21November2017

سازمان جوانان کمونیست

زنان می خواستند با لباس مردانه وارد استادیوم آزادی شوند

روز پنجشنبه 4 آبان 96، قبل از شروع بازی استقلال و پرسپولیس، چند زن جوان که لباس مردانه بر تن داشتند، قصد ورود به ورزشگاه را داشتند که توسط ماموران انتظامی شناسایی و به بیرون فرستاده شدند. بیرون راندن زنان از استادیوم ورزشی، تحقیر آشکار زنان است. حکومت جمهوری اسلامی ناقض حقوق شهروندان بخصوص زنان جامعه است. دستگاههای حاکم الگوی قانونی و دولتی تحقیر زنان و خشونت بر نیمی از جامعه هستند. 
اینکه زنان وادار می شوند برای حضور در یکی از اماکن عمومی جامعه لباس مردانه بر تن کنند، خود گواه اینست که جامعه ایران یک جامعه مردانه است و باعث و بانی آن در وهله اول حکومت ضد زن و زن ستیز جمهوری اسلامی است.
زنان را با بیرون راندن از آزادی تحقیر کردند، اما مبارزه ما علیه حکومت تحقیر ادامه دارد.
بر هر گونه ممنوعیت، محرومیت و محدودیت بر زنان، باید با صدای بلند اعتراض کرد.
https://t.me/enghelabezananeh
 
به جای حیا و آبرو و خجالت و ترس و سکوت 
هیچ کس حقمان را نشانمان نداد!

وقتی اولین بار راجب این چالش(metoo#) شنیدم شاید زمانی حدود سه ساعت به زندگی خیره بودم و بر میگشتم به عقب ترین نقطهء ذهنم ، میرسیدم به نوجوانی و میرفتم به عقب تر میرسیدم به کودکی ، کمی عقب تر حتی ، وقتی مدرسه نمیرفتم یعنی بچه ای حول چهار و یا پنج سالگی....
برمیگشتم و درست در سینه ام چیزی شبیه بغض بزرگ میشد...
و اگرها و کاش ها پر رنگ تر....
و هزاران هزار فریادی که فریادرسی جز بلعیدن به خود ندیدند...
پنج سالگی ای پررر از علامت سوال و خاکستری رنگ ، گاهی هم سیاهه سیاه به رنگ نگاهم به آدمهای آن زمان....
اولین نقطهء سیاه ذهنم حسن آقاست ، بقال محله ای که تا سالهای نوجوانی ام خانواده به تمسخر از عشقش به من یعنی کودک چهار ساله میگفتند ، حسن آقایی که از رفتن به مغازه اش فقط یک چیز یادم می آید آن هم خواب است و بس ! همیشه به مغازه اش که میرسیدم خوابم میبرد و وقتی بیدار میشدم که پدر یا مادرم دنباام آمده باشند ، اما نفرت بی دلیلی از آن سالها در وجودم مانده نفرتی که هیچچچگاه جوابی برایش نداشتم و هیچ وقت دلیل خوابهای آن روزها را نفهمیدم....و فرصت پرسیدن از حسن آقا به خاک سرد موکول شد!....
وقتی در بازی های کودکی برای دستشویی رفتن خواستم به خانه بروم اما به پیشنهاد امیر همبازی کودکی هایم پشت جاکولری ادرار کردم و غافل از ینکه امیر مخفیانه از زیر جاکولری نگاهم میکند.....
وقتی دختر دایی ام لباسم را پایین میکشد و میگوید من در بازی شوهر توام و دست در لباس زیرم میکند....
وقتی پسر عمویم از حمام بیرون می آید و حوله را جلوی چشمانم از تنش سر میدهد....
وقتی دست در دست پدرم در بازار شلوغ کسی دست به برجستگی های بدنم میزند و من فقط دست پدر را محکمتر فشار دادم و زیر دوش بدنم را چنگ زدم....
وقتی مرد فامیل که عمو میدانمش مرا محکم در آغوش میکشد که برجستگی دو پستان دختر نوبلوغ را حس کند....
وقتی که انتظار زمستان را میکشیدم تا روی فرم رنگ روشن مدرسه ام ژاکت بپوشم و اندامم را از نگاه پسران هیز همسایه بدزدم....
وقتی در تاکسی به پنجره چسبیدم و دست مردانهء آلتی بر تنم رقصید اما خواستم پیاده شوم....
وقتی در پل هوایی از دو طرف محاصره ام کردند و پاهایم یارای همگام شدن با ترسم را نداشت ، تسلیم زمین شدم و برای همیشه از دالان ها ترسیدم...
وقتی به اکمل ترین اندام زنانه ام رسیدم و بالغانه از طرف پسرخاله ام پیشنهاد سکس دریافت کردم....
وقتی شخصی آدرس میپرسد ، برای کمک سر برمیگردانم و شاهد آلتی میشوم که دارد مردانگی را میمالد و به من نگاه میکند....
وقتی در خیابان به سمتم سکه انداختند و پرسیدند : چند؟....
وقتی با پوزخند گفتند : با استادت حرف بزن راه برای نمره گرفتن دخترها باز است!....
وقتی رفیق متاهل و فرهیخته ام میگوید آنکه هرشب در آغوشم است تصویر توست نه همسرم....
وقتی در راهروی دانش گاه متلک های جنسی شنیدم....
وقتی تاکسی ران از سرعت گیر با سرعت رد میشد و نگاهش به تکان اندامم در آینه بود....
وقتی خواستند روح و ذهن مرا با تعابیری همچون حیا و شرم محدود کنند....
وقتی بکارت را در پرده ای فرضی میان کشاله های رانم دیدند و نه میان ذهن و دیدگانم....
وقتی دوستان قدیمی اولین سوالشان : شوهر نکردی ؟ باشد....
وقتی روح مرا به ابتذال نفرت از واژه های ازدواج و مذهب و جنسیت و هرآنچه محدودیت است کشاندند ....
وقتی....
وقتی...
وقتی...
من درست در همان لحظه دچار تعرض شدم!
تعرض به جسمم به جنسیتم به روحم به باورم....
به رویاهام ، به رویاهام ، به رویاهام!
سکوت دم دست ترین سلاحیست که در جهان جهل به خورد باورها میدهند.....
ساکت شدیم که آبرویمان نرود !
اما همان سکوت ،
ترس ، عقده ، مرض ، نفرت و تمااااام آنچه روحمان را به قهقرا کشاندهء امروزست....
اما به جای حیا و آبرو و خجالت و ترس و سکوت 
هیچ کس حقمان را نشانمان نداد!

سین جیم همراه انقلاب زنانه در تلگرام
telegram.me/enghelabezananeh
 
شدت گرفتن موج ضد دین در ایران و حمله به آخوندها

تصویر سمت چپ، تصویر آخوندی است که عصر سه شنبه دوم آبان ۹۶، در متروی امام خمینی در تهران مورد حمله با چاقو قرار گرفت و ساعتی بعد در بیمارستان جان داد.
اين در صورتى هست كه گفته می شود آخوند ديگر مضروب شده در ميدان شكوفه تهران نيز درگذشت. كانال شيرازه از حمله سوم به يك روحانى در باغ دلگشاى شيراز خبر داده و از روحانيون خواسته در ترددهاى خود احتياط كنند.

در فضای شبکه های اجتماعی بحث بر سر نفرت مردم ایران از دین، از آخوندها و مبلغین مذهبی مجددا شکل گرفته. 
منصور یکی از کاربران فیسبوکی است که نوشته:
"آخوند کشی یک جنبش واقعی در این جامعه است."

و بیژن نوشته: "در جواب خامنه ای، مردم هم «آتش به اختیار» شدند."

telegram.me/enghelabezananeh
 


همراهان گرامی نظر شما در این مورد چیست؟
*آیا این حمله ها را نمودی از رشد جنبش ضد دین در ایران میدانید؟

*آیا این حمله ها را نمودی از جنبش سرنگونی طلبی میدانید؟

*چقدر فشار اقتصادی تحت حاکمیت اسلامی را در تقویت جنبش ضد دین تاثیرگذار میدانید؟

*چقدر نقش زنان در شکل گیری جنبش ضد دین و پا گذاشتن روی ارزشهای دینی را در رشد جنبش ضد دین مهم و تاثیر گذار تلقی میکنید؟

پاسخهای خود را به پیامگیر تلگرام انقلاب زنانه @sjktamas ارسال کنید.

درخواست خود را از طریق پیامگیر تلگرام @sjktamas ویا از طریق شماره تلفن 0046739681438 در واتس اپ، ایمو، سیگنال، لاین، وایبر ویا ایمیل This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it. ارسال کنید تا برای شما فرم عضویت ویژه داخل کشور فرستاده شود.

 
 

 

باز ازخود می پرسید که آیا او دیوانه است که حقایق را می بیند و می فهمد یا آن ها دیوانه اند که این چیزها را می بینند و همه چیز را بجا و منطقی می شمارند؟(صفحه 637)
اگر نخواهیم کتب تاریخی قطور را صفحه به صفحه ورق زده و با تحلیل اسناد به جا مانده از دوره ای تاریخی علت وقوع پدیده ای را جستجو کنیم، شاید هیچ چیز به اندازه آثار هنری به جا مانده از آن دوره نتواند عمق افکار، عقاید، سنت ها و مناسبات اجتماعی ملتی را بر ما آشکار سازد. اینک که در آستانه صدمین سالگرد یکی از عظیم ترین جنبش های سده ی گذشته یعنی انقلاب اکتبر هستیم، بد نیست اندکی زمان را عقب تر برده و روسیه در اواخر حکومت تزاری را بهتر بشناسیم. یکی از عقب مانده ترین کشورهای آن زمان نسبت به غرب اروپا از لحاظ پیشرفت سرمایه داری، که تازه در حال گذار از مرحله فئودالیسم به صنعتی شدن بود.
کنت لؤنیکلایویچ تولستوی، نویسنده مشهور سده نوزدهم که با خلق شاهکارهایی همچون "جنگ و صلح" و "آناکارنینا" مهارت خود را در رمان نویسی به اثبات رسانده اینک سودای عصیان در سردارد.تولستوی پیر در سومین اثر بزرگ خود، رستاخیز، دیگر نه آنقدر جوان است که در پی ساختن حماسه ای تاریخی از جنگ های بورودینو و استرلیتز باشد و نه می خواهد داستان عشق خود را بازگو کند. او پس از 6 دهه زندگی پرفراز و نشیب، سفرهای متعدد به اروپا و آشنایی با تحولات فرهنگی-سیاسی غرب، زندگی میان طبقات مختلف روسیه و برسی شکاف ها و نیز از سر گذراندن یک انقلاب روحی که منجر به بدبینی کامل او نسبت به حکومت، اینک خود را آماده جمع بندی تجربیاتش می یابد.
میزان پرداختی به جزئیات روحی و روانی شخصیت ها نسبت به آثار قبلی کمتر شده و تحولات اجتماعی-سیاسی در مرکز توجه قرار دارند. همچنین نویسنده سعی کرده تا مقصود خود را صریح تر و بدون پرده به مخاطب برساند که این خود با در نظر گرفتن شرایط زمان نشر اولین نسخه های رستاخیز درخور ستایش است. نوک شمشیر تولستوی این بار به سمت افسران جنگی و ستایندگان ناپلئون نیست بلکه دیکتاتوری عظیم تری هدف ضربات او قرار می گیرد. از طبقه اشراف و استانداران و زندانبانان گرفته تا مقامات دولتی و قاضی ها و حتی کشیش ها که زمانی احترام ویژه ای برایشان قائل بود.
((مراسم نیایش آغاز شد. همان مراسم همیشگی... خادم کلیسا یک نفس دعا می خواند و آیاتی را انجیل را کش و قوس می داد. همه دعاها به زبان اسلاو قدیم بود و هیچ کس معنی آن ها را نمی فهمید. زندانیان به زبان این دعاهای نامفهوم از خداوند طلب می کردند که امپراتور و خانواده اش را در پناه خود حفظ کند. پس از این دعاهای مخلصانه و آوازهای شکوهمنمد کشیش سرپوش را از روی فنجان طلایی پر از شراب برداشت... او می خواست ثابت کند مرد خداست و قادر است به برکت دعاتان و شراب را به گوشت و خون مسیح تبدیل کند.)) صفحه 205.
رستاخیز را به طور کلی می توان به سه بخش تقسیم کرد. بخش اول با دیدار تصادفی شاهزاده نخلیدوف در مقام هئیت منصفه دادگاه و کاترین ماسلوا روسپی در جایگاه متهمان پس از 10سال آغاز شد. شخصیتی که به رسم دیگر آثار تولستوی دچار تحولات درونی می شود نخلیدوف است که از اهداف و عقاید دوران جوانی خود دور شده و عمری را به خوشگذرانی و پوچی سپری کرده. او که با دیدن زندگی رقت بار زندانیان بی گناه و نیز بی مصرفی و ظلم دستگاه قضایی کم کم پرده از جلو چشمانش کنار می رود در پی جبران گذشته خود بر می آید.
((دانشمندان کتابها می نویسند، کارمندان ادارات مرتّب بحث می کنند و روزنامه های ما مقالات مفصلی چاپ می کنند همه می خواهند راهی برای بهبود وضع مردم پیدا کنند. همه چیز را می گویند و می نویسند ولی علت اصلی را نایده می گیرند. نمی خواهند قبول کنند که تنها راه رهایی از این همه مصیبت الغی مالیکیت خصوصی زمین است... این وضع وحشتناک است. باید راهی پیدا کرد و این نظام را تغییر داد یا دست کم اگر قدرت تغیرش را نداریم، نباید آن را تأیید کنیم.)) صفحه 331
قسمت دوم با سفر نخلیدوف شروع می شود. او ابتدا به روستاهای تحت مالکیت خود می رود. تولستوی در این جا نشان می دهد که اصلاحات اراضی الکساندر دوم نه تنها تغییری در وضع معیشتی دهقانان اینجا نکرده بلکه آنان را بیش از پیش به زحمت و کار بی مزد واداشته. آنان که حتی پول کافی برای سیر کردن شکم خود ندارند را مأموران به جرم تجمع برای خواندن کتاب مقدس و تفسیر متفاوت از آن به زندان می اندازد. آن ها مدام کار می کنند و اربابان زمینی ها شیره جانشان را می مکند. شاهزاده سپس به پترزبورگ رفته و این بار به وضوح فساد دولتی و ابتذال زندگی اشراف را مشاهده می کند. محیطی که تولستوی سال ها پیش خود را از آن جدا کرده. نویسنده همچنین در این بخش پاره های از نظراتش راجب مجازات محکومان و بی فایده بودن تنبیه مجرمان را می آورد.
((سازمان های دولتی و دستگاه عظیم دادگستری از میان مردم یک عده را که از بقیه پرجوش تر، بی باک تر و پر طاقت تراند و نیز کمتر حقه می زنند را به دام انداخته و وصله گناهکار و خطرناک را به آن ها می چسباند.... لباس زشتشان می پوشانند و از زندگی عادی و شرافتمندانه بازشان می دارند، زیرا دستگاه ها از این عده می ترسند)) صفحه 598
بخش آخر را به تنهایی می توان چکیده عقاید نویسنده دانست. آنارشیست پیر این بار مخاطبش را پا به پای خود به اعماق زندان های سرد و تاریک روسیه برده و او را از نزدیک به مشاهده چرک و کثافت سلول ها و زندگی حیوانی تبعیدشدگان سیبری وا می دارد. قهرمان این بخش بی شک زندانیان اند. زندانیان سیاسی که جرمشان دفاع از آزادی و حمایت از فرودستان بوده و اینک زبان تولستوی شده اند برای به چالش کشیدن قوانین! قوانینی که باعث این همه نابرابری و بدبختی شده و دهقانان محکوم به اطاعت بی چون و چرا از آن هستند و همواره ذهن مخاطب را با این سوال به طور غیر مستقیم درگیر می کند. چرا توده های تحت ستم باهم متحد نشده و دست به اقدامی اساسی برای رهایی خود نمی زنند؟
رستاخیز گرچه بنا به دلایل سیاسی-مذهبی زمان خود هیچ گاه نتوانست جایگاه واقعی خود را در میان عوام پیدا کند، اما هنوز به عنوان یکی از برترین آثار رئالیستی- سوسیالیستی روسیه از آن یاد می شود. اثری که علی رغم سانسورها و ممنوعیت های مکرر در ابتدای انتشارش، خود به تنهایی شالوده ای از دغدغه ها و آنچه که ذهن این نویسنده برابری طلب و آزادی خواه را به خود مشغول می کرد، در بردارد.

پوریا شیرزادخانی
27 مهر 1396
19 اکتبر 2017

 

 

کانال تلگرام انجمن مارکس برگزار میکند

"کمونیزم کارگری و نقد مارکسیستی مقوله ناسیونالیسم"

 

نسخه کم حجم این برنامه را کاربران از ایران از لینک زیر میتوانند دانلود کنند:

http://tiny.cc/p80joy

 

 در رابطه با این مبحث، محمد آسنگران عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران به سئوالات شما پاسخ میدهد.

 

شما میتوانید از طریق پیامگیر تلگرام @sjktamas سئوالات و نظرات خود را حداکثر تا جمعه 9 شب ایران بصورت صوتی(سئوال مشخص در حد 1دقیقه) ویا کتبی ارسال کنید.

جمعه 5 آبان 1396 برابربا 27 اکتبر 2017 ساعت 9 شب ایران برابربا 7:30 عصر اروپای مرکزی. جلسه بصورت آنلاین علاوه بر تلگرام، از اینستاگرام، یوتیوب و فیسبوک نیز پخش خواهد شد.

به امید مشارکت وسیع شما تیم ادمینی کانال تلگرام انجمن مارکس

https://t.me/anjomanmarx/378

 پیامگیر تلگرام @sjktamas

 

 

 

سپاهی نیستم

 برنامه نگاه به چپ.

نسخه کم حجم این برنامه را کاربران از ایران از لینک زیر میتوانند دانلود کنند:

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.

تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

کانال تلگرام https://t.me/jk_org

اینستاگرام سازمان جوانان کمونیست  https://instagram.com/Javanan.Komonist

 توئیتر سازمان جوانان کمونیست  https://twitter.com/javanankomonist

فیسبوک https://www.facebook.com/cyo.sjk

کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/javanankomonist

صفحه گوگل پلاس: https://goo.gl/sCCXVT

ایمیل This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.:  

 

 

 

 

 

دانشگاه تهران در اعتراض به سیاست های آموزشی
https://www.instagram.com/p/BayWR7iH18i/

شعارهای دانشجویان :

تدبیر این وزارت علم است یا تجارت
دولت اعتدالی سفره ی ما شد خالی
دانشگاه پولگردان / تضعیف زحمت کشان 
پردیس بین الملل / انحلال انحلال
دانشگاه پادگانه /تدبیر امید چاخانه

بیانیه‌ی تجمع دانشجویان و فعالان صنفی دانشگاه تهران در اعتراض به سیاست‌های ضد اجتماعی دولت در عرصه‌ی آموزش

در چهار سال گذشته، دانشگاه نیز مانند سایر عرصه‌های زندگیِ اجتماعی در ایران، هدف یک برنامه‌ی فراگیر سیاسی-اقتصادی قرار گرفته است، برنامه‌ای که مردم و فرودستان – از جمله کارگران، معلمان، پرستاران و دانشجویان – را از حقوق اجتماعیِ اساسی‌شان محروم کرده است. این پروژه نام‌های گوناگونی به خود گرفته است: «خصوصی‌سازی»، «پولی‌سازی»، «تجاری‌سازی»، «کالایی‌سازی» و.... اما همه‌ی این نام‌ها اشاره به طرحی واحد دارند؛ طرحی که هدفش چیزی نیست جز تهی‌دست‌سازی هرچه بیش‌تر مردم و طبقات زحمتکش، سلب حقوق اجتماعی-اقتصادیِ آنان به نفع فرادستان، و تبدیل قشرهای گوناگون مردم – از جمله دانشجویان – به انسان‌های مستمندی که برای رفع اساسی‌ترین نیازهای خود باید به ارزان‌ترین و پست‌ترین کارها تن بدهند. برنامه‌ی دولت اعتدالی، که حمله به جیب‌های خالی و سفره‌های فقیرانه‌ی فرودستان و تضمین سودآوری سرمایه‌داران است، در حوزه‌ی آموزش به شکل خصوصی‌سازی و پولی‌سازیِ خدمات آموزشی تجلی یافته است.

در چهار سال گذشته، دولت و وزارت علومی مُجریِ این طرح‌ها در دانشگاه بوده‌اند که با شعارهایی مثل «بازگرداندن امید به دانشگاه‌ها»، «دانشگاه امن، نه دانشگاه امنیتی» و «دانشگاه پادگان نیست» روی کار آمدند؛ اما تجربه‌ی فعالیت سال‌های گذشته‌ی فعالان صنفی و مستقل نشان داد که نه تنها دانشگاه همچنان «پادگان است» و وقتی منافع صاحبان قدرت و سرمایه به خطر بیفتد احضارها و تهدیدهای امنیتی همچنان ادامه می‌یابد، بلکه دولت با سیاست‌هایش در قبال دانشگاه و با پولی‌سازیِ فزاینده‌ی خدمات آموزشی نشان داده که دانشگاه «بانک» هم است! دانشگاه در این سال‌ها، به مراتب بیش از پیش به محلی برای سودآوریِ صاحبان سرمایه و کسب‌وکار مسئولان دانشگاهی بدل شده است؛ و در ماه‌های اخیر، با طرح «کارورزی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی»، دانشگاه به محیطی بدل شده برای این‌که کارفرمایان به راحت‌ترین شکل به نیروی کار ارزان دسترسی پیدا کنند. «اُمید»ی که به دانشگاه‌ها برگشت، نه «اُمید» دانشجویان، بلکه «اُمید» کارفرمایان، صاحبان سرمایه و بانکدارها بود.

در هفته‌های اخیر، معرفیِ دکتر منصور غلامی از سوی دولت به مجلس، برای تصدی کرسی وزارت علوم، منجر به اعتراض دانشجویان سراسر کشور شده است. این اعتراض‌ها – و همچنین تجمع اعتراضیِ امروز ما دانشجویان دانشگاه تهران – اگر چه «به بهانه‌»ی معرفی آقای غلامی صورت گرفته‌اند، اما ریشه در مسائل اساسی‌تری دارند که نمی‌توان آن‌ها را به این یا آن شخص خاص فروکاست. به بیانی دیگر، مسائل بنیادیِ دانشگاه‌ها در سال‌های اخیر – یعنی آن دسته از مسائلی که زندگیِ روزمره‌ی دانشجویان در دانشگاه، حقوق و آزادی‌های اساسی‌شان، و نیز مسائل معیشتی و صنفیِ آن‌ها – مسائلی هستند که برای حل‌شان نمی‌توان به وزیر شدن این یا آن شخص، یا به اختلاف‌های میان این یا آن جناح سیاسی دل‌خوش کرد.

در طول دوازده سال گذشته تشکل‌های وابسته و قدرت‌ساخته‌ی به اصطلاح دانشجویی ثابت کرده‌اند که همواره به دنبال تأمین منافع جناحی خود در دانشگاه‌ها هستند. در انتخابات سال‌های ۹۲، ۹۴ و ۹۶ انجمن‌های اسلامی فعالیت‌های دانشجویی را به زايده‌ای از برنامه‌ی ستادهای انتخاباتیِ جناحی خاص بدل کردند. حال، پس از معرفی دکتر غلامی، انجمن‌های اسلامی که «امید» واهی خود را ناامید دیده‌اند، می‌کوشند با بهره‌برداری از مناسبات جناحی روابط پشت پرده و سوءاستفاده از دغدغه‌های دانشجویان، جلوی انتصاب یک شخص خاص را بگیرند و گزینه‌ی جناح مطلوب‌شان را بر کرسی وزارت بنشانند و از امتیازهای ویژه‌ی آن – از جمله دسترسی به مناصب و مشاغل دولتی – بهره‌مند شوند.

ما دانشجویان دانشگاه تهران، که امروز در اعتراض به معرفی دکتر غلامی برای تصدی کرسی وزارت علوم و تداوم سیاست‌های ضداجتماعی دولت در دانشگاه‌ها تجمع کرده‌ایم، بر این باوریم که مطالبات دانشجویان و جامعه‌ی دانشگاهی تنها با تداوم فعالیت و تلاش بی‌وقفه‌ای که دانشجویان در سال‌های اخیر علیه روند پولی‌شدن و امنیتی‌شدن دانشگاه‌ها ایستاده‌اند، محقق می‌شوند. ما بر خلاف تشکل‌های وابسته و قدرت‌ساخته دست گدایی جلوی این یا آن جناح سیاسی دراز نکنیم، بلکه به قدرت جمعی دانشجویان و فرودستان برای پیگیری خواسته‌هایشان برحق‌شان باور داریم.

ما دانشجویان دانشگاه تهران اعلام می‌کنیم که مطالبات زیر، گزیده‌ای از مطالبات جامعه‌ی دانشگاهی است که فعالیت در راستای تحقق آن‌ها را ادامه خواهیم داد، چه دولت اعتدالی توجهی به اعتراض دانشجویان علیه دکتر غلامی داشته باشد چه نداشته باشد:

1- تلاش وزارت علوم در جهت الغای سریع و بی‌چون‌وچرا «طرح کارورزی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی»
2- افزایش ظرفیت روزانه، توقف گسترش ظرفیت‌های دانشگاه‌ها و انحلال پردیس‌های بین‌الملل
3- بازگرداندن فضاهای دانشگاهی به دانشجویان و دانشگاهیان و توقف واگذاری این فضاها به بخش خصوصی
4- پوشش کامل خدمات و یارانه‌ی دولتی در بخش غذا و اسکان دانشجویان
5- بازگرداندن نمره‌ی پایان‌نامه‌های دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشد 
6- افزایش سنوات مجاز تحصیلی و بازگرداندن آن به وضعیت پیشین
7- حذف برخوردهای امنیتی درپاسخ به مطالبات و اعتراضات دانشجویان
8- اعطای مجوز به ایجاد تشکل‌های دانشجویی دگراندیش و مستقل از جناح‌های قدرت 
9- بازگشت دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل به دانشگاه‌ها
10- بازگرداندن حق تحصیل برای همه قومیت‌ها و مذاهب
11- ازبین‌بردن تبعیض‌های جنسیتی و جغرافیایی در گزینش دانشگاهی
12- تصحیح آیین نامه های تشکل ها و به ویژه شوراهای صنفی و حذف موادی که در سالهای اخیر به آیین‌نامه اضافه شده و تضعیف قدرت شوراها را در پی داشته است
13- ارائه مجوز برای «اتحادیه شوراهای صنفی کشوری» در جهت افزایش توان مداخله‌گری شوراهای صنفی و هماهنگی بیش‌تر در طرح مسائل صنفیِ دانشجویان.

کانال تلگرامی https://t.me/uniiran
پیامگیر تلگرامی @sjktamas

کانال تلگرامی https://t.me/uniiran
پیامگیر تلگرامی @sjktamas

مجموعه توییتهایی با هشتک
#تجربیات_دانشگاه
#تاریخچه_انجمن_اسلامی
https://www.instagram.com/p/BayJo7xHqLY/
#انجمن_اسلامی در دهۀ ۲۰ و برای مبارزه با مارکسیسم و بهاییگری (و نه استبداد) در دانشگاه‌ تأسیس شد

‏۲. #انجمن_اسلامی ادامۀحلقه‌هایی چون فدائیان اسلام، کانون اسلام طالقانی و.. بود که بازرگان بمنظور مبارزه با "الحاد و مادیگری" آنرا تأسیس کرد.

‏۳. اولین فعالیت رسمی #انجمن_اسلامی در دهۀ پر تب و تاب ۲۰ خواندن نماز جماعت علنی در دانشگاه زیر نگاه تمسخرآمیز دانشجویان بود
#تجربیات_دانشگاه

‏۴. سالها پس از انتشار مجلۀدنیا و در زمان تأسیس حزب توده، کمونیسم مترادف علم و پیشرفت قلمدادمیشد و همزمان دغدغۀ انجمنیها خواندن نمازجماعت بود.

‏۵. در دوران آزادیهای سیاسی دهۀ۲۰ که جنبش دانشجویی متوجه مبارزه با دربار و استعمار بود، #انجمن_اسلامی درحال نیروگیری برای انجمن حجتیه بود.

‏۶. پس از کودتای سال ۳۲ و سرکوب خونین ۱۶ آذر و در اختناق دهۀ ۳۰ تنها #انجمن_اسلامی اجازۀ فعالیت و چاپ نشریه در دانشگاه را داشت: "گنج شایگان"

‏۷. از "دستاورد"های #انجمن_اسلامی بازکردن پای آخوندها به دانشگاه بود؛ آخوندهای بیسوادی که پیش از آن جرأت نزدیک شدن به محیطهای علمی را نداشتند.

‏۸. با وجود آزادی نسبی #انجمن_اسلامی در دهۀ۴۰ کل فعالیت اینها از ساخت مسجد دانشگاه.ت فراتر نرفت؛ اینها دربرابر چپها چیزی برای ارائه نداشتند.

‏۹. اقلیتی محض و ایزوله در دانشگاه؛ دراین شرایط فعالیتهای انجمنیها گاه حالت ایذایی بخودمیگرفت، مثل حمله به تولد دختری دانشجو دردانشگاه شیراز.

‏۱۰. تشکیل "گروه ضربت" توسط انجمنیها در دانشگاه تبریز؛ حمله سلف گشت ارشاد به دانشجویان دختر و پسر "قرتی" برهبری علی عبدالعلیزاده وزیر اصلاحات.
‏۱۱. دهۀ ۵۰ اوج نفوذ سیاسی و معنوی سازمانهای فدایی و مجاهدین در دانشگاه‌هاست و فقدان آلترناتیو انجمنیها را بخشا به چنین رفتارهایی سوق داده.

‏۱۲. پس از انقلاب علیرغم همه امکانات و سرکوب روزمرۀ چماق بدستان #انجمن_اسلامی و تحکیم درانتخابات سال ۵۸ شورای دانشگاه ۱۰% بیشتر رأی نیاوردند.

‏۱۳. شکست سنگین انجمن در دانشگاه رژیم را به کودتای [انقلاب] فرهنگی تشویق کرد؛ بازوی این سرکوب همین تخمهای دوزردۀ اکنون لیبرال بودند: انجمنیها.

‏۱۴. از نقش اینها در شناسایی، دستگیری و اخراج همکلاسیهای کمونیست و مبارزشان در دهه ۶۰ میگذریم. نقش دیگر اینها چون گشت ثارالله در دانشگاه بود.

‏۱۵. انجمنیها غالبا دراختیار جناح خط امام حزب ج.ا بودند.دردهۀ۷۰ و استحاله طلب شدن فالانژهای سابق،انجمن و تحکیم هم پوست انداختند و لیبرال شدند.

کانال تلگرامی https://t.me/uniiran
پیامگیر تلگرامی @sjktamas

تجمع دانشجویان دانشگاه #تربیت_مدرس
در اعتراض به معرفی وزیر علوم ناهمسو با مطالبات دانشجویان
روز شنبه ششم آبان ماه، ساعت 12:30
مقابل مسجد
متنی برای دوستان اصلاح طلب
https://t.me/uniiran/890

Page 5 of 177

connect1