22November2017

سازمان جوانان کمونیست

لیلا میرغفاری را به بیمارستان روزبه بردند

لیلا میرغفاری فعال اجتماعی را به بیمارستان روزبه بردند تا بتوانند بیشتر او را تحت فشار قرار بدهند و اعترافهای اجباری از وی بگیرند. 
پیام صوتی لیلا میرغفاری که همچنان گروگان وزارت اطلاعات در بیمارستان روزبه است را در کانال انقلاب زنانه بشنوید!
https://t.me/enghelabezananeh/5837

 


صدای لیلا باشی

برای شمایی که می خواهید با تعرض جنسی این آسیب جدی اجتماعی مقابله کنید

در راستای مقابله با تعرض های جنسی در جوامع مختلف، همواره لازم بوده فعالین حقوق زنان و کودکان دست بکار شوند، و با تدوین پلتفرم هایی مبنی بر محکوم کردن هر نوع تعرض جنسی و ملزم کردن دولتها برای تامین امنیت تک تک شهروندان، تلاش کنند موضوع آسیب اجتماعی تحت عنوان تعرض جنسی را به عنوان یک گفتمان پایدار نگهدارند و هم چنین سعی در انجام فعالیت های اجتماعی در راستای ریشه کن کردن این معضل، حول محور و بندهای پلتفرم خود کنند.
فعالیت ها باید در راستای روشنگری و راههای مقابله با آزار جنسی صورت بگیرد و باید دولت و مراکز دولتی را موظف به ایجاد طرح های آموزشی بخصوص از دوره کودکی کرد و این باید در سطح خانواده ها و مدارس در دستور کار دولت قرار گیرد.
در همین راستا مطالبه برای تصویب قوانینی مربوط به "منع خشونت علیه زنان و کودکان" و "برخورد قانونی با مجرمانی که مرتکب تعرض جنسی شده اند" را باید بیش از گذشته و با تمام توان و قوا به خواست های فوری و قابل اجرا تبدیل کرد.
در پلتفرم یاد شده در مقابله با تعرض های جنسی، می بایست بصورت جدی دولت و مراکز وابسته به دولت و رسانه ها در سطح کلان را ملزم به اجرای برنامه های فرهنگسازی برای ریشه کن کردن این معضل اجتماعی کرد. 
https://t.me/enghelabezananeh

 


جا دارد خاطر نشان کنیم که حاکمیت جمهوری اسلامی با قوانینی چون اجازه ازدواج برای کودکان، قوانین ضد زن و طرح هایی چون گشت ارشاد، آزارهای جنسی زنان بصورت سیستماتیک در شلوغی ها و تجاوز به مخالفین سیاسی خود در زندانها، خود الگوی بسیار قوی برای تعرض به کودکان و زنان و حتی مردان است.
لذا در ایران فعالین در حوزه های زنان و کودکان برای مقابله با تعرض های جنسی در ایران باید با تقویت جنبش های اجتماعی و فشار گذاشتن وعقب راندن حاکمیت، قوانین و عملکردش دست به مقابله با این آسیب اجتماعی بزنند.
در همین راستا باید از همه افراد جامعه خواست تا در مقابل تعرض های جنسی که خود تجربه کرداند یا در این زمینه مشاهده ای داشته اند، سکوت نکنند و آن را به عنوان جدی ترین موضوعی که باید اطلاع رسانی شود بوسیله همین شبکه های اجتماعی به اطلاع عموم برسانند تا حساسیت فعالین و شهروندان را برانگیزند.
باید همه افراد جامعه را تشویق کرد تا در جهت از بین بردن این معضل جدی اجتماعی به همراه فعالین حوزه های اجتماعی دست به ایجاد "تشکل های مردم نهاد" بزنند و و یا به تشکل های ایجاد شده برای فعالیت های اجتماعی بپیوندند و نیز برای نوشتن پلتفرم های پیشرو و فعالیت حول محورها و بندهای آن لحظه ای دریغ نکنند.
برای همکاری در زمینه مقابله با تعرض های جنسی میتوانید با فعالین انقلاب زنانه از طریق پیامگیر تلگرامی @sjktamas و یا شماره 0046739681438 از طریق واتساپ و یا ایمو تماس بگیرید.

آتنا دائمی پس از عمل جراحی به زندان بازگردانده شد 
حسین دائمی پدر این فعال اجتماعی در تویتر خود نوشت: پرنده منو بردن تو قفس، آتنای من امروز از بیمارستان مرخص شد و به زندان بازگشت.
telegram.me/enghelabezananeh

 

حقوق زنان رو از زنان سیسجندر و قالب‌های رسمی پیگیر نشین
صدای اون زنِ لزبین/ترنسِ سیاهپوستِ کارگرِ مهاجر٬ باشین

برون‌آیی چیست؟
به فرآیندی که در آن یک فرد دگرباش جنسی (خواه همجنس‌گرای زن یا مرد، دوجنس‌گرا، تراجنسیتی یا ترنس‌جندر، میان‌جنسی یا کوییر و غیره،) هویت و یا گرایش جنسی خودش را در ابتدا برای خودش تعریف می‌کند، آن را درون خودش می‌پذیرد و سپس آن را با دیگران مطرح می‌کنند، برون‌آیی یا آشکارسازی (coming out) می‌گویند.

بدین شکل افراد جامعه دگرباش به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:‌ آنها که آشکارسازی کرده‌اند یا به اصطلاح عیان (out) هستند و آنهایی که هنوز بسته به شرایط درونی یا اجتماعی‌شان،‌ پنهان در گنجه باقی مانده‌اند.

برون‌آیی تقسیم می‌شود به اینکه فرد در ابتدا هویت و یا گرایش جنسی خودش را برای خودش معنا کند و آن را قبول کند، سپس فضای امنی پیدا کند تا بتواند این گرایش و یا هویت را به دیگران – دوست،‌ آشنا، فامیل، خانواده، هم‌کار، هم‌کلاسی و غیره – مطرح کند. این فرآیند ساده‌ای به نظر می‌رسد، ولی در عمل این برای هر فرد، روند و عکس‌العمل‌های متفاوتی در بر خواهد داشت.

به عنوان مثال در تجربه شخصی نگارنده، مادر یکی از دوستانش بعد از برون‌آیی، او را از خانه بیرون کرد. مادر یک دوست دیگر بعد از برون‌آیی فرزندش، نگارنده را سوال‌پیچ کرد که چرا چند ماه مانع از آن شده تا بچه‌اش بیاید و با مادرش رک و صمیمی در مورد همجنس‌گرایی‌اش صحبت کند. مادر یک دوست دیگر هم هر شب همچنان به وقت نماز خدا را شکر می‌کند که آخرین بچه‌اش همجنس‌گرا از آب درآمد و برخلاف بقیه ازدواج نکرد، پیش او ماند و مراقبش است.

رهایی در آلمان، عرضه در آمریکا

ریشه باب شدن مفهوم گنجه (closet) و برون‌آیی از آن، به همجنس‌خواهان آمریکای شمالی در نیمه دوم قرن بیستم برمی‌گردد.

هرچند پیش‌تر از آنکه آمریکایی‌ها پیشتاز برون‌آیی در تاریخ معاصر باشند، آلمانی‌ها بحث تئوریک برون‌آیی را مطرح کردند.

کارل هاینریش اولریکس را امروز از برجسته‌ترین چهره‌های نخستین جنبش همجنس‌خواهی می‌شناسند، البته بیشتر از این او به پیشنهادش برای برون‌آیی شهره است.

این متخصص حقوق و الهیات، این ایده را در ۱۸۶۹ میلادی –۱۴۸ سال پیش – معرفی کرد که افراد همجنس‌گرا بایستی از برون‌آیی به عنوان ابزاری برای رهایی استفاده کنند. او معتقد بود اگر همجنس‌گرایان خودشان را به بقیه جامعه نشان بدهند،‌ موانع موجود در مخالفت آنها کنار خواهد رفت، چون افراد جامعه رنگین‌کمانی همه‌جا هستند و تعدادشان هم خیلی زیاد است.

خودش این کار را کرد،‌ البته شغل دولتی‌اش را به همین دلیل دست داد، چون در آن زمان – همانند امروز ایران – به همجنس‌گرایی به عنوان یک بیماری و گناه علیه خدا و طبیعت نگاه می‌کردند و رابطه جنسی با همجنس را جرم‌انگاری کرده بودند.

ولی ایده او باقی ماند و چهره‌های متفکر گوناگونی، بیشتر در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی، حرف او را به شکل‌های مختلف تکرار کردند و بسط دادند.

تا آنجا که ادوارد ساگارین در ۱۹۵۱ در کتاب تاریخ‌ساز خودش، «همجنس‌گرایان در آمریکا،» چنین نوشت: «جامعه یک ماسک به من داده تا بپوشم… به هر کجا که می‌روم، در تمامی زمان‌ها و در مقابل تمامی دیگر اعضای جامعه، باید ادا دربیاورم.» کتاب او درنهایت در دهه شصت میلادی در کنار دیگر ایده‌ها و نظریه‌ها قرار گرفت تا به جنبش آزادی‌سازی همجنس‌خواهای منتهی شد و برون‌آیی تبدیل به یک ابزار سیاسی برای مقابله با همجنس‌گراهراسی و جرایم ناشی از نفرت شد.

نماد آن جنبش هم یک فضانورد آمریکایی، فرنک کامنی بود که در دهه شصت به‌خاطر همجنس‌گرایی‌اش، از کارش اخراج شد، ولی حاضر نشد ساکت باقی بماند و تلاش کرد تا این اخراج را به دادگاه عالی آمریکا هم بالا بکشاند.

درحقیقت، این جنبش نزدیک به ۳۰ سال است که صاحب «روز ملی برون‌آیی است» و ۱۱ اکتبر و در برخی کشورها ماه اکتبر، زمانیاست که افراد خواه به بقیه برون‌آیی می‌کنند یا اینکه یادآور آشکارسازی‌های پیشین خود می‌شوند.

برون‌آیی ایرانی

برخلاف کشورهای غربی، در ایران تا همین اواخر نیاز چندانی به برون‌آیی احساس نمی‌شد. چون در حقیقت تا شکل‌گیری قوانین مدرن ایران – که به پیروزی از قوانین غربی، همجنس‌گرایی را جرم‌انگاری کردند و حتی مانع حضور همجنس‌خواهان در ارتش شدند – در تاریخ معاصر بعد از اسلام، همجنس‌خواهی جرم تلقی نمی‌شد، بلکه در حقیقت خیلی هم باب بود.

مثال آن را بخصوص در میان آثار ادبی باقیمانده از قرون گذشته ایران می‌توان یافت. از سعدی و جامی گرفته تا چهره‌های برجسته فرهنگ، هنر و سیاست، آشکارا از همجنس‌خواهی می‌نوشتند و مشت نمونه خروار آن را در کتاب دکتر سیروس شمیسا، «شاهدبازی در ادبیات فارسی» می‌توان یافت.

یا آن‌طور که افسانه نجم‌آبادی می‌گوید، در دوران قاجار با وجود منع شرعی روابط جنسی با همجنس و احکام مختلفی که توسط شاهان و روحانیت صادر می‌شد، صور مختلف روابط جنسی با همجنس در زندگی روزمره اتفاق می‌افتاد. از این روست که نجم‌آبادی عنوان روابط جنسی بین مردان دوران قاجار را در کتاب «زنان سبیلو و مردان بی‌ریش» تاریخ‌نگاری کرده است.

در عصر معاصر، بخصوص بعد از شروع دوران پهلوی است که همجنس‌خواهی آشکارا از سطح جامعه، همانند دیرها، کاروان‌سراها، حمام‌ها و پادگان‌های نظامی کنار رفت و مثال‌هایی، همانند وقتی در رستم‌الحکما در مورد شاه طهماسب دوم نوشته شد،

«یک صورت یوسف‌گونه را به هزاران زلیخا، لیلی و شیرین ترجیح می‌داد،» یا ستایش فتحعلی شاه توسط فتحعلی خان صبا شاعر دربار برای دوست داشتن زنان و مردان جوان، با قوانینی سخت‌گیرانه جایگزین شدند.

در دوران پهلوی و به خصوص بعد از تاجگذاری فرح دیبا، اجازه محدود به برخی همجنس‌گرایان داده می‌شد تا آشکارا در دربار رفت و آمد داشته باشند و گفته می‌شود بیژن صفاری و کیوان خسروانی، معمار و طراح، نگران بروزدادن همجنس‌خواهی خود نبودند.

بعد از انقلاب و به قدرت رسیدن روحانیت، فشارها به جامعه دگرباش جنسی گسترش یافت، البته تا آنجا که روح‌الله خمینی اجازه به افراد تراجنسی داد تا فرآیند تطبیق جنسی خودشان را دنبال کنند – با این ایده فقهی که روح فرد می‌تواند با بدنش هماهنگ نباشد. هرچند که هنوز مقامات بلندپایه مختلف ایران، از محمد خاتمی گرفته تا محمود احمدی‌نژاد تا امامان جمعه، خواه می‌گویند که همجنس‌خواهی بیماری است یا اینکه وجود افراد رنگین‌کمانی را به کل در ایران رد می‌کنند.

با این وجود،‌ از شادی امین گرفته تا ساقی قهرمان تا آرشام پارسی و چهره‌های مختلف جامعه دگرباشان جنسی ایران، خارج از مرزهای کشور آشکارا خودشان هستند و در موضوع هویت و گرایش جنسی خارج از ازدواج رسمی و مبتنی بر مذهب مابین یک مرد و یک زن می‌گویند. آنها مرتب تکرار می‌کنند که هنجار رسمی حکومت تنها واقعیت جنسی ایران نیست.

راهنمای گام به گام برون‌آیی

هم روحیه افراد متفاوت از همدیگر است، هم آنکه مغز افراد متفاوت از همدیگر رشد می‌کند، همچنین اینکه شرایط و موقعیت‌های هر فرد کپی برابر اصل دیگری نیست.

بااین‌حال، گام‌های کلی برون‌آیی را می‌توان چنین فهرست کرد:

یک. خودشناسی

در اولین گام، فرد بایستی در درون خودش، به درک این موضوع برسد که هویت و یا گرایش جنسی‌اش چیست و آن را قبول کند. یا که قبول کند که در سیالیت از گرایش‌ها و هویت‌های جنسی و جنسیتی زندگی می کند.

این گامی طولانی است و به خصوص برای جامعه‌ای همانند ایران که در آن آموزش گوناگونی‌های جنس و جنسگونگی در فضایی امن صورت نمی‌گیرد. افراد بخصوص در سنین پایین وابسته به جمع‌آوری فردی اطلاعات،‌ از جمله از طریق اینترنت می‌شوند و این رسیدن به اطلاعات درست را سخت‌تر می‌کند.

دو. یافتن فضا و زمان مناسب

فرد پس از آنکه با خودش همگام شد، دنبال این می‌افتاد تا وقت مناسب در فضایی درست را پیدا کند تا بتواند موضوع گرایش و یا هویت جنسی خودش را با دیگران مطرح کند.

در اغلب موارد، فرد دست به یک آزمون می‌زند. مثلا به یک دوست صمیمی یا فردی در خانواده یا فامیل که به او نزدیک‌تر است، برون‌آیی می‌کند و با واکنش او، می‌سنجد که گام بعدی چه باشد.

سه. برون‌آیی به گروه‌های اجتماعی

بعد از آنکه فرد اطمینان یافت شرایط مناسب است و با آگاهی به اینکه همراه آشکارسازی می‌تواند چه چیزهایی را– حمایت خانواده، شغل، مسکن و غیره – از دست بدهد، به یک گروه اجتماعی برون‌آیی می‌کند. مثلا به کل خانواده می‌گوید که به عنوان مثال، ترنس‌جندر است. یا به کل فامیل، به تمام دوستان صمیمی یا به همه همکارهایش این موضوع را می‌گوید.

چهار. برون‌آیی نهایی

در این مرحله، فرد دیگر هراس‌هایش را کنار می‌گذارد و با هویت و گرایش واقعی‌اش زندگی می‌کند. به عنوان مثال، فرد همجنس‌گراست و یک نشان رنگین‌کمانی بر روی کیفش می‌گذارد و یا خالکوب همجنس‌خواهانه بر تنش نقش می‌زند. یا در شبکه‌های اجتماعی‌اش می‌نویسد به فرد هجنس علاقه عاطفی و جنسی دارد و آشکارا چه در فضای مجازی و چه حقیقی، خودش است.

برون‌آیی برای همه نیست

همه آن‌قدر خوشبخت نیستند که درک و همراهی بقیه را کسب کنند. و شرایط هرکس متفاوت است. درحقیقت، خواه کوتاه‌مدت یا بلندمدت، افراد شاهد پس‌زنی (backlash) افراد یا گروه‌هایی هستند که به آنها برون‌آیی کرده‌اند.

برای برخی از افراد این هزینه‌ها زیاد است و زندگی‌شان را به قدری دشوار می‌کند که گنجه جای امن‌تری است.

در سال‌های آخیر انتقادهای زیادی به فشار به دگرباشان جنسی برای برون‌آیی نوشته شده است. از جمله نظریه پردازانی که به این موضوع پرداخته است ایو سجویک است که با نگاهی انتقادی در تقاطع نظریه ادبی و نظریه کوییر به موضوع تفاوت‌های پویا و اهمیت گوناگونی زندگی‌های کوییر می‌پردازد. اینکه چطور هنجارسازی در خود جامعه دگرباش جنسی هم صورت می‌گیرد: مثلا همین هنجارسازی و فشار برای بیرون آمدن از گنجه.

راهنمای مقابله پس‌زنی دیگران

آدم‌های مقابل افرادی که برون‌آیی می‌کنند، ممکن است عکس‌العمل‌های خشنی داشته باشند. این خشونت می‌تواند تنها در زبان بدن (body language) آنها باشد، یا اینکه در فحش کلامی عیان بشود و حتی منجر به خشونت‌های فیزیکی هم بشود.

در برخی موارد، برون‌آیی ممکن است به سوءاستفاده، قلدری، یا حتی تجاوز جنسی هم منتهی بشود.

برای همین هم اهمیت خیلی زیادی دارد که فرد پیش از برون‌آیی، همه‌چیز را درست سنجیده باشد و آماده هر رفتاری باشد، امکان مراقبت از خودش در لحظه آشکارسازی و پس از آن را هم داشته باشد.

این‌ها چند پیشنهاد برای مقابله با پس‌زنی افراد در موضوع آشکارسازی یک فرد است:

تنها نباشید، اگر امکانش هست، موقع برون‌آیی همراه دوستان و یا آشناهایتان باشید که موضوع را می‌دانند و مشکلی هم با آن ندارند. حضور دیگران می‌تواند از بار خشونت‌های بقیه کم کند؛راه فرار داشته باشید، در یک محیط مناسب برون‌آیی کنید. اطمینان داشته باشید اگر مشکلی پیش آمد، راه فرار باز است. با آدم‌های نزدیک به خودتان در تماس باشید تا آنها بدانند کجا و پیش که هستید و اگر مشکلی پیش آمد، دنبال‌تان بیایند؛از یک متخصص کمک بگیرید. خیلی وقت‌ها مشاوره گرفتن می‌تواند کمک کند تا آسوده‌خاطرتر خودتان را به بقیه آشکار کنید. در برخی موارد، در حضور یک متخصص می‌توان به خانواده، دوستان امکان این را بدهد تا هم‌زمان برون‌آیی، اطلاعات درست را دریافت کنند و جواب سوال‌هایشان را بگیرند، به فرد هم امکان داشتن فضایی امن و سالم برای بیان حرفش را بدهد؛از سازمان‌های حامی کمک بگیرید، بخصوص اگر خارج از ایران هستید. از شماره تماس تا امکان مشاوره تلفنی یا حضوری یا ایمیلی، از امکاناتی است که سازمان‌های حامی به افراد می‌دهند و می‌شود پیش از برون‌آیی، شرایط و وضعیت یک فرد سنجیده و او راهنمایی دریافت کند؛آماده همه‌چیز باشید، شاید بعد از این برون‌آیی برای دوره‌ای موقت حمایت‌های موجود را از دست بدهید. امکان مالی،‌ جایی برای اقامت و همچنین شبکه‌ای حمایت‌گر از دوست‌های رنگین‌کمانی‌تان را قبل از برون‌آیی تا حد ممکن آماده بکنید؛آماده هر سوالی باشید و پیش از برون‌آیی اطلاعات مفید را جمع‌آوری کرده باشید. شاید بد نباشد چند صفحه پرینت بگیرید و همراه برون‌آیی دست افراد بدهید؛تمام مدت آرام بمانید، اضطراب و استرس را مدیریت کنید. برون‌آیی راحت نیست، دل‌نگرانی‌های هر فردی کاملا توجیه شده هستند، ولی بایستی به نحوه درستی مدیریت بشوند تا فرد کمترین آسیب ممکن را ببیند؛برون‌آیی صحنه جنگ و دعوا نیست. فراموش نشود که قرار نیست آدم برنده یک جنگ خونین باشد، بلکه قرار است فضایی بهتر و آسوده‌تر برای همه پس از این امر ممکن شده باشد؛دوستی و عشق بقیه به خود را فراموش نکنید. درنهایت از خاطرتان نرود که به دیگران برون‌آیی می‌کنید، چون دوست‌شان دارید و می‌خواهید شما را مثل خودتان دوست داشته باشید. عشق نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌تان را به خودتان فراموش نکنید، حتی اگر در اولین برخورد، پرخاشگر باشند. ولی آنها هم درنهایت به‌خاطر می‌آورند که چقدر شما را دوست دارند.

توصیه‌هایی برای برون‌آیی

درنهایت اگر قصد برون‌آیی دارید، به این توصیه‌ها هم توجه نشان بدهید.

عجله نکنید، درست بسنجید که وقت و فضای مناسب برون‌آیی برای شخص شما کی و کجاست؛خودتان را سرزنش نکنید، هرچه هم که شد،‌ تقصیر واقعیت درونی شما نیست. خیلی وقت‌ها موضوع فقط فشارهای اجتماعی، مذهبی و سنتی به دیگر افراد است که بانی عکس‌العمل‌هایشان می‌شود؛خودتان را در چاه نیاندازید. اگر می‌بینید همه‌چیز را با برون‌آیی از دست می‌دهید، لازم نیست همین‌الان کاری بکنید که سر از خیابان دربیاورید، بدون پول،‌ سرپناه و حمایت دوستان. امروز نشد، ماه دیگر شاید بشود؛داستان‌های بقیه را بدانید. فقط شما برون‌آیی نمی‌کنید، میلیون‌ها نفر در سال‌های اخیر برون‌آیی کرده‌اند. به زبان‌های مختلف بگردید و داستان‌های آدم‌هایی را پیدا کنید که شرایط مشابه شما داشته‌اند. اول ببینید چه بر آنها گذشته و بعد آماده واکنش‌های مشابه باشید. ضمنا اگر شد، در فضایی امن قصه برون‌آیی خودتان را با بقیه هم مطرح کنید؛گام به گام برون‌آیی کنید و حتما اول به یک آدم امن بگویید ماجرا چیست و بعد وابسته به عکس‌العمل او، مرحله به مرحله جلو بروید تا به هدف‌تان برسید. آدم روبه‌روی یک پلکان سریع نمی‌دود تا نفسش بند بیاید و نتواند به انتهای آن برسد. صبور و سر فرصت گام برمی‌دارد و مکث هم می‌کند تا نفسش منظم بماند و پیش می‌رود؛قوانین را بشناسید. در هر کجای دنیا که هستید خوب بدانید قانون چه حمایت‌هایی از شما می‌کند و اینکه در چه مواردی ممکن است شما را جرم‌انگاری کند. در بسیاری کشورها، شما تحت حمایت گسترده قانونی در مقابل پس‌زنی‌های افراد هستید؛مثبت‌ فکر کنید. همه‌چیز خوب پیش می‌رود و درست می‌شود. تجربه‌های تلخ بقیه الزاما قرار نیست سر شما هم بیاید؛به بقیه وقت بدهید. لازم نیست در پنج دقیقه از مامان و بابا گرفته تا دوست و فامیل همه‌چیز را همان‌طور که شما می‌خواهید بفهمند و قبول کنند. صبر کنید و به آنها وقت جستجوی کافی و امکان دسترسی به اطلاعات درست را بدهید و اجازه بدهید آنها هم مثل شما، بفهمند و بعد قبول کنند؛زندگی کنید. خودتان را محدود به این نکنید که بقیه شما را قبول کنند. در هر کجای دنیا که هستید و در هر وضعیتی که هستید، از حداقل امکانات موجود هم سود ببرید، خودتان باشید و حسابی هم با خودتان حال کنید.

بیرون آمدن افراد از گنجه و آشکارسازی هویت و گرایش جنسی‌شان، محدود به یک رویداد فردی نمی‌شود. درنهایت به جنبشی گسترده‌تر برای رسیدن به برابری و رهایی از تبعیض منتهی می‌گردد که مثال بارز آن «پراید یا راهپیمایی‌های غرور» است که در قسمت بعدی این مجموعه، در موردش خواهیم گفت.

((این کانال متعلق به شما وصدای شمامی باشد؛ باهمکاری وپیشنهادات ونظرهای خودمارایاری کنید؛ باماتماس بگیرید ومارادراین مسیریاری کنید))

پیامگیر تلگرام: @sjktamas

کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights
 

رز مک گوان هنرپیشه هالیوودی، از ماجرای تجاوز یک تهیه کننده هالیوودی به خود پرده برداشت.

رز مک گوان شب گذشته با انتشار توئیت هایی درباره اینکه چرا زنان آزارجنسی را گزارش نمی کنند، از ماجرای تجاوز یک تهیه کننده هالیوودی به خود پرده برداشت.

زمانی که او در اعتراض به تجاوزجنسی توییت و‌افشاگری کرد، توییتر اکانت او را موقتا مسدود کرد.‌‌ 

او خطاب به افراد تحت آزار جنسی گفته است «سکوت شما کر کننده است».

رز مك گوان، بازيگر معترض به سوء استفاده از زنان در هاليوود كه اكانت توييترش مسدود شد گفت: "مردانِ هاليوود بايد بدانند كه مالك زنان نيستند. شما هم در همراهى با اين حقيقت، اعتراض كنيد."

موج اعتراضی فعالین حقوق زنان، در حمایت از او و اعتراض به استاندارد دوگانه رسانه ها به ویژه توییتر درباره مسئله آزارجنسی، باعث شد امروز هشتگ 
#WomenBoycottTwitter
داغ شده و مردم نقاط مختلف جهان از این موضوع می‌نویسند.

telegram.me/enghelabezananeh

 

هشتگ #WomenBoycottTwitter
که اعتراض به استاندارد دوگانه رسانه‌های اجتماعی است، ترند اول جهان شد
این جنبش در همبستگی باقربانیان نفرت، آزار وخشونت است ک شبکه‌های اجتماعی مانع از رسانه‌ای شدن آن میشوند.

در همین فعالین حقوق زنان در حمایت از رز مک‌گوان و دیگر قربانیان آزار جنسی، و در اعتراض به استاندارد دوگانه شبکه های اجتماعی و ممانعت از رسانه‌ای کردن آزارهای جنسی، بمدت ۲۴ساعت توییتر را بایکوت کرده و توییت نمی کنند.

اخیرا در سوئد بحث های زیادی در باره پولیگامی یعنی چند همسری در گرفته است. مسئله از آنجا آغاز شد که یک مرد پناهنده اهل سوریه با سه همسر و شانزده فرزند از جانب شهرداری یکی از نواحی استکهلم به اسم "ناکا" در سه خانه به قیمت حدود چهارده میلیون کرون اسکان داده شد. البته پولیگامی در سوئد ممنوع است ولی از آنجایی که این مرد در خارج از سوئد و مدتها پیش از این ازدواج کرده، طبق قوانین موجود، شهرداری نمی تواند کار چندانی بکند و از این رو مجبور به پذیرش این مسئله و تهیه مسکن برای این خانواده ها گردید. اما واکنش انتقادی نسبت به این مسئله ادامه یافت بطوریکه اداره مهاجرت سوئد از اداره ثبت احوال خواسته است تا در مورد اینکه آیا موارد دیگری از چند همسری در سوئد وجود دارد، دست به تحقیق بزند تا براساس نتایج این تحقیقات تصمیمات مقتضی گرفته شود. 
telegram.me/enghelabezananeh

 


اما ماجرا در همینجا خاتمه پیدا نکرد. در جریان نمایشگاه کتاب گوتنبرگ در سوئد یک کتاب کودک در معرض فروش گذاشته شد که نامش این بود: بابابزرگ چهار تا زن دارد! این کتاب برای کودکان در گروه سنی بین سه تا شش سال در نظر گرفته شده است. انتشار این کتاب هم با اعتراضات گسترده ای روبرو گردید و نویسنده آن "اسکار تریمبل" ناچار شد که فروش آنرا متوقف کند. منتقدین به درست به این مسئله اشاره کرده بودند که این کتاب به عادی سازی چند همسری در سوئد کمک می کند و بر رابطه تبعیض آمیز میان زنان و مردان مهر تایید می گذارد.

بعد از اینها یک زن اسلام شناس متولد اتیوپی که خود را فمینیست می داند و ۳۲ سال است در سوئد زندگی می کند در مصاحبه با تلویزیون سوئد صراحتا از چند همسری برای مردان دفاع کرد و گفت این مسئله باید در سوئد قانونی شود. او در پاسخ به این سئوال که آیا زنان هم می توانند چند مرد داشته باشند پاسخ داد که نه! چون زنان بنا به طبیعت خود فقط به داشتن یک مرد قناعت دارند. 

خوب است خاطر نشان کنم که در سال ۲۰۱۲ در برنامه تلویزیونی Uppdrag granskning با استفاده از دوربین مخفی، فاش شد که نمایندگان ده مسجد بزرگ سوئد به عنوان نمونه از چندهمسری دفاع می کنند. چند امام مسجد و مشاور خانواده که دراین برنامه مورد پرسش قرارگرفته بودند، تاکیدکردند که مردان در شرایط خاصی می توانند چند همسر اختیارکنند، زنان باید به خواست همسرانشان برای رابطه جنسی، حتا اگر خود مایل نباشند پاسخ مثبت دهند و این که اگر زنی مورد خشونت و آزار همسرخودقرارگرفت از او به پلیس شکایت نکند.
telegram.me/enghelabezananeh

 


مشکل جامعه سوئد این نیست که با بروزات باورهای مردسالارانه اینجا و آنجا روبرو شده است. مشکل اینجاست که یک جریان مرتجع اسلامی می خواهد هر چه بیشتر وجود نحسش را به جامعه تحمیل کند و و متاسفانه این نیز به درجات زیادی پذیرفته شده است. نمونه ها و نشانه ها زیاد است و من قصد ندارم همه آنها را اینجا یادآوری کنم.

موضوع مهم اما این است که رویکرد مردم و دولتمردان در برخورد به این موضوع متفاوت است. در مواردی که در بالا ذکر شد، این اعتراضات اجتماعی بود که منجر به برخورد انتقادی تند به ارتجاع اسلامی و فرهنگ زن ستیزش شد. آنچه ضروری است این است که این جبهه مردمی که قصد سازش و مماشات با جریانات اسلامی را ندارد خود را منسجم کند و با به درکردن جریانان راسیسم و نژاد پرست از صحنه به صدای واقعی مردم در مبارزه علیه اسلام سیاسی و در دفاع از موازین سکولار در جامعه تبدیل شود.

"ینی ون هامر" فعال سرشناس سوئدی فمن اخیرا با انتشار عکسی و با نوشتن عبارتی بر بدن خود نسبت به این مسئله واکنش نشان داده است: به سوئد خوش آمدید! برابری قانون ماست. یک قانون برای همه!

حسن صالحی
اکتبر۲۰۱۷

شیما بابایی: من و ما تا گرفتن حقمان از پای نمینشینیم، بدانید دیکتاتوری تان رو به سقوط است.
۲۴ مرداد ماه:
از طریق تلفنی به پلیس امنیت احضار شدم (این احضارهای غیرقانونی تلفنی برای کنشگران مدنی و امنیتی پایانی ندارد!) ۲۵ مرداد ماه:
به همراه همسرم به پلیس امنیت مراجعه کردیم به دلیل غیرقانونی بودن احضاریه ابتدا همسرم داخل رفت و علت احضار را از مامور پرونده جویا شد.وقتی مامورین علت را توضیح ندادند درخواست احضاریه کتبی کرد.
بدون اینکه علت را بنویسند احضاریه کتبی برای ۲۸ مرداد را به همسرم تحویل دادند!
telegram.me/enghelabezananeh

 


۲۸مرداد ماه:
به همراه پدرم به پلیس امنیت مراجعه کردیم و به داخل اتاق مامور پرونده رفتیم. من به جرم اعتراض به حجاب اجباری احضار شده بودم ! مامورین پلیس امنیت رفتار خشن و ناشایستی رو با من و پدرم داشتند،وقتی پدرم به لحن بی ادبانه ای که مامور نسبت به من داشت اعتراض کرد و گفت حق ندارید به دخترم اهانت کنید، مامور پرونده به همراه همکارش به پدرم حمله کردند و خواستند اورا بیرون کنند که ایشان مقاومت کرد تا اینکه پدرم که جانباز جنگ هست دچار تشنج شد و دست از کشمکش ها و آزار برداشتن!

من و پدرم را به دادسرا منتقل کردند! به علاوه پرونده من به جرم اعتراض به حجاب اجباری پرونده سازی دیگری برای پدرم به جرم درگیری با مامورین تشکیل دادند و خود که با بی ادبی و فحاشی باعث و بانی این درگیری بودند و ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادندحال شاکی شده بودند!
telegram.me/enghelabezananeh

 


پس از چند ساعت،حکم بازداشت موقت من صادر شد و پرونده پدرم به جریان افتاد! من را با دستبند به بازداشتگاه پلیس امنیت انتقال دادند چند ساعت پس از اتمام زمان اداری با قید کفالت موقتا تا زمان دادگاه آزاد شدم! 
و حال ۲۰ مهر ماه:
احضاریه فوق به درب منزل ما از سوی دادسرا ارسال شد! 
متهم :ابراهیم بابایی زیدی
علت حضور :دفاع از اتهام انتسابی 
اتهام : توهین به مامورین!
(نتیجه عدم حضور جلب است )
اینجا در برج بلند دموکراسی جمهوری اسلامی من به دلیل اعتراض مسالمت آمیز به قانون بد،حجاب اجباری مجرم شناخته میشوم مامورین حکومتی به خودشان اجازه میدهند بدترین توهین ها و برخورد ها را با من داشته باشند به من دستبند میزنند و به بازداشتگاه میبرند وقتی پدرم که جانباز 45 درصد جنگ است و برای دفاع از این خاک از جان مایه گذاشته در برابر این بی عدالتی و توهین به فرزندش اعتراض میکند مورد ضرب و شتم قرار میگیرد و متهم هم شناخته میشود از کدام بی دادگاه داد بستانم؟!
شما رجالین حکومتی اگر گمان میکنید با این فشارها و بگیر و ببند ها میتوانید من و هزاران زن و مردی که برای گرفتن حقشان به پا خواسته اند را از این امر بازدارید سخت در اشتباهید!
من و ما تا گرفتن حقمان از پای نمینشینیم ،شاید با زور و خشونت بتوانید جسممان را در بند کنید ولی فریاد اعتراضمان گوشتان را کر خواهد کرد! اعتراض مسالمت امیز مارا با قانون های ضد انسانی تان با خشونت پاسخ میدهید اما بدانید دیکتاتوری تان رو به سقوط است و اعتراض ما به این قانون ها تنها بخاطر فراهم کردن زمینه ایست برای نابودی کامل شما!
شیما بابایی
۲۳ مهر ۱۳۹۶

سلام رفقا
امیدوارم لحظات خوبی رو بگذرونین وسلامت وشاد باشید
میدونم‌شما هم‌ با این حرفهاروبروشدین که «ایران بهشت ترنس هاست»؛«ایران اولین کشورمسلمان هست که اجازه عمل تغییرجنسیت رو داده» و حرفایی ازاین دست ؛
اما وقتی فرای این جوسازیهابه واقعیات موجود جامعه نگاه میکنیم چیز دیگری میبینیم‌؛ ترنس هایی که نمیتونن حتی درسشون رو تا دیپلم ادامه بدن ؛ باخانواده هزاران مشکل دارن ؛ یافتن کار و شغل مناسب براشون سخته؛ مشکلات روحی وروانی متفاوتی دارن ؛ عملهای تطبیق جنسیت بی کیفیت وبدنهایی زخم خورده؛ هزینه های بسیار ؛ مشکل ازدواج ؛نگاه منفی وجنسیت زده حکومت وقوانین ؛ ترنس ستیزی آشکار ونهان جامعه وخانواده و حتی درمیان رنگین‌کمانی ها 
این همه تفاوت و تمایز‌در روایتی که حکومت میده با روایتی که در واقعیت جامعه هست رو چجور میشه توضیح داد؟!
علت اصلی و ریشه این تبعیضات وظلم ها و رنج هایی که ترنس های ایرانی هرروز و هرلحظه تحمل میکنن کجاست؟!

باماهمراه باشید ومقاله ای رو که براتون قرارمیدیم مطالعه بفرمایین

((این کانال متعلق به شما وصدای شمامی باشد؛ باهمکاری وپیشنهادات ونظرهای خودمارایاری کنید؛ باماتماس بگیرید ومارادراین مسیریاری کنید))
????????
پیامگیر تلگرام: @sjktama

رفتار حکومت ایران با تراجنسیتی‌ها: شمشیر دو لبه

پیمان حدیثی
ایران، به عنوان کشوری با حکومت اسلامی، رابطه با همجنس را جرم می‌داند، قوانین سخت برای پوشش زنان در فضای عمومی دارد، و هیچگونه آزادی بیان مخالف را تحمل نمی‌کند.

اما شگفتا، دولت ایران برخورد ملایمی با مسائل تراجنسیتی دا یک سو، گزارش‌ها نشان از این دارد که دولت ایران جامعه تراجنسیتی را حمایت می‌کند، هزینه عمل جراحی تعیین جنسیت را تحت پوشش بیمه قرار می‌دهد، و در شهرداری تهران گروه‌های حمایتی برای فعالیت آنان دایر می‌کند. این حمایت‌ها ایران را از سایر کشورهای اسلامی منطقه متمایز می‌کند. اما از سوی دیگر، دولت ایران همچنان نگاهی تبعیض‌آمیز به افراد تراجنستی دارد.

در سال‌های اخیر، سازمان بهزیستی کشور همواره، اگرچه به طور محدود، به افراد تراجنستی کمک‌های پزشکی، روانی و مالی کرده است. دانشگاه‌های ایران، که توسط دولت به شدت کنترل می‌شوند، تحقیق‌ها و همایش‌های زیادی در مورد مسائل تراجنسیتی برگزار کرده‌اند، و حتّی برخی روحانیون شیعه حامی دولت، در حمایت از افراد تراجنسیتی سخنرانی کرده‌اند. همچنین، دولت از کارهای فرهنگی برای افراد تراجنسیتی حمایت می‌کند. به عنوان نمونه، میتوان به اجازه اکران به فیلم «آینه‌های روبرو» اشاره کرد، فیلمی درباره یک مرد تراجنسیتی، که از خانواده و جامعه‌اش طرد شده بود. فیلم مورد استقبال گسترده واقع شد و حتی تحسین روزنامه اصولگرای کیهان را در پی داشت. به علاوه، بهنوش بختیاری، یکی از هنرپیشه‌های سینمای ایران که بیش از پنج میلیون فالوور در اینستاگرام دارد، به عنوان سفیر افتخاری جامعه تراجنسیتی، برای آنها در فضای عمومی فعالیت می‌کند و آگاهی جامعه را برای پذیرش و احترام به آنان افزایش می‌دهد.

اگرچه قدم‌های مثبتی برای به رسمیت شناختن حقوق افراد تراجنستی برداشته شده است، اما در واقعیت زندگی روزمره، همچنان این افراد مورد تبیعض و آزار و اذیت واقع می‌شوند. در واقع، افراد تراجنسیتی به طور اساسی اشتباه فهمیده شده‌اند و به طرز نگران کننده‌ای با آنها رفتار می‌شود.

اخیراً «سازمان اقدام آشکار جهانی» گزارشی از وضعیت افراد تراجنسیتی در ایران منتشر کرده است که در آن به نمونه‌هایی از برخورد خشونت‌آمیز پلیس با این افراد اشاره شده است. در ایران، مراجع و سران قدرت، به تراجنسیت، به عنوان نوعی بیماری و اختلال روانی نگاه می‌کنند و آنها را تحت عنوان رسمی «اختلال هویت جنسی» طبقه بندی می‌کنند. این برخلاف جریان مورد پذیرش جهانی است که دیگر تراجنسیت را اختلال نمی‌شمارند، و سازمان بهداشت جهانی به سوی حذف طبقه‌بندی تراجنسیت به عنوان یک اختلال ذهنی گام برمی‌دارد. اما با محدود کردن مسئله به نگاه پزشکی، دولت ایران تنها جنسیت انتخاب شده بعد از عمل تعیین هویت جنستی را به رسمیت می‌شناسد.

ولی در همین فرآیند پزشکی، محدودیت‌های وجود دارد. همه افراد تراجنسیتی مایل ویا قادر به انجام عمل تعیین هویت جنسی نیستند، و برخی دیگر حتّی اجازه انجام چنین عملی را ندارند. به عبارت دیگر، عمل تعیین هویت جنسیت برای همه تضمین شده نیست. دولت ایران برنامه‌ای قانونی-پزشکی مقرر کرده است که در آن تک تک افراد خواستار تعیین جنسیت مورد معاینه‌های متعددی قرار می‌گیرند و تنها افرادی که این دوره طولانی را با موفقیت سپری کنند، و تحت عنوان «اختلال هویت جنسی» قرار بگیرند، می‌توانند فرآیند تعیین جنسیت را آغاز کنند و به گرفتن کارت ملّی جدید امیدوار باشند.

بنابراین، چارچوب قانونی در ایران، ناتوان از به رسمیت شناختن افراد تراجنسیتی‌ای است که تمایلی به فرآیند تعیین جنسیت ندارند. در ایران افراد تراجنسیتی بسیاری هستند که تمایلی برای ایجاد تغییر در اندام خود ندارند. برخی، مانند افراد کم درآمد و طبقه متوسط، حتی توانایی تأمین هزینه‌های زیاد ناشی از فرآیند طولانی پزشکی، که به چندین میلیون می‌رسد، را ندارند، و از این رو، فرآیند پزشکی برای آنان ممکن نیست. به علاوه، بسیاری از افراد تراجنسیتی، به خاطر تبیعیض‌ها در جامعه، دسترسی به فرصت‌های اجتماعی، آموزشی، و شغلی ندارند و این موضوع آنان را از فرصت‌های اقتصادی بی‌بهره می‌کند. همچنین، به خاطر اَنگ‌ها و تبعیض‌های اجتماعی، بسیاری از افراد تراجنسیتی از حمایت مادی و معنوی خانواده‌های خود نیز بی‌بهره هستند.

دولت ایران می‌تواند اقدام‌های بیشتری در راستای نشان دادن حمایت خود از شهروندان تراجنسیتی انجام دهد. بازنگری در نگاه محدود پزشکی به تجربه تراجنسیتی اوّلین اقدام حیاتی است. با کنارگذاشتن نگاه پزشکی به تجربه تراجنسیتی، افراد تراجنستی می‌توانند علیه کلیشه‌های تحقیرآمیز و اجبار برای درمان پزشکی مبارزه کنند. متعاقباً، این امکان برای به رسمیت شناخته شدن هویت جنسی افراد تراجنسیتی فراهم می‌شود، بدون این که مجبور به ایجاد تغییر در اندام خود باشند یا از اینکه به عنوان یک بیمار به آنها نگاه شود زجر بکشند.

ایران از این که یکی از محدود کشورهای اسلامی است که حقوق افراد تراجنسیتی را به رسمیت می‌شناسد به خود افتخار می‌کند. اما، آیا زمان آن نیست که تصمیم‌گیران سیاسی در ایران در نگاه خود به مسئله هویت جنسی بازنگری کرده، و یک چارچوب قانونی مترقی ارائه کنند، چارچوبی که افراد تراجنسیتی را به عنوان بیماری طبقه بندی نکند و آنان را نیازمند ترحم و همدردی نداند؟ ایران باید گفتمان و رفتار حاکم بر شهروندان تراجنسیتی را بهبود ببخشد و آنان را به عنوان انسان‌های کاملاً سالم با حق برخورداری از احترام و شأن به رسمیت بشناسد.

بعد از خوندن این مقاله نظرات ودیدگاههای خودتون رو به ما بفرستین 
به نظرشما عزیزان چرا حکومت ج.ا وقوانین اون به ترنس ها نگاه پزشکی و بیمارگونه رو دارن؟؟!
چرا ترنس ها در ایران مجبور میشن که بین زن ومرد بودن انتخاب کنن ؛ جنسیت سوم و چیزی دراین بین بودن رو یک بیماری میدونن که باید درمان بشه و حمایت پزشکی نیازداره
چرا به ترنس ها به جای نگاه پزشکی وبیماری و سریع برو عمل کن و جنسیتت رو مشخص کن ؛ نگاهی انسانی وبرابری نمیشه و اجازه نمیدن تا خودشون انتخاب کنن آنچه که هستند رو
دلیل این همه ظلم وتبعیض ونگاه جنسیت زده چیه؟
آیا ما میتوانیم از حقوق ترنس ها حمایت کنیم؟؟
چگونه؟؟
تاکی باید شاهد این همه ظلم وتبعیض به اقشار مختلف مردم باشیم؟
چه باید کرد؟؟!

((این کانال متعلق به شما وصدای شمامی باشد؛ باهمکاری وپیشنهادات ونظرهای خودمارایاری کنید؛ باماتماس بگیرید ومارادراین مسیریاری کنید))
????????
پیامگیر تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights

 

 

اعتراض پدر حسین دائمی، پدر آتنا به افراد و شرایطی که باعث بیماری دختر در بندش شده است اعتراض میکند.
telegram.me/enghelabezananeh
#آتنا_دائمی

Page 7 of 42

connect1