22November2017

سازمان جوانان کمونیست

مناسبات طبقاتی و دانشگاه
مهرداد داودی
https://t.me/uniiran/914

بررسی مناسبات طبقاتی هیچگاه منجر به شکل گیری مجموعه ای از یاوه گویی های روشنفکرانه نخواهد شد، زیرا در طول تاریخ بزرگترین مخالفان مبارزه طبقاتی، روشنفکران رفرمیستی بوده اند که بدون در نظر گرفتن پشتوانه بدنه ی رنج کشیده و بدون تلاش برای سازماندهی نیروی مطالبه گر، تلاششان را برای مذاکره بر سر بد و بدتر تقلیل داده اند. 
اما دانشگاه تاریخ دارد و تاریخ دانشگاه آغشته به ابتذال و سازشگری نبوده بلکه همیشه آخرین سنگر فتح نشده برای مقاومت علیه "هر آنچه پلیدی ست" بوده است. قربانی شدن در برابر امپریالیسم ویران کننده ای که قرنی ست سایه شوم جنگ و خون ریزی اش را از سر خاورمیانه بر نداشته و در نهایت کشور هایی فقیر را آفریده ست که تا ابدیت با توجه به بحران های زیست محیطی شان، محتاج دیگر کشورها خواهند بود، کشورهای صادرکننده نیروی کار ارزان قیمت ، صادرکنندگانِ معتقدِ رَحِم و اسپرم به کشور های پیر، صادرکنندگانِ آش و لاشِ نخبه.
اما تاریخ دانشگاه پر از ایستادگی بوده در برابر استثمار و پر از شهیدانی که استبداد را تاب نیاورده اند. دانشگاه ساقه ای برای شکل گیری پیوندی ارگانیک میان جنبش های برخاسته از میان کارگران، زنان ، محرومان و مطرودان بوده است. جنبش هایی که امروز در دفاع از بازنشستگان کشوری، معلمان، پرستاران، کودکان کار که حتی طرح هایی برای بازداشتشان مطرح شد در کشوری که آمار اختلاس های نجومی را دیگر رسانه های رسمی اش روزانه قطار می کنند و مسئولینش پای تلویزیون تخمه شان را می شکنند، شکل گرفته است و دانشگاه خود را از آنها بیگانه نمی بیند...
...آیا امروز دانشگاه واقعا خود را از این جنبش ها بیگانه نمی بیند؟! 
خاستگاه طبقاتی دانشجویان از نیازمندان به غذای "ارزان قیمت" سلف و سرپناهِ "با امکانات " خوابگاه، که می دانند که سرانه مصرف شان با زندگی "لاکچری" صنمی ندارد و هیچ استادی هم حق بهره کشی شان را ندارد، تغییر کرده است. اما به چه؟

ادامه متن در فایل pdf مندرج در کانال???

کانال تلگرامی https://t.me/uniiran
پیامگیر تلگرامی @sjktamas

منصور غلامی وزیر تحمیلی به جامعه دانشجویی با دود کردن اسفند دوره مدیریت خود را آغاز کرد.

پ.ن : انتصاب مدیران خرافه پرست با هدف مقابله با علم و آگاهی

@uniiran

 

پ.ن: حضور مدیران نالایق و خرافه پرست در سیستم آموزش عالی بدون شک برای مقابله با علم و آگاهی در جامعه است.

@uniiran

ناسیونالیسم و مذهب، دو پدیده ساخت بشر و در راستای استثمار توده ها و حفظ و گسترش قدرت طبقه حاکم پدید آمدند.

دو پدیده ارتجاعی و ضد انسانی که عامل ایجاد هزاران و میلیونها جنگ خونین و خانمان سوز، در 

تاریخ بشری هستند.

 

داوود غفاري

 

کانال تلگرام https://t.me/hoveiatensani/3614

پیامگیر تلگرام @sjktamas

 
 

در دو ماه گذشته حداقل هفت حمله خونین با قمه یا چاقو به روحانیون در نقاط مختلف کشور رسانه‌ای شده است. این حملات از یک ایستگاه مترو در قلب تهران تا خیابان‌های خلوت کرمانشاه و نیشابور پراکنده بوده‌ است.

همچنين رسانه ها، مرداد96 اظهاراتی را از مصباحی مقدم،عضو جامعه روحانیت مبارز منتشر کردند که در آن تاکید می‌کرد «در ایران آخوندکشی آغاز شده است»! این اظهارات البته تکذیب شد، با این حال در نامه تعدادی از روحانیون منتقد به ناصر مکارم شیرازی نیز این مساله مورد تاکید قرار گرفت که طلاب هنگام رفت و آمد در خیابان‌های شهر از ترس هتک حرمت ناچارند لباس روحانیت را از تن بیرون بیاورند.

 

به نظر شما علت چنين حملاتي چيست؟

و آيا اخوند كشي راه مناسبي براي مبارزه با دين و حكومت جمهوري اسلامي است؟ از راه هاي زير ميتوانيد نظرات خود وا به دست ما برسانيد.

 

پیامگیر تلگرام @sjktamas

 

کانال تلگرام https://t.me/hoveiatensani

 
 

الناز رکابی،سنگ نورد ایران طلایی شد

الناز رکابی سنگ‌نورد ایران موفق شد در رقابت با قهرمانان سنگاپور، قزاقستان و چین به مدال طلای بخش زنان کاپ آسیا در چین دست پیدا کند.
telegram.me/enghelabezananeh

 


زنده باد زنان ایران که علی رغم همه محدودیت‌ها و سرکوبها در عرصه های مختلف، سربلند اهداف خود را دنبال میکنند.

تذکر و اخطار برای حجاب در فوتبال زنان ایران

نیلوفر حامدی روزنامه‌نگار ورزشی در حساب توییتری خود نوشته است در مسابقه "آذرخش" و "بم" در لیگ فوتبال زنان، نماینده فدراسیون به بازیکنان گفته است اگر موهای‌شان در طول بازی چندبار معلوم شود داوران می‌توانند به آنها کارت زرد بدهند. 

وی در توییت دیگری نوشته که داورها در طول بازی بارها به بازیکنان به خاطر حجاب‌شان تذکر می‌دادند در حالی‌که این موضوع جایی در قوانین داوری ندارد.

telegram.me/enghelabezananeh

 



انقلاب زنانه: تحقیر، کنترل و محدود کردن زنان با هر ابزاری، یک خشونت آشکار بر زنان است.
#نه_به_حجاب

۱۴ مه ۱۸۶۸: ۱۴۸ سال پيش ماگنوس هيرشفلد، پژوهشگر روابط جنسی در كولبرگ (لهستان امروزی) زاده شد.

ماگنوس هيرشفلد (Magnus Hirschfeld) از اشراف‌زادگان آلمانی‌تبار بود و تا زمان دانشجويی به آيين يهود باور داشت.

تحصيلاتش را در رشته پزشكی به پايان رساند و در برلين مطبی داشت كه افزون بر درمان به صورت پزشكی سنتی از روش‌های پزشكی جايگزين هم استفاده می‌کرد.

۲۹ ساله بود كه به همراه سه تن از دوستان نزديكش "كميته دانش و انسانيت" را بنياد نهاد كه هدف آن جرم‌زدايی از دگرباشان جنسی در سراسر جهان بود.

هيرشفلد پايه‌گذار دانش جنسيت‌شناسی است و نخستين كسی است كه با انتشار تحقيقات علمی از دگرباشی جنسی در جامعه آلمان پرده برداشت و برای لغو ماده ۱۷۵ قانون كيفری آلمان كه همجنس‌گرايی را جرم می‌دانست، تلاش پيگير کرد.

۳۱ ساله بود كه انتشار "سالنامه روابط جنسی بينابينی" (Jahrbuch der Sexuellen Zwischenstufen) را آغاز كرد كه نشر آن ۲۳ سال ادامه داشت.

با آغاز جنگ جهانی اول هيرشفلد كارهای پژوهشی خود را كاهش داد و به عنوان پزشک در جبهه‌ها خدمت کرد.

با پايان جنگ، هيرشفلد نخستين بنياد پژوهشی جنسيت‌شناسی جهان را در برلين برپا ساخت و يک سال پس از آن به عنوان مشاور و بازيگر در نخستین فيلم درباره همجنس‌گرايان شركت کرد.

۵۴ ساله بود كه نخستين كنفرانس بين‌المللی "اصلاح روابط جنسی‌" را ترتيب داد كه در آن دانشمندان نامداری از رشته جنسيت‌شناسی شركت داشتند و اصلاح جامعه را متكی بر اصلاح انديشه درباره سرشت و منش جنسی انسان دانستند.

با بر آمدن رژیم نازی مخالفت قهرآميز با هيرشفلد هم اوج گرفت، با اينكه بسياری از بيماران يا بيمار پنداشتگان او همجنس‌گرايان نازی بودند.

هيرشفلد پيش از سر كار آمدن نازی‌ها از آلمان گريخت و در كشورهای گوناگون از جمله ايالات متحده به كار و پژوهش خود ادامه داد.‌

ماگنوس هيرشفلد در روز تولدش در ۶۷ سالگی در نيس در جنوب فرانسه درگذشت.

زنان می خواستند با لباس مردانه وارد استادیوم آزادی شوند

روز پنجشنبه 4 آبان 96، قبل از شروع بازی استقلال و پرسپولیس، چند زن جوان که لباس مردانه بر تن داشتند، قصد ورود به ورزشگاه را داشتند که توسط ماموران انتظامی شناسایی و به بیرون فرستاده شدند. بیرون راندن زنان از استادیوم ورزشی، تحقیر آشکار زنان است. حکومت جمهوری اسلامی ناقض حقوق شهروندان بخصوص زنان جامعه است. دستگاههای حاکم الگوی قانونی و دولتی تحقیر زنان و خشونت بر نیمی از جامعه هستند. 
اینکه زنان وادار می شوند برای حضور در یکی از اماکن عمومی جامعه لباس مردانه بر تن کنند، خود گواه اینست که جامعه ایران یک جامعه مردانه است و باعث و بانی آن در وهله اول حکومت ضد زن و زن ستیز جمهوری اسلامی است.
زنان را با بیرون راندن از آزادی تحقیر کردند، اما مبارزه ما علیه حکومت تحقیر ادامه دارد.
بر هر گونه ممنوعیت، محرومیت و محدودیت بر زنان، باید با صدای بلند اعتراض کرد.
https://t.me/enghelabezananeh
 
به جای حیا و آبرو و خجالت و ترس و سکوت 
هیچ کس حقمان را نشانمان نداد!

وقتی اولین بار راجب این چالش(metoo#) شنیدم شاید زمانی حدود سه ساعت به زندگی خیره بودم و بر میگشتم به عقب ترین نقطهء ذهنم ، میرسیدم به نوجوانی و میرفتم به عقب تر میرسیدم به کودکی ، کمی عقب تر حتی ، وقتی مدرسه نمیرفتم یعنی بچه ای حول چهار و یا پنج سالگی....
برمیگشتم و درست در سینه ام چیزی شبیه بغض بزرگ میشد...
و اگرها و کاش ها پر رنگ تر....
و هزاران هزار فریادی که فریادرسی جز بلعیدن به خود ندیدند...
پنج سالگی ای پررر از علامت سوال و خاکستری رنگ ، گاهی هم سیاهه سیاه به رنگ نگاهم به آدمهای آن زمان....
اولین نقطهء سیاه ذهنم حسن آقاست ، بقال محله ای که تا سالهای نوجوانی ام خانواده به تمسخر از عشقش به من یعنی کودک چهار ساله میگفتند ، حسن آقایی که از رفتن به مغازه اش فقط یک چیز یادم می آید آن هم خواب است و بس ! همیشه به مغازه اش که میرسیدم خوابم میبرد و وقتی بیدار میشدم که پدر یا مادرم دنباام آمده باشند ، اما نفرت بی دلیلی از آن سالها در وجودم مانده نفرتی که هیچچچگاه جوابی برایش نداشتم و هیچ وقت دلیل خوابهای آن روزها را نفهمیدم....و فرصت پرسیدن از حسن آقا به خاک سرد موکول شد!....
وقتی در بازی های کودکی برای دستشویی رفتن خواستم به خانه بروم اما به پیشنهاد امیر همبازی کودکی هایم پشت جاکولری ادرار کردم و غافل از ینکه امیر مخفیانه از زیر جاکولری نگاهم میکند.....
وقتی دختر دایی ام لباسم را پایین میکشد و میگوید من در بازی شوهر توام و دست در لباس زیرم میکند....
وقتی پسر عمویم از حمام بیرون می آید و حوله را جلوی چشمانم از تنش سر میدهد....
وقتی دست در دست پدرم در بازار شلوغ کسی دست به برجستگی های بدنم میزند و من فقط دست پدر را محکمتر فشار دادم و زیر دوش بدنم را چنگ زدم....
وقتی مرد فامیل که عمو میدانمش مرا محکم در آغوش میکشد که برجستگی دو پستان دختر نوبلوغ را حس کند....
وقتی که انتظار زمستان را میکشیدم تا روی فرم رنگ روشن مدرسه ام ژاکت بپوشم و اندامم را از نگاه پسران هیز همسایه بدزدم....
وقتی در تاکسی به پنجره چسبیدم و دست مردانهء آلتی بر تنم رقصید اما خواستم پیاده شوم....
وقتی در پل هوایی از دو طرف محاصره ام کردند و پاهایم یارای همگام شدن با ترسم را نداشت ، تسلیم زمین شدم و برای همیشه از دالان ها ترسیدم...
وقتی به اکمل ترین اندام زنانه ام رسیدم و بالغانه از طرف پسرخاله ام پیشنهاد سکس دریافت کردم....
وقتی شخصی آدرس میپرسد ، برای کمک سر برمیگردانم و شاهد آلتی میشوم که دارد مردانگی را میمالد و به من نگاه میکند....
وقتی در خیابان به سمتم سکه انداختند و پرسیدند : چند؟....
وقتی با پوزخند گفتند : با استادت حرف بزن راه برای نمره گرفتن دخترها باز است!....
وقتی رفیق متاهل و فرهیخته ام میگوید آنکه هرشب در آغوشم است تصویر توست نه همسرم....
وقتی در راهروی دانش گاه متلک های جنسی شنیدم....
وقتی تاکسی ران از سرعت گیر با سرعت رد میشد و نگاهش به تکان اندامم در آینه بود....
وقتی خواستند روح و ذهن مرا با تعابیری همچون حیا و شرم محدود کنند....
وقتی بکارت را در پرده ای فرضی میان کشاله های رانم دیدند و نه میان ذهن و دیدگانم....
وقتی دوستان قدیمی اولین سوالشان : شوهر نکردی ؟ باشد....
وقتی روح مرا به ابتذال نفرت از واژه های ازدواج و مذهب و جنسیت و هرآنچه محدودیت است کشاندند ....
وقتی....
وقتی...
وقتی...
من درست در همان لحظه دچار تعرض شدم!
تعرض به جسمم به جنسیتم به روحم به باورم....
به رویاهام ، به رویاهام ، به رویاهام!
سکوت دم دست ترین سلاحیست که در جهان جهل به خورد باورها میدهند.....
ساکت شدیم که آبرویمان نرود !
اما همان سکوت ،
ترس ، عقده ، مرض ، نفرت و تمااااام آنچه روحمان را به قهقرا کشاندهء امروزست....
اما به جای حیا و آبرو و خجالت و ترس و سکوت 
هیچ کس حقمان را نشانمان نداد!

سین جیم همراه انقلاب زنانه در تلگرام
telegram.me/enghelabezananeh
 
Page 4 of 42

connect1