آمده است. وزارت اطلاعات باید در این مورد پاسخ دهد چراکه یکی از مراجع رسیدگی به این موضوع وزارت اطلاعات است و دانشگاه ها باید برای بازگشت دانشجویان از وزارت اطلاعات استعلام بگیرند.

گفتنی است فروردین امسال در پی اعلام موافقت وزارت علوم با بازگشت ۱۲۵ تن از دانشجویان ستاره‌دار به دانشگاه برخی نمایندگان خواستار پرونده این دانشجویان شدند که در نخستین جلسات چند نمونه از پرونده‌ها تحویل نمایندگان مجلس شده، اما در جلسات بعد رئیس هیئت عالی گزینش اعلام کرد که به دلیل مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی نمی‌تواند پرونده‌ها را در اختیار نمایندگان قرار دهد، لذا سه تن از نمایندگان به دلیل ممانعت از اعمال حق نظارت نمایندگان مجلس از رضا فرجی‌دانا وزیر علوم به کمیسیون اصل ۹۰ شکایت کردند.

براستی عوامل حکومت با این حرکات پر از ترس و واهمه بدنبال چه هستند؟ بعد از سپری شدن ۵ سال از اعتراضات سال ۸۸ آیا دلیل پیگیری عوامل در مجلس برای چرایی بازگشت چند دانشجوی معترض سال ۸۸ به دانشگاه چیزی جز واهمۀ بی حد و حصر رژیم خامنه ای و سران حکومت از دانشجویان نمیباشد؟ آیا همین بیم و واهمۀ امروزی همانی نیست که امثال سروش و .... در سالهای اولیۀ پس از انقلاب بخاطر آن طرح تعطیلی دانشگاهها و سرکوب جنبش دانشجویی را دادند؟ این رژیم سراسر بیمناک از دانشجویان، کارگران، معترضان و اقشار مختلف مردم بوده و هست و این ماهیت پوچ و ضد انسان هر رژیم دیکتاتوریست.

طی روزهای گذشته سخنانی از برخی سران و مقامات رژیم شنیده شده که در آن شاهد اعتراف مقامات حکومت بصورت مستقیم و غیرمستقیم هستیم که به شکست در این عرصه اعتراف کرده اند و بیان نموده اند که باید تغییر سیاست داد و حجاب را به شکل دیگری بین زنان و جوانان برد. بعنوان مثال، علی اکبر ناطق نوری، رئیس سابق مجلس اسلامی، مقابله مستقیم با  «بدحجابی» را اقدامی «اشتباه» خواند و گفت که «بدحجابی» نشانه اعتراض مردم به حکومت است. ویا اینکه رئیس پلیس اصفهان معترف شد که برخورد یدی با بدحجابی جواب نمی‌دهد و جامعه با باتوم منضبط نمیشود. 

در این میان پر واضح است که حکومت اسلامی با مشاهدۀ اعتراض نسل جوان طی این چند دهه، بخصوص مبارزه علیه حجاب در سطح جامعه و انعکاس آن در مدیای اجتماعی طی چند ماه گذشته، به این نکته رسیده که مسئلۀ عدم تمکین از دستورات حکومتی درخصوص اجبار پوشش، نوعی اعتراض به رژیم است و بعضی از مقامات برای نجات حکومت از بحران فعلی نسخه عقب نشینی از مواضع همیشگی ر میپیچند.
جمهوری اسلامی که تا دیروز مسئلۀ حجاب را هویت اسلام و قدرت نمایی گردنکشانۀ خود در جامعه میدانست، این روزها اقدام به عقب نشینی فاحشی از مواضع همیشگی خود کرده و این به یقین، یک پیروزی برای مردم، بخصوص نسل جوان ایران در عرصه فرهنگی و اجتماعی علیه رژیم متحجر و واپسگرای اسلامی میباشد.

 

 

 


علی خامنه ای رهبر حکومت دیکتاتوری، ‌صبح دیروز در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس اسلامی رژیم‌، تأکید کرد که راه حل مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور را نمی‌توان در بیرون از مرزها پیدا کرد بلکه علاج واقعی مشکلات در درون کشور است.

در اینجا، جا دارد به علی خامنه ای بخاطر هوش سرشار و نبوغ ذاتیش در تشخیص منبع مشکلات اقتصادی و سیاسی ایران که خودش از آن با عنوان بصیرت! یاد میکند، آفرین گفت و تأیید کرد که ریشۀ مشکلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم ایران از داخل ایران، از رانتهای آقایان و آقازاده ها، از اختلاسهای چندهزار میلیاردی، از خفقان و شکنجه و اعدامهای وسیع، از دروغ های سازمان یافته، از سرکوب مردم، از گشت ارشاد، از تبعیض های وسیع اقتصادی و اجتماعی، از سانسورهای گسترده، فیلترینگ اطلاعات، ستاره دار کردن دانشجویان، و در یک کلام از رژیم جمهوری اسلامی و سرمایه داری می باشد و بس.

آری، در یک کلام، ریشۀ همۀ مشکلات مردم ایران، از داخل، و فقط از تابوی پوسیده ای بنام جمهوری اسلامی است. و تنها راه حل مشکلات مردم، کنار زدن رژیم فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی و جایگزین کردن آن با یک حکومت انسانی، آزاد و برابری خواه و انسان محور میباشد.

مجلس نمایندگان آمریکا روز پنجشنبه طرح مخالفت با ورود حمید ابوطالبی به خاک آمریکا به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل را با یک رای قاطع تصویب کرد. این طرح که پیش از این از سوی سنای آمریکا نیز به تصویب رسیده بود باید به امضای باراک اوباما برسد.

براساس مصوبۀ روز پیش سنای امریکا، افرادی که در کارهای تروریستی و گروگان‌گیری، جاسوسی یا تهدید امنیت ملی آمریکا دست داشته‌اند ورودشان به آمریکا ممنوع می‌شود.

حمید ابوطالبی متهم به دست داشتن در گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران است که آبان ۱۳۵۸رخ داد و منجر به قطع روابط سیاسی دو کشور شد. با این‌حال آقای ابوطالبی این اتهام را رد کرده و گفته است که پس از گروگان‌گیری تنها به عنوان مترجم نماینده پاپ در سفارتخانه آمریکا حضور یافته است. آقای ابوطالبی همچنین متهم است که در سال ۱۹۹۳که به عنوان سفیر ایران در ایتالیا مشغول به فعالیت بود در ماجرای قتل یکی از مخالفان جمهوری اسلامی به نام محمدحسین نقدی «نقشی کلیدی» داشته است.

با این حال، انتخاب شخصی با این سوابق از سوی دولت روحانی برای تصدی سفارت رژیم در سازمان ملل، چیز جدید و چندان غریبی نیست، چرا که در کابینۀ حسن روحانی، و همچنین سفرای مختلف این دولت، همچون 35 سال گذشته، حضور چنین افرادی بسیار دیده میشود. اما با توجه به نزدیکی خط مشی دولت حسن روحانی در عرصه بین المللی، و از آنطرف مخالفت کنگره و سنای امریکا با این مسئله، چنانچه این اقدام رژیم را ندانم کاری تلقی نکنیم، هدف جمهوری اسلامی از این انتخاب میتواند چند گزینۀ زیر باشد:

1)       ایجاد تنش در مذاکرات ایران با 5+1 و زدن اتهام به حکومت امریکا مبنی بر کارشکنی و دشمنی با ایران در تبلیغات داخلی رژیم.

2)       درصورت عدم تصویب مصوبۀ سنا توسط اوباما، و حضور ابوطالبی در نیویورک، دهن کجی به جمهوری خواهان که مخالفت بیشتری با رژیم ایران و مذاکرات هسته ای دارند.

3)       با توجه به ماده چهارم «توافقنامه کشور میزبان» (سال ۱۹۴۷)، که جلوگیری از ورود سفرای کشورهای خارجی در سازمان ملل به خاک آمریکا را ممنوع اعلام می‌کند، رژیم اسلامی قصد داشته باشد که علیرغم مصوبۀ سنا و کنگرۀ امریکا، اقدام به تبلیغات جنجالی در دشمنی امریکا با ایران و مظلوم نمایی بین المللی خویش کند.

درهر صورت انتخاب چنین گزینه ای از سوی رژیم، دلیلش هرچه که باشد، ماهیت تروریست و گروگانگیر دولتمردان جمهوری اسلامی را به تصویر میکشاند و اینکه ضدغربیگیری جزو ماهیت این حکومت است.

لینک مطلب در فیسبوک

در اعتراضات شامگاه سه شنبه هجدهم فوریه بین تظاهر کنندگان و پلیس در شهر کی یف پایتخت اوکراین دستکم 25 تن کشته و 240 تن زخمی شدند. میدان استقلال شهر کی یف  به مرکز مخالفت با دولت و رئیس جمهور این کشور تبدیل شده است. در سوی دیگر میدان با چند متر فاصله نیروهای مجهز پلیس به حالت آماده باش ایستاده اند. درگیری های سه شنبه شب کی یف، شدیدترین اعتراضات از زمان شروع در پاییز گذشته، و بر علیه رئیس جمهور این کشور بوده است. چند صد هزار نفر در ماه های اخیر علیه ویکتور یانوکویچ و دولت وی بطور مداوم دست به تظاهرات زده اند. تظاهرکنندگان لغو قراردادهای اخیر با روسیه، اصلاح نظام قضایی، آزادی های سیاسی، استعفای دولت و انتخابات زودرس پارلمانی و ریاست جمهوری  هستند و می خواهند که این کشور از روسیه فاصله بگیرد. اوکراین و اتحادیه اروپا مذاکرات چند ساله ای را برای همکاری بین خود برگزار کرده بودند. اما در نوامبر سال گذشته  یانوکویج در اقدامی غیر مترقبه به اتحادیه اروپا پیغام داد که قرارداد مذکور را امضا نمی کند. به جای آن، وی چند هفته بعد قراردادی با روسیه امضا کرد. از آن زمان به بعد صدها هزار اوکراینی علیه رئیس جمهور و دولتش، دست به تظاهرات زدند که هنوز این تظاهرات ادامه دارد. لازم به یادآوری است که اکراین چند سال پیش نیز شاهد انقلابی علیه همین رئیس جمهور بود که به انقلاب نارنجی معروف شد. در آن انقلاب یانوکویچ مجبور به برگزاری انتخابات شد و آن انتخابات را باخت. اما در انتخابات بعدی دوباره برنده شد. روسیه نمی خواهد نفوذ خود را در اوکراین از دست بدهد، به همین دلیل از نزدیکی اوکراین به اتحادیه اروپا جلوگیری کرد.

 

وقتی به وقایع اوکراین نگاه میکنیم شاهد اعتراضات خیابانی مردم در انجا هستیم که در ضمن دخالت و قدرت طلبی دولتها را نیز در آن میبینیم. این بار سرمایه داری غرب، در قالب اتحادیۀ اروپا از یک سو، با رژیم دیکتاتوری و مافیایی روسیه از سوی دیگر در منازعه هستند و هر کدام سعی دارند رقیب را از میدان به در کنند. و همچون سوریه، و دیگر جاهای جهان، تنها در اندیشۀ بسط قدرت خود و منافع بیشتر برای طبقۀ سرمایه دار حاکمۀ خود هستند.

مبارزات مردم اوکراین برای فاصله گرفتن از سلطۀ درازمدت روسیه طی یک دهۀ اخیر منجر به انقلابی موسوم به نارنجی در این کشور گردید، ولی دولتی که پس از انقلاب نارنجی بر مسند قدرت نشست نیز در عوض روسیه، برای بقای خود حفظ منافع غرب را در دستور کار خود قرار داد و بخاطر نداشتن پایگاه مردمی، خیلی زود سقوط کرد، و عناصر وابسته به روسیه مجدداً قدرت را بدست گرفتند .

ولی اینبار مردم اوکراین با توجه به تجربۀ پیشین، باید این را بدانند که نه روسیه و نه غرب به فکر آزادی و برابری و زندگی بهتر مردم اوکراین نیستند و با هوشیاری باید در بقدرت رسیدن حکومتی که برای آنها  یک زندگی انسانی و یک دنیای بهتر را به ارمغان بیاورد و خود مردم در ان دخالت داشته باشند تا به آخر مبارزه کنند.

connect1