18November2017

سازمان جوانان کمونیست

در بازی فوتبال تیمهای ایران و سوریه در استادیوم آزادی(سه شنبه 14 شهریور1396)

?با شرکت: ? شیرین شمس و دریا صفایی
?گرداننده برنامه: ?صدف صمدی

?سه شنبه 7 شهریور 1396 ?برابر با 29 اوت 2017
?ساعت 10:30 شب بوقت ایران ?برابر با 8 شب بوقت اروپای مرکزی

?در کانال تلگرامی انقلاب زنانه 
http://t.me/enghelabezananeh

?از طریق پیامگیر تلگرام @sjktamas 
سوالات و یا نظرات خود را میتوانید قبل از شروع جلسه 
و یا در حین برگزاری جلسه بصورت کتبی و صوتی بدست ما برسانید.

نسخه کم حجم این برنامه را کاربران در ایران از لینک زیر میتوانند دانلود کنند:

لینک پخش مستقیم برنامه در ساعت اعلام شده قابل مشاهده خواهد بود.‬
https://www.youtube.com/watch?v=ej5u3vfNfIo

? ?جلسه بصورت زنده علاوه بر تلگرام از اینستاگرام، یوتیوب و فیسبوک نیز پخش خواهد شد.

در شماره 25 (مردادماه 96) مجله زنان امروز، در پنجمین شماره متوالی از «کار خانگی» بخوانید
«تقسیم جنسیتی کار خانگی» | بنفشه جمالی

«نقش‌های جنسیتی ریشه در فرهنگ و باورهای شخصی افراد جامعه دارند. این نقش‌های جنسیتی است که تعیین می‌کند مردان و زنان چگونه باید فکر کنند. صحبت کنند، لباس بپوشند و چگونه با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند تعامل داشته باشند. آموزش در فرآیند شکل‌گیری نقش‌های جنسیتی نقش مهمی را ایفا می‌کند.
والدین به‌عنوان مربیان اولیه کودکان که بیشترین زمان را با آن‌ها می‌گذرانند نقش ساختاری در شکل‌گیری چگونگی اجتماعی شدن کودکان را دارا هستند. والدین به‌طور مستقیم باورهای خود در ارتباط با نقش‌های جنسیتی را به کودکان می‌آموزند. آن‌ها همچنین با تشویق و ترغیب به تقویت الگوهای جنسیتی و بازتولید این رفتارها در کودکان خود دست می‌زنند. در حقیقت رفتار والدین در دوران رشد کودکان به انتقال الگوهای کلیشه‌ای جنسیتی که به دو دسته رفتارهای زنانه و مردانه تقسیم‌شده اند کمک می‌کنند. کودکان هنگامی‌که می‌بینند مادرانشان بیشتر نقش مراقبتی از آن‌ها را به عهده دارند و پدرانشان صرفاً اوقات فراغت خود را با کودکان سپری می‌کنند یاد می‌گیرند که زنان و مردان (باید) رفتارهای متفاوتی داشته باشند. چشم‌انداز الگوی جنسیتی، بر اهمیت فرآیندهای شناختی در توسعه جنسیتی تأکید دارد. در طول دوره کودکی و نوجوانی و بر اساس آموزش‌هایی که کودکان می‌بینند، رفتارها و نقش‌های جنسیتی مناسب در آن‌ها شکل می‌گیرد و در این پروسه ایده‌های جدید مرتبط با جنسیت در آن‌ها توسعه می‌یابد...».

متن کامل این یادداشت را در مجله زنان امروز، سال چهارم، شماره 25، مردادماه 1396؛ در بخش روایت مستند - کار خانگی؛ صفحه 31 بخوانید.

?️?️?️شما تا چه حد با این موضوع درگیر بوده اید؟

با سلام به همه هم ميهنانم
لحظاتى پيش پس از چند ماه دربه درى در يك كشور همسايه، از چنگ حكومت ديكتاتور رها شده و با یاری یکی از بستگانم، وارد كشوری اروپايى شدم. 
در چند سال گذشته و بخصوص پس از اعدام ظالمانه ریحانه، انواع آزارها از تهدیدات تلفنی و کتبی و احضار و بازجویی گرفته تا جلوگیری از خروجم و از دست دادن پرواز بر من رفت. در تهران و پس از احضار وقتی روبروی بازجو نشستم با سؤالاتی حیرت اور مواجه شدم:
- چرا مى گويى اعدام نه؟ اعدام حكم خداست.
- پرچم داری. پرچمت را پايين بياور، وگرنه ديگر ملايمتى در كار نخواهد بود.
- ریحانه به گریه و دعاهای تو نیاز دارد. به قبرستان برو و برایش گریه کن
- ديگر درباره ريحانه ننويس، اگر هم میخواهی بنویسی در دفترت و در خلوت بنويس
- چكار دارى به اعدامهاى 67 اشاره مى كني؟
- چرا فلانى و فلانى مى آيند ديدن تو؟
- مرگ ریحانه در تقدیر او بوده! ممکن است تو هم در خیابان زیر ماشین بروی. اینهم تقدیر توست!
- هر کاری که دلت میخواهد برای ریحانه بکنی برای دو دختر دیگرت بکن. چون ممکن است آنان را هم از دست بدهى!
و هنگام خروج از فرودگاه وقتی پس از عبور از گیت پرواز، پاسپورتم را گرفته و در دفتر حراست بازجویی شدم به صراحت گفت:
- مایل بودم در اوين بازجويى بشوی
و حیرت آورتر این که با اينكه می دانست مانند همه بازماندگان اعدام و مادران داغدار «مى خواهم سر به تن اين نظام نباشد» و اين را صريحا از من شنيده بود با بى شرمى گفت: 
- شما باید با ما همکاری کنید !
همدلی م با برخى زندانيان سياسى را "آلت دست” مجاهدين شدن نامید. اتهامات ناروایی به يك زن و شوهر زندانى مقاوم زد که دلم می لرزد از تکرار کردنش.
نیروهای امنیتی فوق همانها هستند که در دومین سالگرد ریحان، راحله ذکایی همبند سابقش را که با لوله هایی خارج شده از کلیه ها و پیچیده دور گردن، با سرطانى در مراحل پایانی دست و پنجه نرم می کرد، بازداشت كردند. هر چه فریاد زدم این زن در حال مرگ است، رهایش کنید، شرم نکردند. چند ماهی ست که راحله نازنين از دنیا رفته و در کنار ریحان من است. دیگر دست هیچ بازجوی هتاکی به او نمی رسد. راحله، زنی که تمام زندگیش توسط این نظام به یغما رفت.
مأموران امنيتى بعد از دستگیری بعضی شرکت کنندگان، به مراسم حمله کرده و هر چه خواستند کردند.
برای من اما دو راه بیشتر نمانده بود. یا باید سکوت می کردم و مظلومیت ریحانی که به تجاوز مامور اطلاعات تن نداده بود را فراموش می کردم، یا رو در روی دیوی که حامی متجاوزانی همچون سربندی است می ایستادم. یا باید تسلیم بی عدالتی میشدم یا مسئولیت خود را در قبال آنچه بازماندگان اعدام های متعدد بر دوشم گذاشته بودند انجام می دادم. یکی از دشوارترین انتخابهای زندگی م همین بود. ماندن یا رفتن. اگر مى ماندم و ادامه مى دادم، بايد راهى اوين مى شدم. روزها و شبهای بسیاری را در جدالی سخت با خود گذراندم. رها کردن هر چه داشتم، دل کندن از بهشت زهرا و باغچه ریحان، دلتنگی برای پدر و مادر سالمندم، دوری از فرزند و همسر، جدایی از مادران داغدار و دوستانم و از همه سخت تر دورشدن از آن همه زن و مردی که با چشمهای اشکبار و سینه های سوخته قصه های هول آور اعدام عزیزانشان را برایم گفته بودند. در نهایت عزم جزم كردم كه پيام رسان مظلوميت ريحان، و دیگر ستمديدگان و زندانيان و خانواده هاى اعدام شدگان باشم. 
پس تصميم به خروج گرفتم و طرحى با پیش بینی همه جوانب ریخته و از چنگ ماموران امنیتی جستم. اگر عمر و فرصتی باشد، جزئيات اين طرح را بیان خواهم کرد.
تمام تهديدات و بازجوييهايی که توسط بازجویان ارشد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات انجام شده را ثبت و ضبط کرده ام و در صورت لزوم منتشر خواهم کرد .
آزار بستگانم حتی پس از خروجم ادامه یافت. ليكن با وجود عشق بی اندازه به آنان، نمی توانم از پیمانی که با مظلومین بسته ام بگذرم. خروجم برای همراهی با مبارزان علیه ظلم حكومت ظالمى است که آشیان های بسیاری را برباد داده است. 
اكنون خود را جزء كوچكى از مخالفان برانداز حکومتی میدانم که از متجاوزان حمایت می کند. دستگاهی که جوانان را اعدام می کند. بر سر کوی و برزن، بساط دار می چیند. در رسانه های مزدورش تبلیغ مرگ مى پراكند. نه تنها برای مردم ایران که برای ساکنان کشورهای دیگر هم جز تباهی و نیستی نمی خواهد. حکومتی که امتحان خود را با همه جناح بندى هاى بيرونى و درونى اش داده است و به جز دزدی و غارتگری و مرگ، هیچ ندارد.
در برابر سیستم پلید چوبه دار و غارت سرمایه های مردم، مردان و زنان بسیاری هستند که با مبارزه بی امان خود به دفاع از حقوق مردم ایران پرداخته اند. با سنگين ترين بها، كشته هاى بسيار، زندانيان بسيار و درد و رنجها و دربه درى هاى بسيار. فارغ از هر گرایش سیاسی، اینها فرزندان مردم ایران هستند که در مقابل ظالم سر خم نکرده اند و زندگی شان در راه برقراری عدالت و آزادی فدا شده است . 
مادرانه، جمعی از مادران داغدار بود که برای دادخواهی خون برزمین ریخته ی فرزندان ایران، قد راست کردند. طى دوسال فعالیت این مادران ، فشارهای زیادی از سوی نیروهای امنیتی بر خانواده های دادخواه وارد شد. اما آنان – همچنانكه من - شالهای سفیدشان را تبدیل به پرچمی کردند تا نشان دهند که با وجود زخم مرگ تلخ فرزندانشان، اسیر گورستان نخواهند شد. آنان فرزندان خود را همچون بذر آزادی خواهی و عدالت طلبی به خاک سپرده بودند. این مادران با عزیزانشان عهد بسته اند که تا آخرین نفس دادخواهی کنند. بی شک قلبشان جایگاه همه جوانان اسیر و از دست رفته است . با وجود غم عظیمشان ، به جای هر فرزند، صدها و هزاران فرزند یافتند. فرزندانی که به دنبال آزادی و عدالتند. به عنوان قطره يى از درياى جنبش دادخواهى من نيز با دخترم عهدى بسته ام.
وقتی گورکن، بلوکهای سیمانی را روی تن ریحان می چید مُهری بر آن پیمان زدم که با جان از تنم بدر رود. همچون سایر دادخواهان کفشهای آهنین پوشیده و به دنبال عدالتی هستم که از فرزندان ایران دریغ شده است. با مدافعین حقوق مردم، دوست و با ستمگران غارتگر، جنایتکار و متجاوز دشمنم. در مقابل چاه عمیق ستم و تباهی حکومت، قله رفیع آزادی و عدالت قرار دارد. بدون کشیدن خط بطلان بر آن چاه ظلمت و نیستی، نمی توان به قله آزادی و عدالت رسید. مبارزه يی بی امان که دهه هاست ادامه دارد، راهی ست که شهد شیرین پیروزی و عدالت را به همراه دارد.
به عنوان عضوی از جنبش دادخواهی، دستم را در دستان همه مبارزان جدی ضد ظلم مى گذارم. برای برقراری عدالتی که از بیگناهان در خاک غلطیده دریغ شد. برای محاکمه و مجازات کسانی که خون فرزندان ایران را بر زمین ریختند. بی شک ظلم ظالمان دیری نخواهد پایید و خون بیگناهان، سیاوش وار خواهد جوشید. پشتوانه این مبارزه هزاران دختر و پسر جوان هستند که با خون خود مهر باطل بر حکومت مستبد زدند. ضمانت پیروزی نیز میلیونها زن و مرد ایرانی هستند که از حکومت فاسد بیزارند و روزی با غرش هماهنگ خود پایه های لرزانش را فرو خواهند ریخت .
شعله پاکروان 
شنبه 4 شهریور 1396. 26 اگوست 2017

از مجموعه دست نوشته های یک زن عاصی در انقلاب زنانه
سلام این لایحەی منع خشونت علیە زنان که مکرد مخالفت معاون قوه قضائیه بوده، نمی دانم چە بندهایی دارد ولی اگر فقط بتواند میزان خشونت را کم کند وحتی یک نفر را نجات دهد عالیست.
امروز صبح شوهرم وقتی خواست بە من حملە کند من مستاصل خواهش کردم کتکم نزند. ولی درکمال بیرحمی با دو دستش موهای سرم را از دو طرف گرفت و من کە روی مبل نشستە بودم و او ایستادە بود با کشکک زانوش بە پیشانیم با تمام قدرت شش بار ضربە زد و من از ترس جانم جیغ کشیدم و چون تابستان است بە خاطر اینکە صدام بیرون نرە از کتک زدنم دست برداشت. من از درد و ترس با دستانم جلوی چشمانم را گرفتم کە صدمەای بە چشمانم نزند. دستم از دو جا کبود شدە و تا کتفم درد شدیدی دارد و از صبح بی حس شدە والبتە سردرد دارم وبی حسی وحالت گزگز شدن هم در سرم و درون سرم حس میکنم.
جرم من این بود کە دیشب تو مهمانی پنج دقیقە گوشیم دستم بود و با تازە عروس برادرم درمورد شب پیشترش کە مراسم عقد بود چت کردیم. دقیقا پنج دقیقە هم طول نکشید وهمین شد بهانەای کە دق دلی این کە تو مراسم عقد برادرم، تو یک مجلس زنانە کە غیر داداشم کس دیگری نبود روسری سرم نبود، رو روی سرم دربیارە.
از صبح نمی دانم باید چکار کنم بە کجا پناە ببرم.
آقای قاضی اون ۱۲۸زن از ۱۸۰ زن که میگی شکایتشون رو پس گرفتند، اگر شکایتشان را پس نگیرند باید از زندگی و بچەهاشون بگذرند و نگاە بد جامعە کە زن را بیحیا میداند کە با یک دعوای "ساده" زندگی شکایت کردە روز را شب کند.
دعواهای زندگی برای همە نمک زندگی نیست، جدا از درد جسم روح و روان آدم را نابود میکند. 
جرم من فقط این بود کە زندگی میکنم زندگی کردن و شادی کردن و خیلی چیزهای دیگری کە بە خاطرش کتک میخوریم. حق ماست لااقل اگر اینها را حق ما نمی دانید اگر خدای نکردە یە باد بە کلمون خورد و خر شدیم و آدم شدیم کتکمان نزنید! آقای قاضی شدە دخترت یا خواهرت کتک بخورد وکبود شدە برگردد پیشت آیا آن زمان هم لازم نیست بە خاطر چند نفر لایحەای تصویب شود؟!
من زنم و هرگز خودم را نمی کشم و هر صبح با نسیم صبحگاهان دوبارە شبنم میشوم من زندگی هستم و تا آخر با انقلاب زنانە می مانم بە خاطر زنان سرزمینم و دختر بیگناهم!
آگرین همراه انقلاب زنانه در تلگرام

telegram.me/enghelabezananeh

ذبیح الله خدائیان، معاون حقوقی قوه قضائیه حکومت گفته است: که لایحه مبارزه با خشونت علیه زنان «صرفاً از بعد جنسیتی تدوین شده» است.
به گفته وی ۷۰ ماده از ۱۰۰ ماده لایحه مبارزه با خشونت علیه زنان «وصف کیفری» دارد و «حتی برای کوچک‌ترین تنش میان زوجین حبس مقرر کرده است».
این مقام قوه قضائیه توضیحات بیشتری درباره این لایحه ارائه نکرده است.
وی مدعی شد: بر اساس نتایج یک تحقیق، از ۱۸۰ مورد شکایت زنان علیه خشونت خانگی، ۱۲۸ مورد به دلایل متعدد «علاقه‌ای به پیگرد قانونی شکایت خود نداشتند».
۳شهریور۹۶
https://t.me/enghelabezananeh
همراهان گرامی!
?اظهارات این مقام قضایی و بررسی مواد لایحه مبارزه با خشونت علیه زنان را چطور ارزیابی میکنید؟

?با فرض اینکه به گفته این مقام قضائی ۱۲۸ زن از ۱۸۰ زن شاکی، شکایت خود را پس بگیرند. آیا این را باید مبنای مخالف با لایحه منع خشونت علیه زنان قرار داد؟

از مجموعه دستنوشته های یک زن عاصی
حکام اسلامی در ایران همواره تلاش داشته اند زنان را به کنج خانه بفرستند. بعضی وقتها می گویند: "تا زمانی که ضرورتی ندارد، نباید زنان در هر شغل و مجموعه ای حضور داشته باشند. این با غیرت اسلامی سازگار نیست" و یا اینکه "چرا زن در کارهای غیر ضروری در خیابان ها و کوچه ها پرسه بزند؟"

من پرسه خواهم زد! کاملا غیر ضروری و از سر تفریح هر روز پرسه خواهم زد. من! جوری که دلم بخواهد آرایش میکنم و لباسی را که دوست دارم میپوشم و همه جا راه خواهم رفت. برای اینکه همه کوچه ها و خیابان های جائی که دنیا امده ام مال من هم هست. اگر هوس کنم بلند بلند توی خیابان ها میخندم. 

telegram.me/enghelabezananeh

من هر ساعت و هر جا که دلم بخواهد پرسه میزنم و هیچ کس به شما اجازه نخواهد داد روزمره زندگی مرا با کلمه “پرسه” تحقیر کنید. من هر روز جلوی چشمان پر از نفرت شما در خیابان های شهر میدوم. دوچرخه سواری میکنم و هر کاری که دوست داشته باشم انجام میدهم و به اینکه با دستان خالی و تنها با اراده و مبارزه و سرکشی ام سال هاست که رودرروی این همه لمپنی و خشونت علیه زن ایستاده ام و داغ تسلیم شدنم را به دلتان گذاشته ام، افتخار میکنم. 

این “غیرت اسلامی” تا به امروز بجز بوی خون و جنایت ثمره دیگری نداشته است.

منتظر دستنوشته های شما همراهان همیشگی انقلاب زنانه هستیم

روز چهارشنبه ۱۸ مردادماه ۹۶ در بجنورد، مسلم محمدیاران، دادستان عمومی و انقلاب در شهر بجنورد، مورد هجوم مردم قرار گرفت و زخمی شد.
شامگاه دوشنبه ۱۶ مردادماه ۹۶ در خیابان ذکریای رازی شهر ری یک آخوند مورد تهاجم جوانان قرار گرفت. بنا‌ به این گزارش جوانان این منطقه اعلام کرده‌اند که در عکس العمل به قتل اصغر نحوی‌پور در روز ۲۵ تیر امسال، این آخوند را مورد تهاجم قرار داده‌اند.
طبق خبرهای منتشره یکی از اعضای شورای شهر سنندج مورد گوشمالی افراد ناشناس قرار گرفت.
روز سه شنبه ۳ مرداد ۹۶ یکی از آخوندهای نهاوند که مزاحم زنان و جوانان نهاوندی شده بود توسط دو جوان بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و راهی بیمارستان شد. اقدام این دو جوان مورد استقبال حاضرین قرار گرفت. همه حاضرین بر این عقیده بودند که این آخوند در کار و زندگی مردم دخالت بیجا و فضولی میکند و حقش همین است که با کتک سر جای خودش قرار گیرد.
ساعت ۱۰ و ربع شب دوشنبه ۲۶ تیرماه ۹۶، آخوند ۳۶ ساله ای که امام جماعت روستای معتمدیه شهرستان فیروزه و از فعالان حوزه امر به معروف و نهی از منکر بود، در خیابان رازی نیشابور از نزدیک و با افشانه فلفلی توسط یک گروه هشت نفره مورد حمله قرار گرفت و راهی بیمارستان شد و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفت.
محسن فراهانی در اسلام شهر، ۳۱ اردیبهشت ۹۶ امر به معروف و مزاحمت برای دیگران بشدت کتک خورد. این فرد در شهرک جانبازان قائمیه با فضولی در زندگی جوانان و سوالات نامربوط از آنها مزاحمت ایجاد میکرد.
آمار ضرب و شتم ماموران حکومت صدها بار بیشتر از اینها است. تنها موارد معدودی به بیرون درز میکند. بعضا شرم میکنند کتک خوردن خود را حتی به اعضای خانواده خود اطلاع بدهند و حکومت نیز تلاش زیادی میکند که این خبرها منعکس نشود. تا مزدورانش مرعوب نشوند و تصویر واقعی از خشم و نفرت مردم داده نشود.

✍️از مجموعه دستنوشته های یک زن عاصی در انقلاب زنانه
درود، یک موضوع جالبی هست، حیفم اومد بهتون نگم، اینکه من در خانواده و فامیلی مردسالار بزرگ شدم که از همون کودکی برام عجیب بود که چرا مردها خودشون رو دست بالا میبینن. وقتی با پسرای فامیل مقایسه میشدم و...، خودمو رو بالا کشیدم. بزرگتر که شدم متوجه شدم، معضلی به نام مردسالاری هم هست، کمی همین مسائل و تحقیر شدن زنان آزارم میداد. پا گذاشتم در مسیری بنام مبارزه برای آزادی و رهایی زنان، و شکستن مردسالاری در هر جایی که من باشم، خونه، جامعه، محل کار و...

تا اینکه الانم میبینم حتی برخی دختران همین فامیلِ مردسالار، من رو الگو قرار دادن، و در مشکلاتی میگن به ونوس میگیم اون می‌تونه این مورد ‌‌(مشکل ناشی از مردسالاری) را بیان و حل کنه، و... 

اما موضوعی که میخواستم بگم نتیجه‌ی مبارزه و تلاش هام هست؛ اینکه من از دیروز که مادر و خواهرانم به مسافرت رفتند، با پدرم تنها موندم. وقتی دیدم داره شام درست میکنه شاخ در آوردم. "این همون مردیِ که اگه مامانم شام نمیذاشت، خونه رو میذاشت سرش، یا اگه اون یکی دخترام بودند زورشون میکرد که باید برام شام تهیه کنید و همون قضیه‌ی پدرسالاری و...! 

اما چون من جلوش ایستادم و گفتم منو تو، تو مامانم فرقی ندارید و از برابری رو براش گفتم، اینجوری در مقابل من در کمال آرامش کاراشو خودش انجام میده، چون متوجه شده طرف مقابلش زور رو قبول نداره، و عجیب ظرفهای شامش رو هم شست. اما فکر کنم مایع استفاده نکرده باید مجدد خودم سوا کنم بشورم??.(یعنی هنوزم کار نداره و با دیدن یک مورد نمیشه از مبارزه ایستاد ...)، و با آرزوی صبر برای خودم برای این مدت مسافرت مادر... ?!! 

میخوام بگم نا امید نشیم، سد بزرگ مردسالاری پدر من، اینجوری شکست، میشه و میتونیم به برابری برسیم، 
یک روزی دیکتاتوری نظام هم در برابر مطالبات زنان ایران تسلیم خواهد شد. 
دست از تلاش برای برابری نمی‌کشیم. 
ونوس همراه انقلاب زنانه
تجربیات یا مشاهدات خود از فرهنگ مردسالارانه را برای انقلاب زنانه ارسال کنید، و به ما بگویید آیا شما هم با این فرهنگ مبارزه میکنید؟

....
?ارتباط با انقلاب زنانه ?
?صفحه فیسبوک انقلاب زنانه
facebook.com/womens.revolution1
?کانال تلگرام انقلاب زنانه 
telegram.me/enghelabezananeh
پیامگیر انقلاب زنانه در تلگرام @sjktamas
?اینستاگرام انقلاب زنانه 
instagram.com/women.revolution
?توئیتر انقلاب زنانه
twitter.com/enghelabezanane

چهارشنبه ها روز همراهي مردان است با زنان چهارشنبه های سفید 
با زناني كه وقتي گشت ارشاد با زور مي خواهد سوارشان كند مقاومت مي كنند و از شما مردان ياري مي طلبند كه تنها نظاره گر نباشيد حامي باشيد.

امروز يه اتفاق قشنگ تو مترو افتاد، ٣تا دختر كتاب آوردن ميدادن مردم بخونن، اگه هم حال نداشتن خودشون ميخوندند (از توییتر ستایش)

از مجموعه کاربران در شبکه های اجتماعی در انقلاب زنانه

انقلاب زنانه - Women's Revolution

19.اوت.2017
Page 8 of 25

connect1