25September2017

سازمان جوانان کمونیست

بخش عاتکه بادله

بخش عاتکه بادله (2)

عاتکه بادله-
حسن روحانی، رئیس جمهور دولت یازدهم، روز یکشنبه ۲۳ فروردین اعلام کرد که "دولت تلاش خواهد کرد تا ۵۰ درصد جامعه بیکار، منزوی و جنس دوم باقی نمانند." البته با تاکید بر این تلاش در چارچوب اسلام و قوانین اسلامی.
موقعیتهای اجتماعی زنان در جامعه مرد سالار و همچنین ضد زن بودن قوانین قضایی، درهای بسته ایست که در برابر فعالیتهای زنان در جامعه محدود شده ایران قرار میگیرد.
قوانین و محیط های محدود کننده، موقعیتهای مناسب برای بروز استعدادهای موجود را از زنان سلب میکند و فرصت بروز دادن و احیاء شدن را از آنها میگیرد.
دولت حاکم و تحمیلی جمهوری اسلامی بر جامعه ایران راههای سد شده بسیاری را در برابرزنان در ایران ساخت و با روشهای مختلف سیاستی خود سنگهای سنگینی بر سر راه زندگی اجتماعی و حتی خصوصی آنها انداخت که بتواند حتی زندگی عادی آنها را از آنها سلب کند.
ولی در همین جایگاه غیر مناسب و دنیای کوچک شده انسانی شاهد قدرت زنان بودیم که نگرش جهان را درمورد زنان ایرانی تغییر داده است، قدرتهایی مثل ایستادن و ایستادگی کردن و مبارزات مستقیم و غیر مستقیم سیاسی و اجتماعی.
باهمه ی مشکلات که زنان در ایران دارند و حقانیت زندگی عادی از زنان گرفته شده ولی چیزی که در این عرصه های فعالیتی بیشتر از همه به چشم میخورد جنبش و حضور زنان مبارز در خطوط اولیه ی اعتراضی است.
اعتراضات و جنبش های رهایی زنان در ایران به قدری قدرتمند و چشمگیر است که به وضوح میتوان آنرامشاهده کرد ودر مورد آن به بحث نشست.
حکومت حاکم بر ایران بعد از موضوع گشت ارشاد و همه گیر شدن حضورگشت انصار حزب الله در معابر عمومی و سطح شهر، نتوانست حتی با ایجاد رعب و وحشت و درگیری فیزیکی تحت حمایت قوانین قضایی و اجرایی در دل مردم راه به جایی ببرد. بعد از بی نتیجه بودن برنامه های عوامل خشونت طلب این حکومت، که دست به اقدامات وحشیانه تری چون اسید پاشی به صورت زنان و فرو کردن چاقو به باسنشان زدند و خواستند جو جامعه را متشنج تر کنند و به سمت خواسته های سیاسی خود پیش ببرند، باز هم شاهد آن بودیم که با تمام تنگناها و محدودیت ها و فشاراتی که از طرف نظام بر سر راه زنان قرار داشت و دارد، عرصه ی مبارزاتی و اعتراضی زنان قویتر شده و در برابر عملیات وحشیانه ی دولت اسلامی ایستادند و کم نیاوردند و همچنان زنان ایرانی با همان پوشش در جامعه حضور دارند که ضد خواسته های حکومتی است.
زنان در ایران با ایستادن در برابرخواسته های جمهوری اسلامی و قوانین مذهبی ضد زنی که در جامعه حاکم است توانستند امواج اعتراضی بزرگی ایجاد کنند که دولت را به عقب بکشانند ،شاید هنوز نتوانسته باشند به خواسته ها و حقوق اولیه ی خود دست یابند ولی همین که دولت را در بسیاری از سطوح به عقب برانند همین گامی است برای رسیدن به گامهای بزرگتر بعدی.
یکی دیگر از فوکوسهای اخیر اعتراضی جنبش رهایی زنان، فعالیت و اعتراضات در ممنوعیت حضور زنان درسالنهای ورزشی در سالی که گذشت بوده که با تمام سختیها و مشقتهایی که در سر راه خود با آن روبه رو شد توانست در این عرصه نیز گامهای موفقیت آمیزی بردارند و تا به اینجا دولت را به عقب براند تا جایی که ممنوعیت حق ورود به زنان به سالن های ورزشی در ایران به بحث جنجال برانگیزی تبدیل شود.
لذا اظهارات اخیر روحانی صرفا به دلیل فشار فعالیت های جنبش زنان بر دولت حاکم و نگرانی از ادامه اعتراضات در عرصه های مختلف است که صف اول آنها را زنان تشکیل میدهند. بنابراین با اعتراضات منسجم و هماهنگ بین زنان و فعالین حقوق زنان در داخل و خارج از ایران، شاهد عقب نشینی بیش از پیش سیاست های حاکم خواهیم بود تا فرسوده شدن دولت و حکومت برای اهداف این جنبش و رسیدن به خواسته های انسانی. قطعاهمبستگی و برنامه ریزی نتایج مطلوبتری به بار خواهد آورد. چون دولت حاکم همیشه منتظر یک غفلت و عقب نشینی از مردم میباشد که خواسته های ضد انسانی خود را به کرسی بنشاند، برای ما ضروریست که صفوف اعتراضی و موج مخالفتها بیشتر و ادامه دارتر باشد. برای رسیدن به نتایج مطلوبتر و اهداف بزرگتر باید صفها را بزرگتر و فریادها را بلندتر کرد، تا به خواسته هایمان نزدیک شویم.

 

پنجشنبه شب ۲۸ اوت، جنرال ظاهر فرمانده پلیس کابل در مورد پرونده تجاوز گروهی شش مرد دزد به چهار زن گفت: "این زنان شکنجه را تحمل کردند، اما از ترس بدنامی در جامعه، سکوت کردند."
در جوامعی با شکاف جنسیتی بالا و جوامعی که مذهب در آن رخنه کرده و پدیده های سنتی چون آبرو، در افکار و اساس زندگی ریشه دوانده، احتمال سکوت زنان بسیار بالاست.
دلیل اصلی این سکوت نگرشی است که دیدگاه کالایی و ابزاری مذهب به زنان در افکار جامعه ایجاد نموده و قرنهاست موجودیت زن بودن و انسانیت را در جوامع مذهب زده از جنس مونث صلب کرده است.
زن که باشی تفاوتی ندارد در چه مرحله ایی از زندگی به سر میبری کودک یا زن جوان و یا هر سنی ... در هر شرایط و موقعیتی زنان طعمه هایی هستند برای شکار شکارچیانی که این حق را به خود میدهند. زیرا دین و مذهب و آیینی که راهنمای زندگیشان هست این حقوق را از طرف خدا به آنها داده همواره برتر باشند و زن را فقط وسیله ایی بدانند برای رفع نیازهای جنسی خود.
وقتی قانون جوامعی در منجلاب سنت و مذهب غرق شده است وانسانها بر حسب جنسیت طبقه بندی میشوند و اینچنین شکافی بین انسانیت و جنسیت وجود دارد و این مرد است که فقط حق دارد از سکس لذت ببرد، وقتی زن حتی حق شناخت چنین لذتی را ندارد و تنها کالایی است برای سود جویی و لذت مردان، چطور می توان از زنان محکوم شده در این فرهنگ انتظار داشت حرف بزند، اعتراض کند و سکوت دردی را بشکند که خودش را عامل آن گناه میداند.
زنی که زیر فشار قوانین و فرهنگ مذهبی و سنتی است، همیشه نگران موقعیت اجتماعی خود و نحوه نگاه دیگران به خود است. و همه اینها را از زمانی که به عنوان جنسیت دختر در جوامع تحت حاکمیت سنت و مذهب چشم به زندگی گشود آموزش دیده است.
چطور میشود از جامعه ای که طبق قوانین ضد زن و زن ستیز حکم میگیرد انتظار داشت به موضوع روابط جنسی یک طرفه و مردانه نیاندیشد و از حکام حکومتی رای عادلانه بخواهد!
مطمعنا قربانیان و محکومان این مسئله کسی نخواهد بود بجز دختران و زنان مورد تجاوز.

هستند جوامعی که بر اثر مبارزات و تلاشهای جنبش های انسانی، قانون مدافع فرد مورد تجاوز و مجرم شناختن فرد متجاوز را بنا گذاشته اند. اگر در جوامع مذهب زده و نابرابری چون افغانستان و ایران و عراق و... روزی برسد که حق با فرد مورد تجاوز باشد و زنان بدانند قانونی وجود دارد که به نفع آنها رای میدهد و متجاوز را محکوم میکند و حقوقشان را پایمال نمیکند و نگاهش به زن نگاهی مجرمانه نباشد، مطمعنا هزاران هزار زنی پیدا میشوند که میخواهند صدا سر دهند و سکوت چندین ساله ی خود را بشکنند و درصدد ترمیم زخمهایشان برآیند. در جامعه سالم و طرفدار انسانیت همه ی قربانیان تجاوز جنسی حرف خواهند زد اگر قانون بخواهد که بشنود.

connect1