24September2017

سازمان جوانان کمونیست

×

Warning

JUser: :_load: Unable to load user with ID: 756

هنگ اوت جوانان کمونیست با شرکت حامد محمدی، نوا آزادی و مصطفی صابر
چهارشنبه 22 بهمن 1393 برابربا 11 فوریه 2015 ساعت ده شب اروپای مرکزی

 

حزب چپگرای يونان به رهبرى الكسيس چيپراس یكشنبه ٢٥ ژانویه در انتخابات يونان به پيروزى رسيد،اين حزب پس از پيروزى اعلام كرد ٥ سال رياضت اقتصادى، رنج و تحقير اين كشور توسط وأم دهندگان خارجى به پايان رسيده است. 

این رویداد چه تاثیراتی در اروپا و در سطح جهانی خواهد داشت؟ و پیروزی این حزب سیریزا چه پیامی رو به مردم دنیا با خود دارد؟ موفقیت ویا عدم موفقیت این حزب در گرو چه فاکتورهاییست؟
در این میزگرد نوا آزادی بهمراه علی محمدی و مصطفی صابر همراه خواهند بود.
نظرات خودتون رو با ما در بخش کامنت در میون بذارید.
ویا پیام خصوصی به صفحه،
اس ام اس، واتس آپ، وایبر، تلگرام: 0046739681438
گوگل پلاس: javananKomonist+
اینستاگرام: javanan.komonist
ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

با سلام و درود!

برگزاری نهمین کنگره ی حزب کمونیست کارگری ایران  در فضایی باز برای حضور تمامی اقشار اجتماعی  و فعالان سیاسی، نشانه ی  تکامل ساختار درون حزبی و احترام به شیوه های دموکراتیک ارتباطات درون و  برون حزبی است که همواره  مورد تاکید موکد حمید تقوایی بوده و امروز نمود عینی دیگری از  آن را در چگونگی برگزاری  کنگره ی حزب به وضوح می توان دید. از سوی دیگر، برگزاری نهمین کنگره ی حزب به مردمی ترین نحو، بیانگر  آوانگاردیسم ، زیست اجتماعی ریشه دار و تکامل فرآیندهای دموکراتیک همزمان با گذر زمان بوده است.  به عنوان عضوی از سازمان جوانان کمونیست در داخل ایران به شما درود می فرستم و از کنگره نهم حزب کمونیست کارگری ایران تقاضامندم که با توجه به تغییرات وسیع مختصات سیاسی - اقتصادی در ایران و منطقه، به بررسی فرصت های نوینی که از بستر این تغییرات پدید آمده است را

در پیوند با شیوه های سازماندهی مطالبات  رادیکال و اعتراضات اجتماعی –  سیاسی علیه حکومت فاسد جمهوری اسلامی ، پرداخته شود.

درود بر شما و تلاشتان.

فرزاد فرجام -  عضو سازمان جوانان کمونیست از ایران.

با سلام

درودهای صمیمانه‌ خود را به کنگره نهم حزب کمونیست کارگری تقدیم می‌کنم. به همین مناسبت، به رهبری و همه اعضای حزب درود می‌‌فرستم و بر همبستگی قلبی خود با شما تأکید می‌کنم.
تلاش پیگیر شما، برای پشتیبانی از آمال و آرزوهای بحق ما جوانان، زنان، مردم ایران و زحمتکشان بسیار ارزشمند می باشد. من به عنوان یک جوان ایرانی و به نمایندگی از دیگر جوانان فعال در ایران خواستار توجه ویژه این کنگره به خواسته ها و مطالبات جوانان و به صورت مشخص آزادی زنان و همچنین آگاه سازی دولتهای اروپایی درمورد نقض آشکار حقوق انسانی مردم ایران و ستمی که روزانه جمهوری اسلامی به مردم ایران روا میدارد هستم. و در نهایت از شما به جد خواستار پیگیری بیش از پیش دفاع از حقوق زندانيان سياسی و در نهايت تلاش برای رهايی زندانيان سياسی و محکومین به اعدام هستم.

رفقا و دوستان عزیز!
دست شما را بگرمی می فشارم و اميدوارم کنگره در اين شرایط بحرانی ایران و منطقه با پاسخگویی به شرایط حاضر گامی مهم در راه پيشبرد جنبش سراسری .در ايران بردارد

در خاتمه موفقیت شما را در کنگره صمیمانه خواهانم.

با گرمترین درودها.

شهرزاد شفیعی از فعالین سازمان جوانان کمونیست در ایران.

پیام من از گسترده ترین منطقه کارگری ایران؛ عسلویه بدست شما میرسد: حزب کمونیست کارگری ایران بعنوان نماینده راستین جنبش عدالتخواهی و برابری طلبی از ابتدا به امروز، در جدالی طبقاتی و همه جانبه با تمامی جریانات بورژوایی اعم از ناسیونالیستی، رفرمیستی و گرایشات چپ بورژوایی، مشعل فروزان کارگران بوده و مبارزه بی امان شما عزیزان در حزب کمونیست کارگری ایران علیه توحش سرمایه و مذهب حاکم بر ایران همواره نویدبخش ما بوده است.

اعضا و شرکت کنندگان محترم در کنگره!

با وجود دسترسی محدود ما بخاطر شرایط حاکم بر منطقه صنعتی عسلویه به برنامه های تلویزیون کانال جدید، نشریات حزب، اینترنت و... همان اندک دسترسی نیز همیشه برای ما امید دهنده و البته چراغ راه ماست.

باتوجه به بایکوت خبری این منطقه کارگری توسط عوامل و ارگانهای وابسته به رژیم؛ بعنوان پیشنهاد در برنامه های تلویزیونی و اینترنتی در صورت امکان اخبار مربوط به کارگران منطقه ویژه عسلویه مورد تاکید بیشتری قرار گیرد. 

پاینده و پایدار باشید!

پیروز باد حزب کمونیست کارگری ایران.

 

فرهاد رضایی از فعالین سازمان جوانان کمونیست، سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران.

 

دو نوجوان افغانستانی به اسم عباس حسینی و علی یعقوب زاده به دلیل همجنسگرا بودن از محل زندگی خود به خاطر نجات جانشان و در امنیت زندگی کردن فرار کرده و به کشور سوئد پناهنده شده اند، ولی متاسفانه دولت سوئد هم حکم اخراج آنها را صادر کرده و اگر کمکی به این دو نوجوان نشود و اگر دوباره به جهنم جمهوری اسلامی در ایران و یا افغانساتان برگردند مشخص نیست چه بر سرشان می آید.

در همین زمینه مصاحبه ای توسط آرش راجی یکی از فعالین سازمان جوانان کمونیست با این افراد انجام گرفته که توجه شما را به آن جلب میکنیم.(جوانان کمونیست.)

ج.ک: از چه زمانی به گرایش خود پی بردید و چه حسی داشتید ؟

عباس: تقریبا از سن 13،14 سالگی متوجه این موضوع شدم ولی به دلیل شرایط ایران و افغانستان واقعا جرات بیان این مساله را نداشتم ،به طور مثال من یک همکلاسی داشتم که قلبلا بهش علاقه داشتم ولی هیچ وقت نتوستم بیانش کنم و احساس میکردم که او هم همچین احساسی دارد.

علی: من هم تقریبا از 13 سالگی این احساس بهم دست داد ولی به دلیل شرایطی که در جامعه و خانواده حکمفرما بود همیشه ساکت بودم و اگر کسی رو میدیدم و ازش خوشم میومد به جز اینکه نگاهش کنم کار دیگه ای نمیتونستم بکنم.

ج.ک: چه مشکلاتی در ایران ، افغانستان و سوئد در برابرتون بوده و هست ؟

علی: من یک خانواده مذهبی داشتم که نمیتونستن با این قضیه کنار بیایند و مدام دوا و بحث بود بر سر این مساله، هیچ کس من رو نمیفهمید، هیچکس درکم نمیکرد ، فقط اذیت، آزار و مسخره کردن و فحش های رکیک بود که میدیدم و میشنیدم ، در محل کارم هم چند فرد پدوفیل بودند که همیشه من را مورد آزار و اذیت قرار میدادند، وقتی هم که به اینجا آمدم به خاطر ذهنیت که داشتم میترسیدم این موضوع را با کسی در میان بزارم ، حتی به اداره مهاجرت هم جرات نکردم بگم، درسته قوانین اینجا برای همجنسگرا ها مشکلی ندارد ولی کسانی مثل من به خاطر گذشته دردمندشان میترسند این موضوع را بازگو کنند، آخر سر دیدم از شدت فشار دارم دیوانه میشم و احساس افسردگی شدید داشتم، به یک روانشناس مراجعه کردم و حرف هایم را برای او زدم و کمی خالی شدم، روانشناس هم قرص های آرامبخش و افسردگی شدید برای من تجویز کردم.

عباس: تو مدرسه خیلی مورد تمسخر قرار میگرفتم و به من میگفتن تو مریضی تو مشکل داری و حرف های دیگه که شرمم میاد به زبان بیارم، خانواده من هم که اصلا درکم نمیکردند و گاهی اوقات در حد مرگ کتکم میزدند، در محل کارم هم یک عده بودند که با من خوش رفتاری میکردند و میخواستند از این راه به لذت خودشان برسند و به من تجاوز کنند ، اتفاقا یکسری با یکی از آنها درگیر شدم و مجبور شدم با چوب بزنم به سر آن فرد و بعد از آن مجبور به ترک آنجا شدم، در این جا هم به کسی نگفتم چون میترسیدم دوباره مسخره بشم و حال بدی که از قبل داشتم به سراغم بیاد، با سوئدی ها هم به دلیل اینکه زبان بلد نبودم نتونستم ارتباط بر قرار کنم ، ولی الان میبینم که کسایی هستن که درکم میکنند ، احساس امنیت میکنم ، دلهره ندارم ولی مطمئنم اگر برگردم ایران خودکشی میکنم، چون خودکشی بهتر از اینه که اعدام یا سنگسار بشم.

ج.ک: چه زمانی با هم آشنا شدید و این رابطه رو علنی کردید ؟

علی و عباس: عید نوروز سال 1393 بود که توی جشن نوروزی با هم آشنا شدیم و تونستیم یک رابطه دائم و مطابق میل خودمون رو با هم شروع کنیم.

علی بعد از مدتها که با روانشناس صحبت میکرد تونست این موضوع رو با روانشناس در میان بذاره و قرار شد این موضوع بین خودشون بمونه و تصمیم گرفتند در ماه آگوست(اوت همان مردادماه در ایران) در فستیوال پراید این موضوع را علنی کنند.

ج.ک: فکر میکنید برای کمک به  مشکلات"ال جی بی تی ها" به چه چیزهایی نیاز هست ؟

علی: این بحران ها و مشکلات برمیگرده به مذهب و فرهنگ اسلامی و مذهبی که باعث شده چنین ظلم بزرگی در حق این قشر از جامعه بشود.

عباس: من هم با نظر علی موافقم چون قانون اساسی ایران وافغانستان بر اساس احکام قرآن صادر شده و قرآن هم صراحتا دستور کشتن افراد همجنسگرا را داده و به نظر من هم تا وقتی که مذهب و جمهوری اسلامی باشد این بساط هم هست.

ج.ک: به عنوان سوال آخر، الان چه حسی دارید ؟

علی : الان که با شما حرف زدم خیلی راحت شدم ، ولی از آینده ام خیلی ترس دارم ، از دیپورت شدن گرفته تا صدها مشکل دیگه.

عباس : خوشحالم که تونستم حسم رو بگم ، احساس میکنم الان لایق زنده بودنم ولی میترسم مجبورم کنند که برگردم که در اون صورت من به مرگ نزدیک میشم.

در پایان این مصاحبه علی وعباس در آخر گفتند میخواهند صدای تمام "ال جی بی تی" های ایرانی و افغانستانی باشند، کسانی که روزگارشان به خاطر وجود حکومت های دیکتاتوری چون جمهوری اسلامی ایران و طالبان سیاه شده است ، کسانی که روزی 100 بار میمیرند.

به امید پیروزی و موفقیت در این راه رسیدن به جامعه ای انسانی، آزاد و برابر.

جوانان ایران و افغانستان در ادامه کمپین ضد داعش اعلام شده توسط جوانان در لبنان، پرجم داعش را آتش زدند. 

در لبنان بدنبال جنايات گروه تروريستي داعش در سوريه و عراق و کردستان و شنگال و .. ، جوانان بپا خاسته و اعتراض ميکنند. در بيروت سه جوان پرچم داعش را آتش زده و از اين طريق خشم خود را عليه اين جانيان وحشي اعلام کردند. داعش در لبنان نيز ۲۴  نفررا گروگان گرفته و اخيرا يکي از آنها را به نحو فجيعي به قتل رساند.

وزير دادگستري لبنان به حرکت اعتراضي جوانان عکس العمل نشان داد و دستور دستگيري و اشد مجازات براي آتش زنندگان پرچم داعش را صادر کرد. او اين دستور مجازات را چنين توجيه کرد که اين اقدامات داعش را جري تر ميکند و براي ما دردسر آفرين است.

در پاسخ به اين رفتار دولت، اکنون از طريق ويدئويي جوانان فراخوان به حرکت جهاني داده و از همه مردم دنيا دعوت کرده اند که پرچم داعش را آتش بزنند. اين ويدئو که امروز منتشر شده ، در فاصله کوتاهي ۲۱ هزار بار کليک شده و اين استقبال جهاني از اين فراخوان ادامه دارد.

 

از مردم ايران، از جوانان و از همه کسانيکه اين نوشته را ميخوانند دعوت ميکنيم به اين حرکت جهاني وصل شوند. پرچم داعش و پرچم جمهوري اسلامي ايران داعش در قدرت در ايران را آتش بزنيد و از اين صحنه فيلم گرفته و آنرا منتشر کنيد.

مينا احدي

۴ سپتامبر ۲۰۱۴

وضعیت ال. جی. بی. تی های ایرانی بر کسی پوشیده نیست. این بخش از جامعه از کمترین حق برخوردارند و بسیاری از این عزیزان مجبورند که در خفا زندگی و روابط مورد نظر خود را داشته باشند و در بسیاری مواقع تحت شرایط سختی زندگیشان را پیش میبرند. حتی وقتی که از ایران خارج میشوند وضعیت زندگی آنها با توجه به حقوق اجتماعی موجود در غرب بهتر میشود اما هنوز بسیاری از این عزیزان تحت فرهنگ مذهبی و سنتی و مردسالارانه مورد سرزنش و تحقیر و فشار قرار میگیرند و به حاشیه جامعه رانده میشوند و اجبارا پنهانکاری و ایزوله شدن در برابر آنها قرار میگیرد. همه ما برای دفاع از حقوق انسانی باید بکوشیم. این بخش از جامعه نه تنها نباید پنهان و مرعوب شوند، نه تنها نباید حاشیه ای شوند بلکه باید مثل یک شهروند جامعه بتوانند زندگی و روابط آزادانه و انتخابی خود را داشته باشند.

در همین رابطه برای برخورداری از حقوق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این بخش از جامعه مانند یک شهروند متساوی الحقوق با دیگر شهروندان باید همه همبسته و فعالانه در حمایت از این بخش از جامعه فعالیت کنیم. باید مشکلات و وضعیتی که بر زندگی این عزیزان حاکم است را به گوش مردم آزادیخواه دنیا برسانیم. فستیوال پراید در استکهلم فرصتی ست که صدای ال. جی. بی. تی های ایرانی باشیم.

در همین رابطه از دوشنبه 28 جولای 2014 تا دوم آگست در این فستیوال حضور پیدا میکنیم و در رابطه با این بخش از جامعه به شرکت کنندگان در فستیوال پراید اطلاع رسانی میکنیم.

1. از چهارشنبه 30 جولای تا جمعه 1 آگست از ساعت شش عصر در محل فستیوال Östermalms- Idrottsplats Fiskartorpsvägen 2 .

2. در روز آخر فستیوال، شنبه دوم آگست ساعت یازده صبح در "هورنش گاتان بین رینگ وگن و ماریا توریت" در کارناوال(پراد) بزرگ فستیوال پراید استکهلم که بین پانصد تا هفتصد هزار بیننده دارد شرکت میکنیم و از ال. جی. بی. تی ها و جوانان و زنان ایرانی حمایت میکنیم و تصویری شاد و مدرن از آنان میدهیم. همه کسانی که دغدغه شان برابری، آزادی و انسانیت است را دعوت میکنیم باهم در این صف شرکت کنیم و صدای جامعه ایران رو به مردم جهان باشیم.

برای اطلاعات بیشتر میتوانید با ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it. ویا تلفن 0739681438 تماس بگیرید.

لینک اونت

 

نه به مذهب، نه به جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی و برابری

 

سازمان جوانان کمونیست 

26 تیر 1393

17 جولای 2014

 

در این گزارش چگونگی تماشای بازیهای فوتبال جام جهانی، شرکت در مسابقات والیبال جهانی و شادی کردن زنان بعد از فوتبال ایران و آرژانتین به تصویر کشیده میشود. و نیز حضور زنان در محیط های عمومی با توجه به محدودیت هایی که رژیم اسلامی بر آنان رقم میزند. در این گزارش زنان جوان از خواسته های خود میگویند...

رضا سیاح، خبرنگار ارشد شبکه‌ی تلویزیونی سی.اِن.اِن. در سفر به تهران.

Page 4 of 5

connect1