19September2017

سازمان جوانان کمونیست

در بازی فوتبال تیمهای ایران و سوریه در استادیوم آزادی(سه شنبه 14 شهریور1396)

?با شرکت: ? شیرین شمس و دریا صفایی
?گرداننده برنامه: ?صدف صمدی

?سه شنبه 7 شهریور 1396 ?برابر با 29 اوت 2017
?ساعت 10:30 شب بوقت ایران ?برابر با 8 شب بوقت اروپای مرکزی

?در کانال تلگرامی انقلاب زنانه 
http://t.me/enghelabezananeh

?از طریق پیامگیر تلگرام @sjktamas 
سوالات و یا نظرات خود را میتوانید قبل از شروع جلسه 
و یا در حین برگزاری جلسه بصورت کتبی و صوتی بدست ما برسانید.

نسخه کم حجم این برنامه را کاربران در ایران از لینک زیر میتوانند دانلود کنند:

لینک پخش مستقیم برنامه در ساعت اعلام شده قابل مشاهده خواهد بود.‬
https://www.youtube.com/watch?v=ej5u3vfNfIo

? ?جلسه بصورت زنده علاوه بر تلگرام از اینستاگرام، یوتیوب و فیسبوک نیز پخش خواهد شد.

در شماره 25 (مردادماه 96) مجله زنان امروز، در پنجمین شماره متوالی از «کار خانگی» بخوانید
«تقسیم جنسیتی کار خانگی» | بنفشه جمالی

«نقش‌های جنسیتی ریشه در فرهنگ و باورهای شخصی افراد جامعه دارند. این نقش‌های جنسیتی است که تعیین می‌کند مردان و زنان چگونه باید فکر کنند. صحبت کنند، لباس بپوشند و چگونه با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند تعامل داشته باشند. آموزش در فرآیند شکل‌گیری نقش‌های جنسیتی نقش مهمی را ایفا می‌کند.
والدین به‌عنوان مربیان اولیه کودکان که بیشترین زمان را با آن‌ها می‌گذرانند نقش ساختاری در شکل‌گیری چگونگی اجتماعی شدن کودکان را دارا هستند. والدین به‌طور مستقیم باورهای خود در ارتباط با نقش‌های جنسیتی را به کودکان می‌آموزند. آن‌ها همچنین با تشویق و ترغیب به تقویت الگوهای جنسیتی و بازتولید این رفتارها در کودکان خود دست می‌زنند. در حقیقت رفتار والدین در دوران رشد کودکان به انتقال الگوهای کلیشه‌ای جنسیتی که به دو دسته رفتارهای زنانه و مردانه تقسیم‌شده اند کمک می‌کنند. کودکان هنگامی‌که می‌بینند مادرانشان بیشتر نقش مراقبتی از آن‌ها را به عهده دارند و پدرانشان صرفاً اوقات فراغت خود را با کودکان سپری می‌کنند یاد می‌گیرند که زنان و مردان (باید) رفتارهای متفاوتی داشته باشند. چشم‌انداز الگوی جنسیتی، بر اهمیت فرآیندهای شناختی در توسعه جنسیتی تأکید دارد. در طول دوره کودکی و نوجوانی و بر اساس آموزش‌هایی که کودکان می‌بینند، رفتارها و نقش‌های جنسیتی مناسب در آن‌ها شکل می‌گیرد و در این پروسه ایده‌های جدید مرتبط با جنسیت در آن‌ها توسعه می‌یابد...».

متن کامل این یادداشت را در مجله زنان امروز، سال چهارم، شماره 25، مردادماه 1396؛ در بخش روایت مستند - کار خانگی؛ صفحه 31 بخوانید.

?️?️?️شما تا چه حد با این موضوع درگیر بوده اید؟

با سلام به همه هم ميهنانم
لحظاتى پيش پس از چند ماه دربه درى در يك كشور همسايه، از چنگ حكومت ديكتاتور رها شده و با یاری یکی از بستگانم، وارد كشوری اروپايى شدم. 
در چند سال گذشته و بخصوص پس از اعدام ظالمانه ریحانه، انواع آزارها از تهدیدات تلفنی و کتبی و احضار و بازجویی گرفته تا جلوگیری از خروجم و از دست دادن پرواز بر من رفت. در تهران و پس از احضار وقتی روبروی بازجو نشستم با سؤالاتی حیرت اور مواجه شدم:
- چرا مى گويى اعدام نه؟ اعدام حكم خداست.
- پرچم داری. پرچمت را پايين بياور، وگرنه ديگر ملايمتى در كار نخواهد بود.
- ریحانه به گریه و دعاهای تو نیاز دارد. به قبرستان برو و برایش گریه کن
- ديگر درباره ريحانه ننويس، اگر هم میخواهی بنویسی در دفترت و در خلوت بنويس
- چكار دارى به اعدامهاى 67 اشاره مى كني؟
- چرا فلانى و فلانى مى آيند ديدن تو؟
- مرگ ریحانه در تقدیر او بوده! ممکن است تو هم در خیابان زیر ماشین بروی. اینهم تقدیر توست!
- هر کاری که دلت میخواهد برای ریحانه بکنی برای دو دختر دیگرت بکن. چون ممکن است آنان را هم از دست بدهى!
و هنگام خروج از فرودگاه وقتی پس از عبور از گیت پرواز، پاسپورتم را گرفته و در دفتر حراست بازجویی شدم به صراحت گفت:
- مایل بودم در اوين بازجويى بشوی
و حیرت آورتر این که با اينكه می دانست مانند همه بازماندگان اعدام و مادران داغدار «مى خواهم سر به تن اين نظام نباشد» و اين را صريحا از من شنيده بود با بى شرمى گفت: 
- شما باید با ما همکاری کنید !
همدلی م با برخى زندانيان سياسى را "آلت دست” مجاهدين شدن نامید. اتهامات ناروایی به يك زن و شوهر زندانى مقاوم زد که دلم می لرزد از تکرار کردنش.
نیروهای امنیتی فوق همانها هستند که در دومین سالگرد ریحان، راحله ذکایی همبند سابقش را که با لوله هایی خارج شده از کلیه ها و پیچیده دور گردن، با سرطانى در مراحل پایانی دست و پنجه نرم می کرد، بازداشت كردند. هر چه فریاد زدم این زن در حال مرگ است، رهایش کنید، شرم نکردند. چند ماهی ست که راحله نازنين از دنیا رفته و در کنار ریحان من است. دیگر دست هیچ بازجوی هتاکی به او نمی رسد. راحله، زنی که تمام زندگیش توسط این نظام به یغما رفت.
مأموران امنيتى بعد از دستگیری بعضی شرکت کنندگان، به مراسم حمله کرده و هر چه خواستند کردند.
برای من اما دو راه بیشتر نمانده بود. یا باید سکوت می کردم و مظلومیت ریحانی که به تجاوز مامور اطلاعات تن نداده بود را فراموش می کردم، یا رو در روی دیوی که حامی متجاوزانی همچون سربندی است می ایستادم. یا باید تسلیم بی عدالتی میشدم یا مسئولیت خود را در قبال آنچه بازماندگان اعدام های متعدد بر دوشم گذاشته بودند انجام می دادم. یکی از دشوارترین انتخابهای زندگی م همین بود. ماندن یا رفتن. اگر مى ماندم و ادامه مى دادم، بايد راهى اوين مى شدم. روزها و شبهای بسیاری را در جدالی سخت با خود گذراندم. رها کردن هر چه داشتم، دل کندن از بهشت زهرا و باغچه ریحان، دلتنگی برای پدر و مادر سالمندم، دوری از فرزند و همسر، جدایی از مادران داغدار و دوستانم و از همه سخت تر دورشدن از آن همه زن و مردی که با چشمهای اشکبار و سینه های سوخته قصه های هول آور اعدام عزیزانشان را برایم گفته بودند. در نهایت عزم جزم كردم كه پيام رسان مظلوميت ريحان، و دیگر ستمديدگان و زندانيان و خانواده هاى اعدام شدگان باشم. 
پس تصميم به خروج گرفتم و طرحى با پیش بینی همه جوانب ریخته و از چنگ ماموران امنیتی جستم. اگر عمر و فرصتی باشد، جزئيات اين طرح را بیان خواهم کرد.
تمام تهديدات و بازجوييهايی که توسط بازجویان ارشد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات انجام شده را ثبت و ضبط کرده ام و در صورت لزوم منتشر خواهم کرد .
آزار بستگانم حتی پس از خروجم ادامه یافت. ليكن با وجود عشق بی اندازه به آنان، نمی توانم از پیمانی که با مظلومین بسته ام بگذرم. خروجم برای همراهی با مبارزان علیه ظلم حكومت ظالمى است که آشیان های بسیاری را برباد داده است. 
اكنون خود را جزء كوچكى از مخالفان برانداز حکومتی میدانم که از متجاوزان حمایت می کند. دستگاهی که جوانان را اعدام می کند. بر سر کوی و برزن، بساط دار می چیند. در رسانه های مزدورش تبلیغ مرگ مى پراكند. نه تنها برای مردم ایران که برای ساکنان کشورهای دیگر هم جز تباهی و نیستی نمی خواهد. حکومتی که امتحان خود را با همه جناح بندى هاى بيرونى و درونى اش داده است و به جز دزدی و غارتگری و مرگ، هیچ ندارد.
در برابر سیستم پلید چوبه دار و غارت سرمایه های مردم، مردان و زنان بسیاری هستند که با مبارزه بی امان خود به دفاع از حقوق مردم ایران پرداخته اند. با سنگين ترين بها، كشته هاى بسيار، زندانيان بسيار و درد و رنجها و دربه درى هاى بسيار. فارغ از هر گرایش سیاسی، اینها فرزندان مردم ایران هستند که در مقابل ظالم سر خم نکرده اند و زندگی شان در راه برقراری عدالت و آزادی فدا شده است . 
مادرانه، جمعی از مادران داغدار بود که برای دادخواهی خون برزمین ریخته ی فرزندان ایران، قد راست کردند. طى دوسال فعالیت این مادران ، فشارهای زیادی از سوی نیروهای امنیتی بر خانواده های دادخواه وارد شد. اما آنان – همچنانكه من - شالهای سفیدشان را تبدیل به پرچمی کردند تا نشان دهند که با وجود زخم مرگ تلخ فرزندانشان، اسیر گورستان نخواهند شد. آنان فرزندان خود را همچون بذر آزادی خواهی و عدالت طلبی به خاک سپرده بودند. این مادران با عزیزانشان عهد بسته اند که تا آخرین نفس دادخواهی کنند. بی شک قلبشان جایگاه همه جوانان اسیر و از دست رفته است . با وجود غم عظیمشان ، به جای هر فرزند، صدها و هزاران فرزند یافتند. فرزندانی که به دنبال آزادی و عدالتند. به عنوان قطره يى از درياى جنبش دادخواهى من نيز با دخترم عهدى بسته ام.
وقتی گورکن، بلوکهای سیمانی را روی تن ریحان می چید مُهری بر آن پیمان زدم که با جان از تنم بدر رود. همچون سایر دادخواهان کفشهای آهنین پوشیده و به دنبال عدالتی هستم که از فرزندان ایران دریغ شده است. با مدافعین حقوق مردم، دوست و با ستمگران غارتگر، جنایتکار و متجاوز دشمنم. در مقابل چاه عمیق ستم و تباهی حکومت، قله رفیع آزادی و عدالت قرار دارد. بدون کشیدن خط بطلان بر آن چاه ظلمت و نیستی، نمی توان به قله آزادی و عدالت رسید. مبارزه يی بی امان که دهه هاست ادامه دارد، راهی ست که شهد شیرین پیروزی و عدالت را به همراه دارد.
به عنوان عضوی از جنبش دادخواهی، دستم را در دستان همه مبارزان جدی ضد ظلم مى گذارم. برای برقراری عدالتی که از بیگناهان در خاک غلطیده دریغ شد. برای محاکمه و مجازات کسانی که خون فرزندان ایران را بر زمین ریختند. بی شک ظلم ظالمان دیری نخواهد پایید و خون بیگناهان، سیاوش وار خواهد جوشید. پشتوانه این مبارزه هزاران دختر و پسر جوان هستند که با خون خود مهر باطل بر حکومت مستبد زدند. ضمانت پیروزی نیز میلیونها زن و مرد ایرانی هستند که از حکومت فاسد بیزارند و روزی با غرش هماهنگ خود پایه های لرزانش را فرو خواهند ریخت .
شعله پاکروان 
شنبه 4 شهریور 1396. 26 اگوست 2017

از مجموعه دست نوشته های یک زن عاصی در انقلاب زنانه
سلام این لایحەی منع خشونت علیە زنان که مکرد مخالفت معاون قوه قضائیه بوده، نمی دانم چە بندهایی دارد ولی اگر فقط بتواند میزان خشونت را کم کند وحتی یک نفر را نجات دهد عالیست.
امروز صبح شوهرم وقتی خواست بە من حملە کند من مستاصل خواهش کردم کتکم نزند. ولی درکمال بیرحمی با دو دستش موهای سرم را از دو طرف گرفت و من کە روی مبل نشستە بودم و او ایستادە بود با کشکک زانوش بە پیشانیم با تمام قدرت شش بار ضربە زد و من از ترس جانم جیغ کشیدم و چون تابستان است بە خاطر اینکە صدام بیرون نرە از کتک زدنم دست برداشت. من از درد و ترس با دستانم جلوی چشمانم را گرفتم کە صدمەای بە چشمانم نزند. دستم از دو جا کبود شدە و تا کتفم درد شدیدی دارد و از صبح بی حس شدە والبتە سردرد دارم وبی حسی وحالت گزگز شدن هم در سرم و درون سرم حس میکنم.
جرم من این بود کە دیشب تو مهمانی پنج دقیقە گوشیم دستم بود و با تازە عروس برادرم درمورد شب پیشترش کە مراسم عقد بود چت کردیم. دقیقا پنج دقیقە هم طول نکشید وهمین شد بهانەای کە دق دلی این کە تو مراسم عقد برادرم، تو یک مجلس زنانە کە غیر داداشم کس دیگری نبود روسری سرم نبود، رو روی سرم دربیارە.
از صبح نمی دانم باید چکار کنم بە کجا پناە ببرم.
آقای قاضی اون ۱۲۸زن از ۱۸۰ زن که میگی شکایتشون رو پس گرفتند، اگر شکایتشان را پس نگیرند باید از زندگی و بچەهاشون بگذرند و نگاە بد جامعە کە زن را بیحیا میداند کە با یک دعوای "ساده" زندگی شکایت کردە روز را شب کند.
دعواهای زندگی برای همە نمک زندگی نیست، جدا از درد جسم روح و روان آدم را نابود میکند. 
جرم من فقط این بود کە زندگی میکنم زندگی کردن و شادی کردن و خیلی چیزهای دیگری کە بە خاطرش کتک میخوریم. حق ماست لااقل اگر اینها را حق ما نمی دانید اگر خدای نکردە یە باد بە کلمون خورد و خر شدیم و آدم شدیم کتکمان نزنید! آقای قاضی شدە دخترت یا خواهرت کتک بخورد وکبود شدە برگردد پیشت آیا آن زمان هم لازم نیست بە خاطر چند نفر لایحەای تصویب شود؟!
من زنم و هرگز خودم را نمی کشم و هر صبح با نسیم صبحگاهان دوبارە شبنم میشوم من زندگی هستم و تا آخر با انقلاب زنانە می مانم بە خاطر زنان سرزمینم و دختر بیگناهم!
آگرین همراه انقلاب زنانه در تلگرام

telegram.me/enghelabezananeh

ذبیح الله خدائیان، معاون حقوقی قوه قضائیه حکومت گفته است: که لایحه مبارزه با خشونت علیه زنان «صرفاً از بعد جنسیتی تدوین شده» است.
به گفته وی ۷۰ ماده از ۱۰۰ ماده لایحه مبارزه با خشونت علیه زنان «وصف کیفری» دارد و «حتی برای کوچک‌ترین تنش میان زوجین حبس مقرر کرده است».
این مقام قوه قضائیه توضیحات بیشتری درباره این لایحه ارائه نکرده است.
وی مدعی شد: بر اساس نتایج یک تحقیق، از ۱۸۰ مورد شکایت زنان علیه خشونت خانگی، ۱۲۸ مورد به دلایل متعدد «علاقه‌ای به پیگرد قانونی شکایت خود نداشتند».
۳شهریور۹۶
https://t.me/enghelabezananeh
همراهان گرامی!
?اظهارات این مقام قضایی و بررسی مواد لایحه مبارزه با خشونت علیه زنان را چطور ارزیابی میکنید؟

?با فرض اینکه به گفته این مقام قضائی ۱۲۸ زن از ۱۸۰ زن شاکی، شکایت خود را پس بگیرند. آیا این را باید مبنای مخالف با لایحه منع خشونت علیه زنان قرار داد؟

 

32 دستگاه حکومتی و سازمان و نهاد تبلیغات اسلامی موظفند بصورت روزانه، هفتگی، ماهانه، فصلی و سالانه، در راستای اسلامیزه کردن جامعه ایران، روی بیلبوردهای تبلیغاتی بزرگراه ها، خیابانها و دیگر مکانهای تردد و عبور و مرور، به تبلیغات حجاب و عفاف بپردازند. آخرین تصویر ارائه شده از زن به جامعه توسط این نهادها که سالانه هزینه مالی کلانی را صرف این کار میکنند، برابری کردن با یک کالای منقول است؛ یک خودرو که میتوان آن را خرید و نیز فروخت. 
.
نگاه کالایی و ارتجاعی حکومت اسلامی به زن 
در واقع این ارگانهای حکومتی با اینگونه طرح های ارتجاعی، نوع نگاه کلیت حکومت جمهوری اسلامی به یک زن را یکبار دیگر به معرض نمایش عموم میگذارند. نگاهی کالایی و ارتجاعی که به حجم عظیمی از وقاهت و بیشرمی آغشته است، نگاهی که هیچ خبری از حرمت انسانی در آن نیست و به نوعی توهین به کلیت جامعه نیز محسوب می شود. حاکمیت جمهوری اسلامی که سردمدار تعرض به حقوق و شعور شهروندان است، اینبار تحت فشار موج بیحجابی زنان، از طریق 32 ارگان و نهادش دست به توهین به زنان و جامعه زده است. 
.
نگاه تحقیر آمیز به مرد 
همچنین در این بیلبورد تصویر ارائه شده از مردی که به حجاب زن اهمیت نمیدهد، برابر با یک سیب زمینی است. سیب زمینی که اصطلاحا بی رگ شناخته می شود و در فرهنگ مردسالارانه به "مرد بی غیرت؛ مردی که به رفتارهای ناموس خود (زن) اهمیتی نمیدهد" نسبت داده می شود. این نوع نگاه به مردان، در کنار نگاهی که همیشه مردان را متجاوزینی بالقوه می پندارد که همیشه زنان باید مراقبشان باشند و خود را بپوشانند، نوعی دیگری از نگاه توهین آمیز به مردان و جامعه است و در این نوع نگاه هم هیچ خبری از حرمت انسانی در آن نیست. نگاهی که مردان را نه در قالب انسان، بلکه از یک سو متجاوزین بالقوه و از سوی دیگرنگهبانان زنان تعریف میکند.
این نهادها تلاش میکنند با سیب زمینی پنداشتن مردان، این قشر جامعه را تحریک کرده و جزئی از نیروی سرکوبگر خود بسازند. این تلاش هم در واقع در اثر فشار همبستگی و اتحاد مردان با مبارزات زنان است، مردانی که تعداشان به مشارکت در مبارزه برای رهایی زنان روز به روز در حال افزایش است.
.
مطالبه برای لغو حجاب اجباری، نقطه عطف جدال جامعه و حکومت
امروز مطالبه برای لغو حجاب اجباری به نقطه عطف جدال جنبش نوین رهایی زن در ایران با جمهوری اسلامی تبدیل شده است. مطالبه ای که ارکان حکومتی که بر پایه دین استوار است را به چالش کشیده، در قالب یک مبارزه سیاسی با آن مقابله میکند و مدام به آن ضربه می زند. زنان و موج بی حجابی، مطالبه برای لغو حجاب اجباری، جنبش رهایی بخش زن و جنبش سکولاریستی، چنان پیشروی کرده اند که مسئولین نظام بارها اعتراف کرده اند که در پیاده سازی برنامه کلان اسلامیزه کردن جامعه و تحمیل حجاب و عفاف به زنان شکست خورده اند. 
ناصر مکارم شیرازی مرجع تقلید قم عملا در جلسه ای گفته است: "باید با موج ضدحجاب مقابله شود؛ زیرا حجاب یک مسئله سرنوشت‌ساز و مهم است و امروز جنبه سیاسی، مبارزاتی و دهن‌کجی به نظام نیز پیدا کرده است." احمد صحت‌قول، مدیرکل فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، با اعلام اینکه "۱۰ استان ایران خط قرمز حجاب را رد کرده‌اند" آن را "زنگ خطری" برای جامعه طلاب و روحانیت در جمهوری اسلامی دانسته است.
.
حجاب در ذات یک پدیده ارتجاعی است
امروز باید بیش از گذشته نقش جمهوری اسلامی با پرچم حجاب را، در بیحقوقی و سرکوب زنان ایران افشا کرد. امروز باید همه جا اعلام کرد که حجاب در ذات یک پدیده ارتجاعی است که زنان را در سلولهای انفرادی محبوس میکند و آنها را از فعالیت های اجتماعی، ورزشی، فرهنگی، هنری، اقتصادی و سیاسی محروم میکند، و همین پدیده ارتجاعی وقتی بصورت قانون درآمده باشد بستری برای بیحقوقی ها و تبعیض های قانونی بیشتر قطعا رقم می خورد. حجاب یک نوعی از پوشش نیست، حجاب پرچم اسلام سیاسی هست که هر جا بقدرت برسد بوسیله آن در ابتدای امر زنان را سرکوب کرده، به خانه فرستاده و از حضور در جامعه حذف میکند و از آنان برده هایی میسازد که در خانه مشغول شوهرداری، خانه داری، بچه زایی و بچه داری باشند.
.
زنان پیروز میدان مبارزه سیاسی با حاکمیت اسلامی 
اما واقعیت اینست که حکومت اسلامی نتوانسته زنان جامعه ایران را به دنبال خود بکشاند و رام کند، حتی با بکارگیری راههای خشونت باری چون چسباندن حجاب به پیشانی زنان توسط اکبر گنجی و اکبر گنجی ها در اوایل روی کار آمدن این حکومت، و اسیدپاشی ها به صورت زنانِ به اصطلاح "بد حجاب" به حکم امامان جمعه در همین اواخر. همچنین با خشونت ها و آزارهای خیابانی گشت ارشاد، و حتی با توهین به زنان و تحقیر مردان از طریق بیلبوردها هم نخواهد توانست جامعه ایران و اکثریت مخالف حجاب را سرکوب کند. شلاق و جریمه نقدی و غیر نقدی برای عدم رعایت "حجاب"، تهدیدات مختلف برای استخدام نشدن و اخراج از کار، توقیف خودروها به جرم بدحجابی با حکم قضائی، و در یک کلام بکار گماشتن 32 دستگاه حکومتی و سازمان و نهاد تبلیغات اسلامی در راستای تبلیغ و تحمیل حجاب و عفاف، در کنار آموزش و پرورش اسلامی و دستگاه قضائی، هرگز نتوانسته و نخواهد توانست زنان ایران را تسلیم کند. آنچه بر پیشانی جنبش زنان در ایران می درخشد، استواری و قدرت زنان در مقابل یک دستگاه و حکومت زن ستیز و سرکوب گر است. لذا باید بر مطالبه لغو حجاب اجباری، این نقطه عطف جدال جامعه و حکومت تاکید کرد، جنبش نوین رهایی زن و جنبش سکولاریستی را هر چه بیشتر تقویت کرد، از زنان مبارزاتشان حمایت کرد و کمیپین های براه افتاده را هر چه بیشتر گسترش داد.
پنجشنبه 14 تیر 1396، پنجم ژوئیه 2017
.................
?ارتباط با انقلاب زنانه ?
پیامگیر انقلاب زنانه در تلگرام 
@sjktamas
کانال تلگرام انقلاب زنانه 
telegram.me/enghelabezananeh
دایرکت به اینستاگرام انقلاب زنانه 
WOMEN.REVOLUTION
پیام خصوصی به صفحه فیسبوک انقلاب زنانه
facebook.com/womens.revolution1

از مجموعه دستنوشته های یک زن عاصی
حکام اسلامی در ایران همواره تلاش داشته اند زنان را به کنج خانه بفرستند. بعضی وقتها می گویند: "تا زمانی که ضرورتی ندارد، نباید زنان در هر شغل و مجموعه ای حضور داشته باشند. این با غیرت اسلامی سازگار نیست" و یا اینکه "چرا زن در کارهای غیر ضروری در خیابان ها و کوچه ها پرسه بزند؟"

من پرسه خواهم زد! کاملا غیر ضروری و از سر تفریح هر روز پرسه خواهم زد. من! جوری که دلم بخواهد آرایش میکنم و لباسی را که دوست دارم میپوشم و همه جا راه خواهم رفت. برای اینکه همه کوچه ها و خیابان های جائی که دنیا امده ام مال من هم هست. اگر هوس کنم بلند بلند توی خیابان ها میخندم. 

telegram.me/enghelabezananeh

من هر ساعت و هر جا که دلم بخواهد پرسه میزنم و هیچ کس به شما اجازه نخواهد داد روزمره زندگی مرا با کلمه “پرسه” تحقیر کنید. من هر روز جلوی چشمان پر از نفرت شما در خیابان های شهر میدوم. دوچرخه سواری میکنم و هر کاری که دوست داشته باشم انجام میدهم و به اینکه با دستان خالی و تنها با اراده و مبارزه و سرکشی ام سال هاست که رودرروی این همه لمپنی و خشونت علیه زن ایستاده ام و داغ تسلیم شدنم را به دلتان گذاشته ام، افتخار میکنم. 

این “غیرت اسلامی” تا به امروز بجز بوی خون و جنایت ثمره دیگری نداشته است.

منتظر دستنوشته های شما همراهان همیشگی انقلاب زنانه هستیم

 

یک دیالوگ:

برایان: خواهش میکنم، خواهش میکنم، خواهش می کنم گوش کنید! یکی دو چیز هست که باید به شما بگم:

جمعیت: بگو! جفتشون رو بگو

برایان: ببینید، شما همه چیز رو اشتباه فهمیدین. شما نیاز ندارین که دنباله رو من باشین. شما نیازی ندارین که دنباله رو هیچ کسی باشین. باید یاد بگیرین که خودتون فکر کنین. شما همه دارای ارزش فردی هستین.

جمعیت: بله! ما همه دارای ارزش فردی هستیم!

برایان: همه ی شما متفاوت هستید.

جمعیت: بله! همه ما متفاوت هستیم!

فردی از میان جمعیت: من نیستم...

جمعیت: هیس!
برگرفته از فیلم: Life of Brian (1979)

تهیه و تنظیم از میلاد رسایی منش

 

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.

پیامگیر تلگرام: @sjktamas

کانال تلگرام: http://tiny.cc/275dny

https://t.me/jk_org

اینستاگرام سازمان جوانان کمونیست https://instagram.com/Javanan.Komonist

توئیتر سازمان جوانان کمونیست https://twitter.com/javanankomonist

فیسبوک: https://www.facebook.com/cyo.sjk

کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/javanankomonist

صفحه گوگل پلاس: https://goo.gl/sCCXVT

سایت: www.cyoiran.com

ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

اسکایپ: javanan.tamas

 

اساس پديده مذهب، بردگي و كنترل بشر به منظور حفظ منافع حاكمان بوده و هست. در اين ويژگي همه مذاهب، چه اديان ابراهيمي چه ايراني و هندي و خاور دور، مشترك هستند. انچكه البته امروز شاهد ان هستيم ان است كه تبليغات وسيعي مي شود كه اگر به عنوان مثال اسلام خشن و يا غير انساني است، راه برون رفت از اين شرايط پناه بردن به مسيحيت است.
ويا بخشي از جريانات ناسيوناليستي ايراني از مردم دعوت ميكنند كه زرتشتي شوند. انچكه بخش پيشرو و اوانگارد جامعه در مواجه با اين جريانات بايد مد نظر داشته باشد ان است كه با تاكيد بر دست اوردهاي شگرف علوم مادي، چه در حوزه اجتماعي و سياسي، چه تكنولوژي و غيره، استدلال اين مرتجعين مبلغ مذاهب رنگارنگ را به چالش بكشند و در مقابل جامعه سكه يك پولشان كنند. مهم است كه به جامعه نشان داده شود، براي خوشبختي انسان، نه تنها احتياجي به مذهب نيست، بلكه مذهب مانعي مهم بر سر راه رهايي واقعي و كامل بشر است.

 

تهیه و تنظیم از میلاد رسایی منش

 

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.

پیامگیر تلگرام: @sjktamas

کانال تلگرام: http://tiny.cc/275dny

https://t.me/jk_org

اینستاگرام سازمان جوانان کمونیست https://instagram.com/Javanan.Komonist

توئیتر سازمان جوانان کمونیست https://twitter.com/javanankomonist

فیسبوک: https://www.facebook.com/cyo.sjk

کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/javanankomonist

صفحه گوگل پلاس: https://goo.gl/sCCXVT

سایت: www.cyoiran.com

ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

اسکایپ: javanan.tamas

 
 
 
 

روز چهارشنبه ۱۸ مردادماه ۹۶ در بجنورد، مسلم محمدیاران، دادستان عمومی و انقلاب در شهر بجنورد، مورد هجوم مردم قرار گرفت و زخمی شد.
شامگاه دوشنبه ۱۶ مردادماه ۹۶ در خیابان ذکریای رازی شهر ری یک آخوند مورد تهاجم جوانان قرار گرفت. بنا‌ به این گزارش جوانان این منطقه اعلام کرده‌اند که در عکس العمل به قتل اصغر نحوی‌پور در روز ۲۵ تیر امسال، این آخوند را مورد تهاجم قرار داده‌اند.
طبق خبرهای منتشره یکی از اعضای شورای شهر سنندج مورد گوشمالی افراد ناشناس قرار گرفت.
روز سه شنبه ۳ مرداد ۹۶ یکی از آخوندهای نهاوند که مزاحم زنان و جوانان نهاوندی شده بود توسط دو جوان بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و راهی بیمارستان شد. اقدام این دو جوان مورد استقبال حاضرین قرار گرفت. همه حاضرین بر این عقیده بودند که این آخوند در کار و زندگی مردم دخالت بیجا و فضولی میکند و حقش همین است که با کتک سر جای خودش قرار گیرد.
ساعت ۱۰ و ربع شب دوشنبه ۲۶ تیرماه ۹۶، آخوند ۳۶ ساله ای که امام جماعت روستای معتمدیه شهرستان فیروزه و از فعالان حوزه امر به معروف و نهی از منکر بود، در خیابان رازی نیشابور از نزدیک و با افشانه فلفلی توسط یک گروه هشت نفره مورد حمله قرار گرفت و راهی بیمارستان شد و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفت.
محسن فراهانی در اسلام شهر، ۳۱ اردیبهشت ۹۶ امر به معروف و مزاحمت برای دیگران بشدت کتک خورد. این فرد در شهرک جانبازان قائمیه با فضولی در زندگی جوانان و سوالات نامربوط از آنها مزاحمت ایجاد میکرد.
آمار ضرب و شتم ماموران حکومت صدها بار بیشتر از اینها است. تنها موارد معدودی به بیرون درز میکند. بعضا شرم میکنند کتک خوردن خود را حتی به اعضای خانواده خود اطلاع بدهند و حکومت نیز تلاش زیادی میکند که این خبرها منعکس نشود. تا مزدورانش مرعوب نشوند و تصویر واقعی از خشم و نفرت مردم داده نشود.

Page 3 of 32

connect1