24جون2017

سازمان جوانان کمونیست

می‌دانیم که سینما و رسانه نقش بسیار مهمی در آموزش و فرهنگ‌سازی ایفا می‌کنند، آن هم در عصری که به عصر ارتباطات معروف است. در چند دهه گذشته فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی نقش مهمی در تغییر دید جامعه نسبت به اعضای جامعه رنگین کمانی‌ داشته‌اند، ولی متأسفانه بسیاری از این محصولات فرهنگی  به نام حمایت از همجنسگرایان بسادگی دوجنسگرایان را نادیده می‌گیرند یا  شخصیتی گیج و خیانتکار از دوجنسگرایان ارائه می‌دهند و بدین ترتیب به ترویج دوجنسگراستیزی دامن می‌زنند.

مجموعه تلویزیونی گلی (Glee) یکی از این مثال‌های بارز  است که برای مخاطب نوجوانان در شش فصل ساخته و از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵  از شبکه FOX پخش شد. رایان مورفی کارگردان این مجموعه تلویزیونی خود همجنسگرا است.

 این مجموعه تلویزیونی موزیکال جزو مجموعه‌های تلویزونی پرطرفدار چند سال اخیر بوده است و محتوایی طنز، شاد و آموزنده برای جوانان و نوجوانان دارد. به همین دلیل هم این مجموعه به زبان‌های فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی هم ترجمه شده است . در این سریال به مسائل روزمره دانش آموزان دبیرستانی به نام مک کینگلی در آمریکا پرداخته می‌شود. نوجوانانی که با مصرف مشروبات الکلی ، سکس، عدم اعتماد به نفس و رقابت برای محبوبیت و زیبایی، نژادپرستی، بارداری ناخواسته، قلدری و تبعیض مواجه می‌شوند. این مدرسه نمونه یک جامعه است که مشکلات مبتلا به را در ابعاد کوچکتر نشان می‌دهد، درحالیکه دانش‌آموزان سعی می‌کنند هویت خود را پیدا کنند.
یکی از نقاط قوت این مجموعه تلویزیونی حمایت از گروه‌های به حاشیه رانده شده از جهات مختلف است. در این مجموعه افرادی با توانایی‌های جسمی متفاوت، کسانی که وزن بالایی دارند یا با معیارهای رایج زیبا محسوب نمی‌شوند، مبتلایان به سندرم داون، تراجنسی‌ها و به ویژه همجنسگرایان حضوری مثبت دارند و از حضور آنها حمایت می‌شود.
روابط قدرت و سلسله مراتب موجود و رایج در مدارس را هم به خوبی در این مجموعه تلویزیونی می‌ببینیم. اعضای تیم فوتبال و گروه تشویق کنندگان آنها در راس هرم قرار دارند و هرکسی که در این گروه‌ها باشد یا با فردی عضو این گروه‌ها قرار بگذارد موفق و جذاب تلقی می‌شود. تا جایی که مربی گروه تشویق کننده‌ها، آنها را تحت فشار می‌گذارد که تا پایان هفته با پسری محبوب از سلسله مراتب بالا دوست شوند، در غیر این صورت از گروه حذف خواهند شد.
گروه موسیقی گلی در پایین ترین قسمت این هرم قدرت قرار دارد. نام سریال گلی هم اشاره به این گروه موسیقی در مدرسه دارد که با اجراهای دسته جمعی با سایر گروه‌ها از سایر مدارس رقابت می‌کنند. فوبیا و نگاه منفی نسبت به رابطه با همجنس بین دانش‌آموزان به شدت دیده می‌شود تا جایی که بعضی از دانش‌آموزان علی‌رغم استعداد و علاقه به گروه گلی در مدرسه ملحق نمی‌شوند، چرا که می‌ترسند مبادا شهرتشان در مدرسه خراب شود و همجنسگرا تلقی شوند. به عنوان نمونه گروهی از پسران بازیکن تیم فوتبال به هم‌تیمی‌شان هشدار می‌دهند که گریم و رقص و آواز می‌تواند موجب «دوجنسگرا شدن» شود.
با وجود این که گلی به دلیل به تصویر کشیدن شخصیت‌های همجنسگرا معروف شده است ولی در آن به شدت شاهد دوجنسگراستیزی هستیم. در این مجموعه تلویزیونی شخصیت‌های زن و مردی وجود دارند که به بیش از یک جنس علاقه نشان می‌دهند، در حالیکه وجود مردان دوجنسگرا انکار می‌شود و زنان دوجنسگرا هم غیر قابل اعتمادند و به اندازه کافی کوئیر نیستند.
انکار وجود مردان دوجنسگرا
در قسمت چهاردهم فصل دوم بلین (Blaine) که خود را یک پسر همجنسگرا می‌داند در حال مستی، ریچل – یک دختر دگرجنسگرا – را می‌بوسد. اما هنگامی که درباره‌ این بوسه با کرت (Kurt) دوست همجنسگرای مرد خود صحبت می‌کند، کرت علناً وجود گرایش دوجنسگرایی را منکر می‌شود:
بلین: من فکر می‌کردم گی ام. ولی هیچوقت دوست پسر نداشتم. مگه قرار نیست تو این دوره سنی آدم یه چیزهایی رو کشف کنه؟
کرت: اورم نمی‌شه الان دارم این چیزا رو می‌شنوم!
بلین: شاید دوجنسگرا باشم. نمیدونم.
کرت: “دوجنسگرایی” اصطلاحیه که پسرهای همجنسگرا در دوره دبیرستان استفاده می‌کنن چون می‌خوان دست یه دختر رو بگیرن و یه بار هم که شده برای تنوع – احساس کنن یه آدم عادی هستن.
بلین: وای صبر کن، صبر کن! .چرا اینقدر عصبانی هستی؟
کرت: چون من برات ارزش قائلم. تحسینت می‌کنم که اینقدر به کسی که هستی افتخار می‌کنی. من می‌دونم چه حسی داره که آدم همجنسگرایی‌ش رو مخفی کنه و تو داری الان جفت پا عقب برمی‌گردی!
بلین: واقعاً متأسفم که احساساتت جریحه‌دار شده یا غرورت یا حالا هرچی. ولی برای تو این وضعیت هرچقدر هم گیج کننده باشه برای من خیلی بیشتر گیج کننده است. تو ۱۰۰٪مطمئن هستی که کی هستی. خارق العاده است…خب… شاید همه ما مثل تو اینقدر خوش شانس نباشیم.
کرت: واقعاً خیلی خوش‌شانس بودم که مجبور شدم به خاطر یه قلدری که تهدیدم کرد من رو می‌کشه مدرسه‌ام رو عوض کنم.
بلین: خب چرا اون این کارو باهات می‌کرد؟
کرت: چون نمی‌تونست اونی که هستم رو بپذیره.
بلین: خب توهم که دقیقاً داری همین کار رو می‌کنی!
بلین به خوبی نشان می‌دهد که عدم پذیرش دوجنسگرایان توسط همجنسگرایان می‌تواند به اندازه عدم پذیرش همجنسگرایان توسط دگرجنسگرایان غیرانسانی و غیرمنطقی باشد. اما در نهایت او که با اولین تجربه بوسیدن جنس مخالف به شک افتاده بود که آیا دوجنسگرا است، چند روز بعد با دومین بوسه همان دختر به یقین می‌رسد. در حقیقت ریچل او را غافلگیر می‌کند و بدون اینکه بلین فرصت فکر کردن و رضایت پیدا کند،‌ دوباره او را می‌بوسد. بلین که از این بوسه اجباری لذت نبرده نتیجه می‌گیرد که همجنسگرا است!
بنابراین گرایش جنسی تنها در قالب دوگانه دگرجنسگرا و همجنسگرا به تصویر کشیده می‌شود و پیچیدگی‌ها و تغییرات میل جنسی بویژه به خصوص دوجنسگرایی نادیده گرفته می‌شود.

زنان دوجنسگرا: تنوع طلب و غیرقابل اعتماد
نمونه بارز دیگر شخصیت بریتنی (Brittany) است. دختری که بارها درطول مجموعه تلویزیونی می‌گوید درحال کنار آمدن با تغییرات گرایش‌های جنسی خود به هم‌جنس و غیرهم‌جنس‌هایش است. او روابط متعددی را با پسرها تجربه می‌کند و یک رابطه جدی و بلند مدت با دوست دخترش دارد که پس از فراز و نشیب هایی به ازدواج می‌انجامد. اما به جز یک مورد، از این دختر به عنوان دوجنسگرا یاد نمیشود. بریتنی یک بار هم خودش را جستجوکننده دوجنسگرایی (bicurious) می‌نامد. او که به صورت کلی شخصیت غیر جدی‌ای دارد در ادامه به شوخی خودش را اسب دوشاخ (bicorn) هم می‌نامد که کلمه‌ای کنایه آمیز برای اشاره زن دوجنسگرایی است که با یک زن و شوهر رابطه دارد و با آن‌ها زندگی می‌کند.
در قسمت ۱۹ فصل سوم این مجموعه تلویزیونی وقتی مدیر مدرسه از وضعیت درسی بریتنی شکایت می‌کند، بریتنی می‌گوید درگیر مشکلات سردر آوردن از تغییرات گرایش جنسی‌اش در دوران نوجوانی است و این علت عقب افتادن او از فعالیت‌های مدرسه بوده است،‌ ولی با این وجود مشکلات بریتنی در این سریال مطرح نمی‌شود.
همان طور که پیش از این اشاره شد در این مدرسه نگاه منفی به رابطه با هم‌جنس رواج دارد و بریتنی و دوست نزدیکش سانتانا (Santana) جرأت ندارند عشق‌شان را به یکدیگر به صورت علنی ابراز کنند. به ویژه وقتی که همکلاسی و دوستشان کرت به دلیل خشونت های مداوم و مورد آزار جنسی قرار گرفتن‌ همجنسگراستیزان مدرسه و تهدید شدن به مرگ توسط دیوید کرافسکی مجبور به تغییر مدرسه می‌شود. دید منفی به رابطه با هم‌جنس و فشار پذیرفته شدن توسط گروه همسالان به آن دو فشار می‌آورد تا گرایش جنسی خود را مدام مخفی کنند و با پسرهای متعددی در مدرسه طرح دوستی بریزند.
بریتنی برای کشف تغییر میل جنسی‌ و احساسی خود با مردان زیادی در مدرسه رابطه برقرار می‌کند. از سرایدار مدرسه تا همکلاسی‌هایش. بطوری که همکلاسی هایش اورا به دلیل تغییر دایمی شریک جنسی اش مسخره می‌کنند و با متلک می‌گویند پسری در مدرسه نمانده که با او نخوابیده باشد.
در قسمت پانزده فصل دو بریتنی که مدتی است دوست پسر دارد همزمان با سانتانا هم رابطه برقرار می‌کند و به سانتانا می‌گوید:« این رابطه برام گیج کننده است. آیا به من احساس داری؟ باید با یکی در این باره مشورت کنیم.»
آن‌ها از معلم‌شان می‌پرسند آیا از فانتزی ها و خواب های جنسی می‌توانند بفهمند که گرایش جنسی‌شان چیست؟
معلم‌شان خانم هالدی توضیحات خوبی در این باره می‌دهد. ولی بازهم به دوجنسگرایی اشاره نمی‌کند:
هالیدی: شماها هیچ کدومتون نمی‌دونین ممکنه لزبین باشین یا نه؟
بریتنی: نمی‌دونم.
سانتانا: منظورم اینه که کی می‌دونه؟ من از دخترا خوشم میاد. از پسرا هم خوشم میاد. یه بار با مانکن پلاستیکی عشق بازی کردم. یه بارم یه رویا راجع به سکس با بوته گیاهی رو داشتم که شکل انسان تراش خورده بود.
هالیدی: هم. خب واسه همه پیش میاد. من به یه کالج دخترونه رفتم.. هنوزهم وقتی صدای “آنی دیفرانکو” رو می‌شنوم موهای تنم سیخ میشه. بگذریم . قضیه این نیست که در نهایت به کی جذب می‌شید. قضیه اینه که عاشق کی میشین.
سانتانا با وجود داشتن روابط متعدد با پسرهای مختلف در نهایت اعلام می‌کند که همجنسگراست و از پسرها خوشش نمی‌آید و پیشنهاد رابطه جدی و قوی‌تر به بریتنی میدهد، با این جواب مواجه می‌شود که :
بریتنی: البته که عاشقتم. و حتمً اگه الان با آرتی (دوست پسر بریتنی) نبودم دوست دخترت می‌شدم . اخه من اونم دوستش دارم. نمیتونم باهاش بهم بزنم. این کار درستی نیست.
سانتانا: آره. وای. کی فکر می‌کرد این تغییرات میل جنسی و سکشوالیته آدم رو اینطوری گیر بنداره؟»
در قسمت‌های دیگر مجموعه تلویزیونی بریتنی یا دگرجنسگرا خوانده می‌شود، یا دختر کنجکاو. حتی بعد از ازدواج با سانتانا هویت وی به عنوان دوجنسگرا شناخته نمی‌شود، بلکه همجنسگرا خطاب میشود.
در قسمت دو فصل پنجم این مجموعه تلویزیونی در مکالمه ای بین سانتانا و یک دختر همجنسگرا دیگر به نام دنی این مکالمه را می‌شنویم:
« – سانتانا : من یه دوست دختر داشتم و دوجنسگرا بود.
دنی: احتمالش هست که دوباره برگردین پیش هم؟
سانتانا: من عاشقشم ولی دیگه تموم شده است برام .
دنی: احتمالا اینجوری بهتره. من که فکر میکنم تو به یه الهه ۱۰۰٪ سافیک نیاز داری [شاعر لزبین یونان باستان]
جایی که دوجنسگرایان دگرجنسگرا و یا نیمه همجنسگرا خوانده می‌شوند و در کمال ناباوری از سانتانا می‌شنویم:‌
«من هیچوقت با یه “لزبین واقعی” نبوده‌ام. همه‌شون یا دوجنسگرا بودن مثل بریتنی یا دخترای دانشجویی که می‌خواستن امتحان کنن.»
سانتانا در نهایت پس از دوستی با دنی می‌گوید: «دیگه نگران نیستم که یه دودول دوست دخترمو از راه به در کنه».
این درحالی‌ است که بریتنی سانتانا را برای ارتباط با یک پسر ترک نکرده است، بلکه این سانتانا بوده است که بریتنی را ترک کرده تا با یک دختر دانشجو ارتباط داشته باشد و سانتانا هم خود پیش از این با مردان متعددی رابطه برقرار کرده است، اما سانتانا هم در نهایت مانند بلین این نتیجه می‌رسد که تنها به هم‌جنس‌هایش علاقه دارد.
تصویری که از بریتنی به عنوتن تنها شخصیت داستان که علاقه خود به هر دوجنس را می‌پذیرد، ارائه می‌شود، شریک جنسی غیرقابل اعتمادی‌ است که تنها از سوی شریک جنسی سابق‌اش سانتانا که با افتخار خود را همجنسگرا می‌نامد، قضاوت می‌شود و فرصت پیدا نمی‌کند که خودش مستقیماً از احساسات و تجربیاتش با مخاطب صحبت کند. در این مجموعه تلویزیونی نیز مانند بسیاری دیگر از فیلم‌ها دوجنسگرایان در حاشیه قرار دارند و در دوگانه‌ای که از گرایش جنسی دگرجنسگرا/همجنسگرا ارائه می‌شود، دوجنسگرایی جایی ندارد.

 

 

منبع: کانال تلگرامی رنگین کمانان ایرانی.

 

نظرات و سئوالات خودتون رو در رابطه با موضوع برنامه از راه های زیر بفرستید.

راه های تماس:

‫#‏واتس_اپ ، ‫#‏وایبر ، ‫#‏تلگرام و ‫#‏لاین: 0046739681438

کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban

کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh

اسکایپ: javanan.tamas

ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سایت: http://www.cyoiran.com/

صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk

صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1

گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist

توئیتر: Javanan Komonist

ازدواج همجنسگرایان در همه ایالت‌های آمریکا توسط دیوان عالی این کشور قانونی اعلام شد. این رخداد با واکنش‌های فراوان موافق و مخالف روبرو شد. موافقان این قانون را در راستای برابری حقوق انسانی میدانند اما مخالفان می‌گویند قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان می‌تواند با طبیعت انسان و نهاد خانواده در تضاد باشد.

قانونی‌ شدن ازدواج هم‌جنس در تمام ایالت‌های امریکا، بحث در باب روا بودن یا نبودن اخلاقی رفتارهای هم‌جنس‌‌خواهانه را بار دیگر زنده کرده است. این بحث، به طور طبیعی، به فضای مجازی فارسی‌زبان در داخل و خارج ایران هم کشیده شده است. روایی یا ناروایی اخلاقی هم‌جنس‌خواهی البته ربط مستقیمی به قانونی شدن ازدواج با هم‌جنس ندارد. زیرا کسی ممکن است هم‌جنس‌خواهی را از نظر اخلاقی ناروا بداند، اما در عین حال معتقد باشد که پاره‌ای از امور غیر اخلاقی می‌تواند جزو حقوق آدمیان باشد و در نتیجه در نظر چنین فردی، ازدواج هم‌جنس می‌تواند قانونی شود.

چنین فردی می‌تواند این‌گونه استدلال کند که مثلا سیگار کشیدن به سلامتی انسان ضرر وارد می‌کند و از آن‌جا که حفظ سلامتی یکی از وظایف اخلاقی هر فرد است، پس سیگار کشیدن اخلاقاً ناروا است. اما در عین حال، می‌توان با فروش قانونی سیگار به بزرگسالان مخالف نبود. در چنین حالتی این فرد گرفتار تناقض‌گویی نشده‌ است، زیرا غیر اخلاقی بودن برخی کارها با قانونی شدن آن‌‌ کارها سازگار است. به شیوه‌ای مشابه، فرد می‌تواند به "غیر اخلاقی بودن" هم‌جنس‌خواهی حکم کند و در عین حال با قانونی شدن ازدواج هم‌جنس موافق باشد، بدون آن‌که گرفتار تناقض‌گویی شود.

اما اگر کسی بتواند اخلاقی بودن هم‌جنس‌خواهی را نشان دهد، ممکن است راه برای قانونی شدن ازدواج میان هم‌جنس، بیش از پیش، باز شود. زیرا برخی از امور اخلاقی -گرچه نه همه‌ آن‌ها- را می‌‌توان به قانون تبدیل کرد. از سوی دیگر اما کسی ممکن است استدلال کند که هم‌جنس‌خواهی و روابط هم‌جنس‌خواهانه اخلاقاً روا است اما در عین حال حکم کند که ازدواج با هم‌جنس ناروا است، زیرا در نظر او نهاد ازدواج از اساس از نظر اخلاقی ناروا است. بر این اساس، بحث از این‌که ازدواج با هم‌جنس می‌تواند قانونی شود یا نه، با بحث از اخلاقی بودن یا نبودن هم‌جنس‌خواهی، صرفاً تا حدودی و نه کاملاً، مرتبط است. از این رو، برخی از دلایلی که علیه ازدواج هم‌جنس اقامه شده است، مستقل از داوری در باب اخلاقی بودن یا نبودن هم‌جنس‌خواهی است.

در ادامه سه سیاهه (لیست) تنظیم شده. این سه سیاهه حاوی این مطالب است: ۱- دلایل علیه هم‌جنس‌خواهی و نقد آن ۲- دلایل به سود هم‌جنس‌خواهی و نقد آن ۳- دلایل علیه ازدواج هم‌جنس و نقد آن. هدف از تنظیم این سه سیاهه، ترسیم چشم‌اندازی از بحث‌های مهم مطرح شده در این سه زمینه و نه جانبداری از یک دیدگاه در این میان است.

بگذارید در ابتدا نگاهی بیندازیم به برخی از مهم‌ترین دلایلی که مخالفان هم‌جنس‌خواهی اقامه کرده‌اند و هم‌چنین نگاهی بیندازیم به برخی از نقدهایی که بر آن دلایل وارد شده و یا می‌تواند وارد شود:

 

‌‌استدلال های مخالفان همجنس‌خواهی/ نقد دلایل

در طول تاریخ، اجماعی علیه هم‌جنس‌خواهی و به سود دگرجنس‌خواهی برقرار بوده است. در بیشتر جوامع، هم‌جنس‌خواهی از نظر اخلاقی محکوم و ناروا بوده است و دگرجنس‌خواهی یک سنت جا افتاده بوده است، می‌توان دوره‌هایی تاریخی را نشان داد که چنین اجماعی در آن برقرار نبوده است؛ یونان باستان یک نمونه است. از این گذشته، چنین اجماعی، به خودی خود، ربط اخلاقی ندارد. زیرا چه بسا بتوان اجماعی هم به سود برده‌داری در طول تاریخ و تا همین یک قرن گذشته یافت. آیا این نشان می‌دهد که برده‌داری اخلاقی است و لغو برده‌داری غیر اخلاقی؟

دگرجنس‌خواهی امری طبیعی است و هم‌جنس‌خواهی امری خلاف طبیعت،فطرت،غریزه‌ بشر است. دگرجنس‌خواهی امری برساخته‌ اجتماع است و نه لزوماً امری طبیعی،فطری،غریزی. از این گذشته، حتی اگر دگرجنس‌خواهی طبیعی هم باشد لزوماً به معنای روا بودن اخلاقی دگرجنس‌خواهی (آن هم به نحو انحصاری) نیست. چنان‌چه، در مقابل، غیر طبیعی بودن فرضی یک امر نیز لزوماً به معنای غیر اخلاقی بودن آن نیست. بسیاری از فضایل اخلاقی به طور طبیعی در آدمی وجود ندارد و تنها با تمرین و ریاضت در انسان پرورانده می‌شود. گرایش به تعرض و تجاوز و رابطه جنسی با کودکان، در میان هم‌جنس‌خواهان بیش از دگرجنس‌خواهان است. هیچ آمار یا مطالعه‌ روان‌شناختی معتبری این امر را نشان نمی‌دهد. این تنها تلاشی -خواسته یا ناخواسته- برای هیولا ساختن از هم‌جنس‌خواهان است.

هم‌جنس‌خواهی نحوه‌ای انحراف جنسی است

فقط در صورتی می‌توان ادعا کرد که هم‌جنس‌خواهی نحوه‌ای انحراف جنسی است که دگرجنسی‌خواهی یگانه شیوه‌ اخلاقاً پذیرفته‌ شده‌ جنسی باشد؛ اما این امر به هیچ عنوان ثابت نیست.

هم‌جنس‌خواهی موجب از بین رفتن نسل بشر می‌شود.

هم‌جنس‌خواهی در صورتی ممکن است نسل بشر را از بین ببرد که یگانه صورت پذیرفته شده‌ جنسی باشد و بر همگان به زور تحمیل شود. اما هم‌جنس‌خواهان عموماً دگرجنس‌خواهی را به رسمیت می‌شناسند و به دنبال تحمیل هم‌جنس‌خواهی بر دگرجنس‌خواهان نیستند.

 

حال، بیایید نگاهی بیندازیم به برخی از مهم‌ترین دلایلی که موافقان هم‌جنس‌خواهی اقامه کرده‌اند و نیز نگاهی بیندازیم به برخی از نقدهایی که بر آن دلایل وارد شده و یا می‌تواند وارد شود:

 

استدلال های موافقان هم جنس‌خواهی/ نقد دلایل

در صورتی که دو نفر بخواهند با توافق با یکدیگر وارد رابطه‌ای (مانند رابطه‌ هم‌جنس‌خواهانه) شوند، این امر به دولت و نیز به داوری اخلاقی دیگران هیچ ربطی ندارد.

هر امر ارادی و اختیاری آدمی (چه عمومی و چه خصوصی) می‌تواند در معرض داوری اخلاقی قرار گیرد و "اخلاق کاربردی" (applied or practical ethics) عهده‌دار بحث از این گونه موارد است. از این گذشته، اگر کسی آگهی دهد که حاضر است دیگران او را با رضایت خودش تکه-تکه کنند، دولت حق دارد مداخله کرده و از این کار جلوگیری کند. گرچه میان حوزه‌ عمومی و خصوصی دیواری برقرار است و باید برقرار باشد، اما این دیوار لرزان و منعطف است.

برخی از افراد گرایش جنسی طبیعی به هم‌جنس‌ خود دارند. طبیعی بودن فرضیِ یک امر لزوماً به معنای اخلاقی بودن آن نیست، چنان‌چه غیر طبیعی بودن فرضی یک امر نیز لزوماً به معنای غیر اخلاقی بودن آن نیست.

 

و در آخر بگذارید نگاهی بیندازیم به برخی از مهم‌ترین دلایلی که مخالفان ازدواج هم‌جنس‌ اقامه کرده‌اند و نیز نگاهی بیندازیم به برخی از نقدهایی که بر آن دلایل وارد شده و یا می‌تواند وارد شود. من در این لیست تنها برخی از دلایلی را به میان آوردم که مستقل از دلایل علیه اخلاقی بودن هم‌جنس‌خواهی است:

 

استدلال های مخالف ازدواج هم‌جنس ها/ نقد دلایل:

قانونی شدن ازدواجِ با هم‌جنس به نهاد سنتی ازدواج آسیب می‌رساند. ازدواج با هم‌جنس، جایگزین نهاد سنتی ازدواج میان دو جنس مخالف نیست تا به آن ضربه‌ای وارد کند.

ازدواج در میان جوامع همیشه ازدواج میان زن و مرد بوده است. بسیاری از اموری که برای نخستین بار وضع شده‌اند، بی سابقه بوده‌اند، مانند حکم لغو برده‌داری. ریشه‌داریِ یک سنت دلیلی برای استمرار انحصاری آن سنت نیست.

هدف اصلی ازدواج تولید نسل است، ازدواج با هم‌جنس چنین هدفی را برآورده نمی‌کند.

هدف از ازدواج (اصلا و یا صرفا) تولید نسل نیست بلکه (از جمله) برقراری رابطه عاطفی-عاشقی است. اگر هدف از ازدواج صرفا تولید نسل می‌بود می‌بایست قانونی علیه ازدواج زوج‌های نابارور و یا زوج‌هایی که قصد فرزندآوری ندارند، نیز صادر می‌شد.

اگر ازدواج با هم‌جنس قانونی شود، آن‌گاه راه برای قانونی شدن ازدواج با محارم و ازدواج گروهی هم باز می‌شود.دلیلی اقامه نشده که نشان دهد: ازدواج با هم‌جنس اخلاقاً تفاوتی با ازدواج با محارم و ازدواج گروهی ندارد. تا چنین دلیلی اقامه نشود، نمی‌توان ازدواج با هم‌جنس را با این گونه امور در یک کفه داوری گذارد.

فرزندانی که در خانواده‌ای با اولیای دگرجنس‌خواه بزرگ می‌شوند، از نظر عاطفی وضعی بهتر از فرزندانی دارند که در خانواده‌ای با اولیای هم‌جنس‌خواه بزرگ می‌شوند.

شواهد به هیچ عنوان این مسأله را ثابت نمی‌کند. مثلا "آکادمی پزشکی اطفال امریکا"در سال ۲۰۱۳ به تحلیل سه دهه پژوهش در باب وضعیت سلامت فرزندان اولیای هم‌جنس‌خواه پرداخت. نتیجه این تحلیل نشان می‌داد که جنسیت یا گرایش جنسی والدین هم‌جنس‌خواه ربطی به سلامت روانی، جنسی و اجتماعی فرزندان آن‌ها ندارد.

 

منبع: کانال تلگرامی رنگین کمانان ایرانی.

نظرات و سئوالات خودتون رو در رابطه با موضوع برنامه از راه های زیر بفرستید.

راه های تماس:

‫#‏واتس_اپ ، ‫#‏وایبر ، ‫#‏تلگرام و ‫#‏لاین: 0046739681438

کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban

کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh

اسکایپ: javanan.tamas

ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سایت: http://www.cyoiran.com/

صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk

صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1

گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist

توئیتر: Javanan Komonist

(نام محفوظ و متن نویسنده بدون دخل و تصرف درج شده است)
سلام به دوستان عزيز

من به علت اينكه موقعيت كارم جوري هست كه مسافرت زياد ميرم و اغلب همراهان من مرد هستن و در جريان وضعيت من هم نيستن، خيلي وقتها پيش مياد كه وسط بيابون ماشين جايي نگه ميداره كه مجبوريم همون جا دستشوويي كنيم و من هميشه استرس اين قضيه رو داشتم كه چه جوري ايستاده كارم رو انجام بدم تا اين كه خوشبختانه با اين وسيله اشنا شدم بنام ( چامينه) يك وسيله مقوايي كه دقيقا غالب ميشه روي آلت تناسلي و ايستاده ميشه ادرار كرد و واقعا راحت شدم. بار اول خيلي برام سخت بود ولي با چند بار امتحان كردن توي خونه،دستم اومد كه توي چه زاويه اي بگيرم و الان به راحتي انجام ميدم. من اين كارو انجام دادم، يكم فاصله ميگيرم و پشتمو ميكنم به كساني كه بغلم ايستادن،خيلي سريع از جيبم در ميارم و ميذارم توي شورتم،چند بار امتحان كني دستت مياد. 

این محصول رو در داروخانه ميشه پيدا كرد.

 

منبع: کانال تلگرامی رنگین کمانان ایرانی.

نظرات و سئوالات خودتون رو در رابطه با موضوع برنامه از راه های زیر بفرستید.

راه های تماس:

‫#‏واتس_اپ ، ‫#‏وایبر ، ‫#‏تلگرام و ‫#‏لاین: 0046739681438

کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban

کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh

اسکایپ: javanan.tamas

ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سایت: http://www.cyoiran.com/

صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk

صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1

گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist

توئیتر: Javanan Komonist

در سال‌های پایانی دهه ۱۹۶۰ همراه با موج وسیع جنبش‌های دانشجویی و اعتراضات گسترده جوانان در بسیاری از کشورهای اروپایی و از جمله آلمان، نیاز نسل جوان به دگرگونی در سیستم‌های آموزشی و تربیتی در خانه و مدرسه و ایجاد فضایی بازتر در همه زمینه‌ها به چشم می‌خورد.

آن زمان، این نظر مورد توجه قرار گرفت که نوجوانان با مسائل جنسی نه از طریق شیوه‌های “غیرمعمول” و “پنهان” بلکه به شکل سیستماتیک و علمی و از طریق آموزش در مدرسه آشنا شوند. علی‌رغم انتقاد و مخالفت سخت محافل محافظه‌کار و کلیسای کاتولیک، آموزش مسائل جنسی به عنوان بخشی از درس زیست‌شناسی در بسیاری از مدارس آلمان پذیرفته شد و نخستین کتاب‌های درسی در این زمینه به چاپ رسیدند.

حمایت قانونی از تدریس مسائل جنسی در مدارس، موجب شد آن دسته از والدینی که مخالف شرکت فرزندان خود در کلاس‌های آموزش جنسی بودند، در مرجله اول جریمه بپردازند و در صورت تکرار، با پیگرد قضایی و مجازات روبرو شوند.

در آلمان آموزش مسائل جنسی بخشی از درس زیست‌شناسی است و در این چارچوب در مدارس تدریس می‌شود. اطلاعات عمومی در مورد اندام‌های جنسی و کارکرد آنان، بلوغ و تغییرات اندام‌های جنسی در طول سال‌های زندگی، روابط جنسی زن و مرد، حاملگی و زایمان، بیماری‌های جنسی و راه‌های جلوگیری از آن‌ها، خشونت و سوءاستفاده جنسی از جمله مسائلی هستند که در این دروس مورد توجه قرار می‌گیرند. برای تدریس این درس از جمله وسایل و مدل‌های پلاستیکی یا چوبی به شکل آلت تناسلی مرد یا زن و کاندوم استفاده می‌شود تا دانش‌آموزان بتوانند به‌طور عملی استفاده از وسایل بهداشتی و پیش‌گیرنده را بیاموزند.

از دهه هشتاد میلادی به بعد نیز، به موضوع ایدز و راه‌های مقابله با ابتلا به این بیماری در ساعات آموزش جنسی مدارس به طور ویژه توجه می‌شود.

به نظر کارشناسان تربیتی، آموزش علمی مسائل جنسی در مدارس به ویژه در زمانی که نوجوانان امکان استفاده غیرکنترل‌شده از وسایل ارتباط جمعی و اینترنت را یافته‌اند، اهمیت به مراتب بیشتری یافته است. طبق نتایج یک پژوهش که در مجله جوانان “براوو” در آلمان به چاپ رسیده، از هر سه کودک ۱۱ تا ۱۲ ساله یک نفر عکس‌یا فیلم ‌پورنوگرافی را از طریق اینترنت در کامپیوتر و یا تلفن دستی خود دیده است. این موضوع در نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ ساله تا سه‌چهارم تعداد دانش‌آموزان شرکت کننده در تحقیق را شامل شده است.

در کلاس‌های آموزش جنسی در مدارس آلمان، دانش‌آموزان با واژگان علمی برای مطرح کردن پرسش‌های خود در زمینه روابط جنسی و اندام‌های تناسلی آشنا می‌شوند. آن‌ها می‌توانند هر نوع پرسشی را در ارتباط با مسائل جنسی به طور مستقیم در کلاس‌های درس و یا حتی بدون نام در اوراقی طرح کنند که از سوی معلمان در کلاس پخش می‌شود. مربیان سپس موضوع را در کلاس مورد بحث قرار خواهند داد.

در مدارس آلمان، به موضوع‌ عشق نیز نه از جنبه بیولوژیک آن، در درس‌هایی دیگری مانند فلسفه و اخلاق پرداخته می‌شود.

دیتر پترز، دبیر باسابقه زیست‌شناسی در ایالت نوردراین ‌وستفالن در زمینه چگونگی آموزش جنسی در مدارس آلمان پاسخ داده است.

 

آقای پترز در چه سنی، به عبارت دیگر در چه کلاسی دانش‌آموزان در مدارس با مسائل جنسی آشنا می‌شوند؟

در دبیرستان‌های آلمان دانش‌آموزان در حدود ده سالگی با این موضوع آشنا می‌شوند. در آلمان چهار سال اول کودکان به مدرسه ابتدایی می‌روند و کلاس پنجم در دبیرستان تدریس می‌شود. اولین بخش درس زیست‌شناسی در کلاس پنجم به مدت یک سال تدریس بیولوژی بدن انسان است و در این چارچوب آموزش جنسی به عنوان بخشی از درس محسوب می‌شود.

برای بار دوم زمانی که دانش‌آموزان حدود پانزده ساله هستند، یعنی در کلاس نهم دبیرستان آموزش جنسی به عنوان بخشی از درس زیست‌شناسی است. به غیر از آن در کلاس‌های دیگر نیز مثلا وقتی آموزگاران مورد تولید مثل گیاهان و یا حیوانات صحبت می‌کنند، طبیعی است که به موضوع انسان و رابطه جنسی هم اشاره می‌شود. در این زمان هم اگر پرسشی در این ارتباط از سوی دانش‌آموزان مطرح شود پاسخ داده خواهد شد.

 

و از چه زمانی به بچه‌ها آموزش جنسی داده می‌شود؟

از زمانی که من در مدارس آلمان کار می کنم، که مدتی بیش از ۳۰ سال است آموزش جنسی به عنوان بخشی از درس زیست‌شناسی در حوزه بیولوژی انسان تدریس می‌شود. اواخر سال‌های ۶۰ نحوه تدریس این موضوع برای دانش‌آموزان جزو درس‌های دانشگاهی ما بود.

تا پیش از آن هم به نوعی در برخی از مدارس به این موضوع اشاره می‌شد مثلا در دوران مدرسه ما هم دانش‌آموزان با موضوع آموزش جنسی آشنا می‌شدند اما نه به شکل تدریس امروزی آن در مدارس. در واقع همیشه این موضوعی بوده که در محدوده دروس زیست‌شناسی به آن اشاره شده‌ است.

 

آیا شرکت در کلاس‌های آموزش جنسی برای دانش‌آموزان اجباری است؟ اقلیت‌های قومی و یا مذهبی با موضوع آموزش جنسی در مدارس چطور برخورد می‌کنند؟

من در تمام سال‌هایی که تدریس می‌کردم با چنین مشکلی روبرو نشده‌ام. بدیهی است که بخشی از درس بیولوژی، بیولوژی انسان و آموزش درباره اندام‌های جنسی اوست.

در کلاس پنجم پیش از شروع تدریس آموزش جنسی ما نامه‌ای به والدین می‌نویسیم و موضوع درس را در آن‌ مطرح می‌کنیم تا اگر کودکان در این زمینه پرسش‌هایی را با پدر و مادرها مطرح کردند، آن‌ها آمادگی پاسخگویی را داشته باشند. اما من تا به حال با موردی برخورد نکرده‌ام که والدین مخالف شرکت فرزندشان در این بخش از درس باشند.

 

آیا کتب یا جزوه‌های درسی آموزش جنسی برای کودکان از سوی اداره آموزش و پرورش و یا سازمان‌های دولتی و یا غیر دولتی آماده می‌شوند و یا فیلم‌های آموزشی و وسایلی در کلاس نشان داده می‌شود تا برای مثال دانش‌آموزان استفاده از کاندوم را یاد بگیرند؟

مواد درسی در کتاب‌های درس بیولوژی در اختیار معلمان قرار می‌گیرد. این کتاب‌ها در ایالات مختلف آلمان تنها ممکن است تفاوت اندکی با یکدیگر داشته باشند. در هر صورت پایه آموزش کتاب‌های درسی است و علاوه بر آن از سوی سازمان‌های مختلف آموزشی هم ما جزوه‌هایی را مثلا در مورد حفاظت و پاکیزگی اندام‌های جنسی و یا عکس‌ها و پلاکارد‌های آموزشی دریافت می‌کنیم.

برای تدریس در کلاس نهم برای مثال زمانی که به دانش‌آموزان راه‌های جلوگیری از حاملگی و حفظ بهداشت در زمان رابطه جنسی آموزش داده می‌شود، از وسایل پلاستیکی یا چوبی به شکل آلت تناسلی مرد یا زن و کاندوم استفاده می‌شود و هر دانش‌آموزی می‌تواند این وسایل را در دست بگیرد و تمرین کند که چطور می‌توان مثلا از کاندوم استفاده کرد و یا با مدل آلت تناسلی زن نشان داده می‌شود که دختران در زمان عادت ماهیانه چطور از نوار بهداشتی استفاده کنند. از روی همین مدل‌ها دانش‌آموزان با نقاط حساس آلت تناسلی آشنا می‌شوند. موضوع دیگر توجه به بهداشت خود و پارتنر در رابطه جنسی است که این هم با استفاده از مدل‌ها صورت می‌گیرد.

این وسایل در مدرسه نگهداری می‌شوند و زمانی که معلمی برای تدریس به آن احتیاج داشته باشد در اختیار وی قرار می‌گیرد. در مورد نشان دادن فیلم‌های آموزشی از این سیستم تا حدود ده پانزده سال پیش بیشتر استفاده می‌شد و امروزه مدل‌ اندام‌های تناسلی مستقیما در اختیار دانش‌آموزان است تا آن‌ها بتوانند بهتر با کاربرد وسایلی مثل کاندوم آشنا شوند.

 

سن بلوغ در دخترها و پسرها متفاوت است و پسرها با کمی تأخیر این مرحله را از سر می‌گذرانند. با توجه به این که کلاس‌های درسی در آلمان مختلط هستند، برخورد پسرها و دخترها به این موضوع متفاوت نیست؟

این درست است اما ما کلاس‌های آموزش جنسی را برای هر دو جنسیت همراه با هم برگزار می‌کنیم. درست است که سن بلوغ در دخترها و پسرها متفاوت است اما در یک جنسیت هم برخی از دخترها و پا پسرها زودتر و برخی دیرتر بالغ می‌شوند. طبیعی است که برخی از دانش‌آموزان اطلاعات و یا تجربه بیشتری در این مورد دارند، مثلا به دلیل استفاده از اینترنت، و برخی کمتر. ما امکان مجزا کردن دانش‌آموزان را نداریم و طبق برنامه درسی به همه دانش‌آموزان کلاس درس داده می‌شود. ممکن است پرسش‌های دانش‌آموزان متفاوت باشد اما با تشکیل گروه‌های کاری مختلف در کلاس این مسئله حل می‌شود.

 

چه پرسش‌هایی بیشتر از سوی دانش‌آموزان مطرح می‌شوند؟ آیا مثلا عادت ماهیانه و یا جلوگیری از بیماری‌ها و بارداری پرسش‌هایی هستند که اغلب مطرح می‌شوند؟ اطلاعات اولیه دانش‌آموزان معمولا از کجاست؟

اطلاعات اولیه در مورد رابطه جنسی امروزه در میان دانش‌آموزان به مراتب بیشتر از گذشته است و اغلب از طریق اینترنت و یا صحبت با والدین به دست آمده است. در کلاس پنجم ما بیشتر در باره اندام‌های جنسی و کارکرد آن‌ها صحبت می‌کنیم. در کلاس نهم راه‌های جلوگیری از بارداری موضوع محوری است. این مسئله برای دانش‌آموزان در سنین حدود ۱۴ یا ۱۵ سال بیشتر مورد توجه است. در کلاس نهم علاوه بر آن در باره بیماری‌های جنسی بحث می‌شود. خطرات بیماری ایدز و لزوم حفاظت از خود در هنگام رابطه جنسی، دوره عادت ماهیانه دختران و تغییرات هورمونی بدن در این دوران هم در کلاس نهم تدریس می‌شود.

 

پرسش‌های دختران دانش‌آموز و پسرها متفاوت است؟

در کلاس پنجم اغلب پسرها خجالتی‌تر هستند و دخترها کنجکاوی بیشتری دارند. در کلاس نهم معمولا برعکس اما در اصل تفاوت پرسش‌ها اینقدر نیست که قابل تأمل باشد.

آقای پترز، شما از اینترنت گفتید و این که چطور دانش‌آموزان بخشی از اطلاعات خود را از این طریق کسب می‌کنند. اینترنت چه نقش منفی‌ احتمالی در دادن اطلاعات احیانا نادرست، خشن و یا پورنوگرافی به کودکان و نوجوانان بازی می‌کند.

من هم در این امر خطر می بینم. در واقع جمع‌آوری دانستنی‌ها از این طریق، روش واقع‌بینانه‌ای نیست. مهم این است که در کلاس‌های درسی دبیرستان از طریق طبیعی و درستی این آموزش به دانش‌آموزان داده می‌شود. کودکان می‌آموزند که پایه رابطه جنسی تنها در تحریک دائمی بودن و آمادگی دائمی دوست یا پارتنر برای رابطه جنسی نیست. برای ما سخت است که اطلاعات به دست آمده از طریق اینترنت را به راه صحیحی سوق دهیم.

 

آیا کودکان در مطرح کردن پرسش‌ها دچار مشکل نمی‌شوند؟ احتمالا برای آن‌ها سخت است که واژگان درست را برای بیان مسائل جنسی بیابند و یا اگر با این واژگان آشنا باشند بیشتر محاوره‌ای است؟

در کلاس پنجم به عنوان درس پایه‌ای تمام ارگان‌ها بدن با نام علمی‌شان به کودکان آموزش داده می‌شود تا آن‌ها مجبور نباشند از واژه‌های محاوره‌ای برای بیان پرسش‌های خود سود جویند. در نتیجه دانش‌آموزان می‌توانند از این طریق بدون احساس خجالت مسائل خود را با استفاده از واژگان علمی مطرح کنند. طبیعی است که وقتی آن‌ها نمی‌دانند آیا استفاده از این یا آن واژه درست است و یا نادرست، در بیان پرسش خود تردید می‌کنند.

در کلاس نهم همراه با شروع تدریس این بخش از درس، من برگه‌هایی را بین دانش‌آموزان توزیع می‌کنم و آن‌ها می‌توانند پرسش‌های خود را در ارتباط با مسائل جنسی بدون ذکر نامشان در آن مطرح کنند. دانش‌آموزان از این طریق حتی اگر جسارت مطرح کردن پرسش را از طریق شفاهی نداشته باشند آن را از طریق پرسش کتبی مطرح می‌کنند و من در شروع درس قول می‌دهم که به هر سوالی پاسخ دهم. برخی به پرسش‌ها به بحث گذاشته می‌شوند و کودکان یاد می‌گیرند که بدون ترس و خجالت مسائل و نظرات خود را مطرح کنند.

 

تا چه حد دانش‌آموزان درس را جدی می‌گیرند و یا پرسش‌ها باعث ‌خنده آن‌ها می‌شوند؟

در ابتدا اغلب آن‌ها به هر سوالی می‌خندند. شاید به این دلیل که به نوعی موضوع خودشان هم هست. اما پس از گذشت دو سه جلسه که می‌بینند در کلاس درس به این موضوع هم درست مانند هر بخش دیگر بیولوژی برخورد می‌شود، خنده پایان می‌گیرد وموضوع را جدی‌تر دنبال می‌کنند.

 

برای تدریس آموزش جنسی چند ساعت در برنامه آموزشی مدارس در نظر گرفته شده است؟

تعداد ساعت‌های درسی و زمان ضروری برای تدریس این موضوع از پیش تعیین نشده و هر معلمی به نسبت پرسش‌های مطرح شده از سوی دانش‌آموزان وقت بیشتر و یا کمتری را در این بخش درس بیولوژی به آن اختصاص می‌دهد. به نسبت ارتباط پرسش‌ها با بخش‌های دیگر بیولوژی آموزگار می‌تواند تا سه ماه از کلاس‌های زیست شناسی را برای بحث و در نظر گیرد. پیش می‌آید که دانش‌آموزان پرسش‌های کمتری را مطرح می‌کنند و می‌توان پس از شش هفته به این بحث خاتمه داد و به موضوع‌های دیگر بیولوژی پرداخت؛ در واقع دو یا سه ساعت زیست شناسی در هفته برای دانش‌آموزان در نظر گرفته شده که در مجموع برای شش هفته حدود ۱۵ ساعت به این موضوع اختصاص می‌یابد.

 

امروزه گفته می‌شود به دلیل استفاده وسیع از وسایل ارتباط جمعی و اطلاعاتی که از طریق اینترنت در اختیار قرار کودکان و نوجوانان قرار می‌گیرد، نسل جدید با خیلی از مسائل از جمله با موضوع سکس خیلی زود مواجه می‌شود. آیا تجربه شما هم در این مورد چنین بوده است؟ آیا می‌توان مدعی شد که تجربه اولین رابطه جنسی بین جوانان آلمانی در سنین پایین‌تری اتفاق می‌افتد؟

بله واقعا درست است. آمار و تحقیقات علمی هم نشان‌دهنده همین موضوع هستند. سن بلوغ میان نوجوانان هم تقریبا یک سال به نسبت چهل سال کاهش یافته است. زمان معینی برای آغاز بلوغ در بدن انسان تعیین نشده است. عوامل بیرونی و تجارب نوجوانان هم در زمان شروع تغییرات بلوغ در بدن نقش دارند. به همین دلیل امروزه در جوامع غربی بلوغ در سنین پایین‌تری اتفاق می‌افتد و پرسش‌های نوجوانان هم در این زمینه در سنین پایین‌تری مطرح می‌شوند. اولین تجارب جنسی نیز زودتر از سال‌های پیش اتفاق می‌افتند.

 

با وجود آموزش جنسی دانش‌آموزان و راه‌های جلوگیری از حاملگی در مدرسه، گاهی اخباری هم در آلمان از باردار شدن یک دختر دانش‌آموز منتشر می‌شود. در این صورت وضعیت این دانش‌آموز و ادامه تحصیل وی چه می‌شود؟ سرنوشت این بارداری ناخواسته به کجا کشیده می‌شود؟

چنین موضوعی خیلی به‌ندرت ممکن است اتفاق بیافتد. در مدت سی سالی که من درس زیست‌شناسی تدریس می‌کنم یک بار ده سال پیش در دبیرستان ما چنین موردی پیش آمد. مدرسه به این دانش آموز شش ماه مرخصی داد و پس از این مدت او به کلاس درس و مدرسه برگشت. اگر دانش‌آموز کمتر از ۱۶ سال داشته باشد او به همراه والدینش در مورد ادامه حاملگی و یا کورتاژ تصمیم می‌گیرد و از ۱۶ سالگی دانش‌آموز خود می‌تواند در مورد نگاه‌داشتن کودک تصمیم بگیرد و در هر صورت مدرسه در این امر دخالت نمی‌کند. ولی مسئولان مدرسه و اداره آموزش و پرورش به دختر دانش‌آموزی که ناخواسته باردار شده کمک می‌کنند. نهاد‌هایی در آلمان هستند که به‌طور ویژه امکانات مالی و یا حمایت روحی و روانی لازم را در اختیار چنین دانش‌آموزی قرار می دهند.

 

منبع: کانال تلگرامی رنگین کمانان ایرانی به نقل از دویچه له.

نظرات و سئوالات خودتون رو در رابطه با موضوع برنامه از راه های زیر بفرستید.

راه های تماس:

‫#‏واتس_اپ ، ‫#‏وایبر ، ‫#‏تلگرام و ‫#‏لاین: 0046739681438

کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban

کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh

اسکایپ: javanan.tamas

ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سایت: http://www.cyoiran.com/

صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk

صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1

گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist

توئیتر: Javanan Komonist

نظربه ابعاد گسترده ستم وجنایت علیه همجنسگرایان، دوجنس گرایان و ترنس جندرها تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، نفی وجود و تمایلات جنسی همجنسگرایان، بیماری اعلام کردن همجنسگرایی واعمال فشار برای انجام عمل جراحی تغییر جنسیت، تعیین مجازاتهای سنگین تا حد اعدام برای همجنسگرایی، توهین و آزار سیستماتیک و رسمی به همجنسگرایان و محروم ساختن آنها از ابتدایی ترین حقوق خود، سازمان جوانان کمونیست اعلام میکند:

١- حقوق انسانی و پایه ای همجنسگرایان، دوجنس گرایان و ترنس جندرها بدور از هرگونه رفتار تبعیض آمیزی باید فورا برسمیت شناخته شود. هرگونه نقض حقوق انسانی بر اساس گرایش وتمایل جنسی از جمله مجازات اعدام، شکنجه وزندان، برخوردهای تحقیرآمیز، محروم سازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید ممنوع شود. همه قوانین و مقررات تبعیض آمیز علیه آنها باید ملغی شود.

۲-این حق انکارناپذیر، طبیعی و انسانی همجنسگرایان، دوجنس گرایان وترنس جندرها است که از روابط آزادانه وداوطلبانه جنسی برخوردار باشند، زندگی مشترک تشکیل دهند و از همه حقوق آن برخوردار شوند و هیچ تبعیضی از جمله در مورد پذیرش فرزند بر آنها اعمال نشود.

٣- همه کسانیکه بخاطر گرایشات جنسی خود مورد تحقیر، توهین و فشارهایی نظیرعمل جراحی برای تغییر جنسیت قرارگرفته اند، باید مورد حمایت قرار بگیرند و امکانات لازم برای جبران و ترمیم صدمات وارد شده روانی و جسمی به آنها فراهم شود.

٤- ما مبارزه همه جانبه با پدیده هوموفوبیا و فرهنگ و رفتار تبعیض آمیز بر اساس تمایلات جنسی را امر و وظیفه خود میدانیم و وبرای کنار زدن این فرهنگ مجدانه تلاش میکنیم.

 

تابستان 1393

تابستان 2014

 

راه های تماس با ما از طریق وایبر، تلگرام، لاین، واتس آپ با شماره 0046739681438 هست. یا اینکه با ایمیلاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید نظراتتون رو برامون بفرستید.

راه های دیگر تماس:

اسکایپ: javanan.tamas

فیسبوک: https://www.facebook.com/cyo.sjk

گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

انقلاب زنانه - Women's Revolution

اینستاگرام: javanan.komonist

توئیتر: javanankomonist@

گزارش تلویزیون سراسری سوئد SVT1 از سمینار ما در روز افتتاحیه هفته فستیوال پراید در خانه فرهنگ شهر استکهلم سوئد، سمینار در رابطه با LGBTها همجنسگرایان، دوجنسگرایان و ترنس جندرهای در ایران.

Stockholm Pride Festival: Stop violence against LGBT people in Iran

Violence against lesbian, gay, bi-sexual, and transgender people in Iran have to stop.The UNG-Ungdomar,Nätverk och Gemenskap organization supports the LGBT population in Iran and other lands in Middle East and we also support them after they have come to Sweden. We want to put a stop for the state prosecutions, executions and violence against lesbian, gay, bi-sexual and transgender people in Iran.
Seminar: Monday 27 July2015
Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
Tel: 0046739681438

روز دوشنبه 27 ژوئیه 2015 مصادف با 5 مرداد 1394، در روز افتتاحیه هفته فستیوال پراید در خانه فرهنگ شهر استکهلم سوئد، سمیناری در رابطه با همجنسگرایان، دوجنسگرایان و ترنس جندرهای در ایران، ارائه داد شد.
در این سمینار به زبان انگلیسی و با سخنرانی میلاد رسائی منش و آرش یزدان به موارد زیر پرداخته شد:
-اطلاع رسانی از وضعیت همجنسگرایان، دوجنسگرایان و ترنسجندرهای در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و خشونت های قانونی و دولتی که بر این قشر جامعه اعمال می شود. اعم از شلاق، زندان و اعدام همجنسگرایان و اجبار قانونی برای تغییر جنسیت ترنس جندرها.
-تولید، بازتولید و اشاعه فرهنگ همجنسگرا ستیزی در جامعه ایران توسط قوه قضائیه، مجریه و دیگر سازمانهای حکومتی.
-مشکلات خانوادگی، تحصیلی، اشتغال و روابط اجتماعی برگرفته از شرایط حاکم.
-گسترش جنبش دفاع از حقوق LGBT ها در ایران و نقش برجسته شبکه های اجتماعی در فعالیت این جنبش در سالهای اخیر.

راههای تماس با سازمان جوانان کمونیست
از طریق وایبر، تلگرام، لاین، واتس آپ با شماره 0046739681438
ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
اسکایپ: javanan.tamas
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: javanankomonist@

Stockholm Pride Festival: Stop violence against LGBT people in Iran

Violence against lesbian, gay, bi-sexual, and transgender people in Iran have to stop.The UNG-Ungdomar,Nätverk och Gemenskap organization supports the LGBT population in Iran and other lands in Middle East and we also support them after they have come to Sweden. We want to put a stop for the state prosecutions, executions and violence against lesbian, gay, bi-sexual and transgender people in Iran.
Seminar: Monday 27 July2015
Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
Tel: 0046739681438

سازمان جوانان کمونیست برگزار میکند:

حضور و فعالیت ما در حمایت از LGBT های ایرانی در روزهای فستیوال پراید استکهلم به قرار زیر هست:
1. دوشنبه 27 جولای ساعت 3بعدازظهر سمینار در رابطه با موقعیت LGBT های ایرانی.
مکان سمینار: میدان مرکزی شهر استکهلم(سرگلزتوری Sergels torg) ساختمان فرهنگ(Kulturhuset) طبقه سوم سالن Marionetten.
2. چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه ساعت 5عصر، پراید پارکن واقع در i rad Östermalms IP از طریق مترو خط قرمز به سمت موربی سنتروم(Mörby Centrum) میز اطلاعاتی در حمایت از "ال. جی. بی. تی" های ایرانی.
3. شنبه ساعت 13 در ماریاتوریت(Mariatorget) تا پراید پارکن و شرکت در کارناول.
برای اطلاعات بیشتر و شرکت در برنامه های ما در حمایت از "ال.جی.بی. تی" های ایرانی از راه های زیر با ما تماس بگیرید:
تلفن: 0046739681438
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
لینک اونت: https://www.facebook.com/events/1614378588825102/

چهارشنبه 10 تیر 1394 - 1 جولای 2015
در ایران LGBT ها یکی از بیحقوق ترین بخشهای جامعه ایران هستند. هم قانون و هم فرهنگ حاکم شدیدا علیه این بخش انسانها هستند. در این برنامه سعی میکنیم از زوایای مختلف به این مسئله بپردازیم و از زبان این عزیزان این مسئله را بررسی کنیم.
نظر شما در این رابطه چیست؟ ما جویای نظر شما هم هستیم که میتوانید نظرات و یا سئوال خود را از راه های زیر بدست ما برسونید:
مثل همیشه میتونین نظرات خودتون رو با ما درمیون بذارید. راه های تماس ما از طریق وایبر، تلگرام، لاین، واتس آپ با شماره 0046739681438 هست. یا اینکه با اسکایپ javanan.tamas در برنامه اظهارنظر کنید. نظرتان را نیز میتوانید با ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید برامون بفرستید.
راه های دیگر تماس:
اسکایپ: javanan.tamas
گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: javanankomonist@
مجری: شیرین شمس با همکاری میلاد رسایی منش و کیان آذر.
بخش فنی: حسن اسفندیار، ایمان دشت پیما و آرش یزدان.

ال. جی. بی. تی های ایرانی ساکن ترکیه امسال هم مانند سال گذشته در رژه سالانه همجنسگرایان استانبول ترکیه حضور داشتند. مراسم رژه امسال به خاطر همزمانی با روزهای ماه رمضان با حساسیت بیشتری برگزار شد. حضور چشمگیر پلیس استانبول و نیروهای لباس شخصی فضای کاملا امنیتی بر خیابان استقلال استانبول حاکم کرده بود. شرکت کنندگان در این رژه در واکنش به رویکرد پلیس، شعارهایی علیه اردوغان سر دادند، این شعارها با واکنش تند پلیس مواجه شد و با گاز اشک آور، گلوله های پلاستیکی و ماشین آب پاش به سراغ شرکت کنندگان در این رژه رفتند.

برخورد پلیس ترکیه به ویژه نیروهای لباس شخصی با خبرنگاران نیز بسیار خشن بود.
در این رژه، برخی همجنسگرایان ایرانی که اغلب از پناهجویان ساکن ترکیه بودند، حضور داشتند. یک همجنسگرای ایرانی به ایران وایر گفت علاوه بر پناهجویان، برخی از ایران برای حضور در این مراسم به استانبول سفر کرده بودند.

او که نخستین بار به این مراسم آمده بود، تجربه اش را متفاوت توصیف کرد ولی گفت که در ترکیه هم همجنسگرا هراسی به اندازه کافی رنج آور است و او دشواری های زیادی را تجربه کرده است.

در حال حاضر، ده ها همجنسگرای ایرانی در ترکیه به عنوان پناهجو زندگی می کنند. سال گذشته آنها در قالب یک گروه سازماندهی شده در این رژه شرکت کرده بودند.

رژه امسال استانبول به سبب تدابیر امنیتی شدید و برخورد گسترده پلیس، زودتر از حد معمول خاتمه یافت.

صفحه5 از5

connect1